This is Google's cache of http://www.iran-far.com/showthread.php?p=208550. It is a snapshot of the page as it appeared on Aug 7, 2010 21:37:44 GMT. The current page could have changed in the meantime. Learn more

Full version
These search terms are highlighted: تحریف نام خدا در  
قدیمی 08-29-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 507
امتیاز: 2412
تشكرها: 1,039
2,402 بار در 495 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض تحریف کلمه "خدا" در ترجمه های کتاب مقدس

به نام خداوند واحدِ خالق هر چیز
با سلام به همه دوستان،

در بحثی که در انجمن اسلام در گرفت، بنا شد ادامه بحث در سرفصلهای مجزا در انجمن مسیحیت پی گرفته شود.
برای اطلاع از گذشته بحث می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.iran-far.com/showthread.php?t=9905&page=5

با توجه به تایید ضمنی جناب فیلیپ، بنده این بحث را تحت عنوان "تحریف کلمه "خدا" در ترجمه های کتاب مقدس" آغاز می کنم.
از آنرو این بحث از اهمیت به سزایی برخوردار است که در فرازهای متعدد از ترجمه های فارسی عهد جدید، عیسی مسیح(علی نبینا و آله و علیه السلام)، یا خود را "فرزند خدا"، خوانده است یا توسط دیگران "خدا" خوانده شده است.

برای آنکه بحث نظم خود را داشته باشد و تا انتها بدانیم که ادعا چه بوده است، بنده فرضیات و ادعای خود را در این بحث در ابتدا اقامه می کنم:
  1. به اصل متن عبری عهد قدیم و متن یونانی عهد جدید در این بحث اعتماد می کنم.
  2. به دانش مترجمین معروف و شناخته شده کتاب مقدس اعتماد می کنم.
  3. اما به سلیقه دینی مترجمین کتاب مقدس اعتماد نمی کنم.
آنگاه تنها با مفاد بالا و بدون هیچ افزودنی، یعنی از همین کتاب مقدس موجود و ترجمه های موجود ثابت می کنم که:

نقل قول:
در ترجمه کانونی ترین و مهم ترین کلمه کتاب مقدس، یعنی نام مقدس خدا، تحریف جدی اتفاق افتاده است.
امید که ذات اقدس خداوند، ما را در کشف ظرایف کتابهای مقدسش یاری نماید.

اما مقدمه ای از بحثی که تا کنون در این زمینه شد:

این بحث از آنجا آغاز شد که جناب فیلیپ برای اثبات الوهیت عیسی(ع) از آیه یوحنا 1:1 استفاده کردند:

نقل قول:
اصل متن یونانی: εν αρχη ην ο λογος και λογος ην προς τον θεον και θεος ην ο λογος
ترجمه فارسی قدیم: در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود
توجه خوانندگان عزیز را به این جلب می کنم، که طبق فرضیاتی که شد، در این بحث، اصل متن یونانی مورد تایید اینجانب هست، اما ترجمه ای که تحت عنوان ترجمه فارسی قدیم معروف است مورد تایید بنده نیست، هرچند از دانش این مترجمین برای درک معنای واقعی کلمه یونانی θεος که در انگلیسی Theos خوانده می شود بهره خواهم جست.

برای دوری از تکلف و اینکه عمده مخاطبین ما به زبانهای باستانی چون عبری، سریانی و یونانی، تسلطی ندارند، از این پس اصول زیر در نقل آیات را پی خواهم گرفت و از جناب فیلیپ هم تقاضا می کنم اگر صلاح می دانند پی بگیرند:
  1. از نقل متن کامل یونانی و عبری، مگر در موارد خاص پرهیز کنیم.
  2. در متن ترجمه، کلمات اصلی عبری یا یونانی متناظر را مقابل کلمه ترجمه شده ذکر کنیم.
  3. در نقل متن ترجمه هر آیه، عنوان ترجمه ذکر گردد، تا همگی به منبع دقیق متن واقف گردند.
  4. توضیحات اضافه را در مورد آیات نقل شده، در داخل پرانتز ارائه کنیم.
به این نحو تفاوت بین متن اصلی و ترجمه ها برای همه روشن خواهد گردید و به تکلفِ نا آشنایی با الفبای باستانی هم نمی افتیم.
همچنین فرض دیگری هم که البته در صورت لزوم به سادگی قابل اثبات است، می کنم و آن اینست که:

معادل کلمه θεος یونانی در عبری کلمه אלהים (الوهیم) است.

از آن رو این فرض هم لازم است، چرا که ارتباط متن عبری عهد عتیق، با متن یونانی عهد جدید بدون آن ممکن نمی گردد. و اثبات آن هم از مقایسه متن عبری عهد عتیق با ترجمه یونانی عهد عتیق، معروف به سبعینه، کاملا قابل حصول است.
جهت اطلاع خوانندگان کلمه الوهیم، کلمه پر کاربردی در عهد عتیق است و فقط در سفر پیدایش 200 بار تکرار شده است.

اما از مقدمه که بگذریم به اصل بحث خواهیم رسید:

اینکه منظور واقعی کتاب مقدس از کلمه θεος در یونانی و الوهیم در عبری چیست، مسئله ایست که اکنون قصد پیگیری آن را داریم. بدون شک در بسیاری فرازهای کتاب مقدس این کلمه برای اشاره به خداوند استفاده شده است. البته در فرازهایی که اشاره مستقیم به خداوند است ترکیب ویژه ای به کار رفته است، که من برای پرهیز از اطاله بحث وارد آن نمی شوم. اما در بسیاری فرازهای عهد عتیق نیز، این کلمه برای اشاره به موجوداتی غیر ذات اقدس خداوند استفاده شده است.
من به برخی موارد که مترجمین کتاب مقدس صلاح دیده اند، ترجمه هایی غیر از "خدا" برای این کلمه استفاده کنند اشاره می کنم:

نقل قول:
پیدایش ۱:۱
فارسی قدیم
در ابتدا، خدا(الوهیم) آسمانها و زمین را آفرید.

پیدایش ۱:۲۷
ترجمه J. W. Etheridge از تارگوم اورشلیم
And the Word of the Lord(Elohim) created man in His likeness, in the likeness of the presence of the Lord(Elohim) He created him

خروج ۲۲:۲۸
ترجمه Darby
Thou shalt not revile the judges(Elohim), nor curse a prince amongst thy people.

خروج ۳۲:۱۷
فارسی قدیم
برای دیوهایی که خدایان نبودند، قربانی گذرانیدند، برای خدایانی(الوهیم) که نشناخته بودند ...

تثنیه ۱۰:۱۷
فارسی قدیم
زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان(الوهیم) و ربالارباب، و خدای عظیم و جبار ومهیب است...

اول سموئیل ۲۸:۱۳
عصر جدید
پادشاه به او گفت: «نترس. چه میبینی؟» زن گفت: «یک روح(الوهیم) را میبینم که از زمین بیرون میآید.»

مزامیر ۸:۵
فارسی قدیم
تو(یهوه) مقام او(انسان) را فقط اندكي پايينتر از فرشتگان(الوهیم) قرار دادي و تاج عزت و احترام را بر سر وي نهادي.

مزامیر ۸۲:۱
ترجمه تفسیری
خدا(الوهیم) در دادگاه آسماني ايستاده است تا قضات(الوهیم) را به پاي ميز محاكمه بكشاند.

مزامیر ۸۲:۶
عصر جدید
من گفتم که شما(انبیاء) خدایانید(الوهیم) و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی
این فرازها به خوبی نشان می دهد که از دید مترجمین کتاب مقدس، کلمه θεος یونانی یا الوهیم عبری، معانی زیر را داراست:

نقل قول:
معنی کلمه الوهیم و θεος از دید مترجمین کتاب مقدس: خدا، کلمه یهوه، قضات، خدایان، فرشتگان، روح، انبیاء(غیر مستقیم)
حال سوال من از جناب فیلیپ آن است که چرا و به چه دلیلی از میان این گستره وسیع معانی برای کلمه الوهیم و θεος که مترجمین کتاب مقدس به آن معتقد بوده و هستند، شما و بسیاری دیگر مدعی هستید، که این کلمه در آیه مورد بحث(یوحنا 1:1) معنی خدا می دهد؟
تنها اشاره می کنم، این بحث از آنجهت مهم است که قرآن همچون انجیل به روشنی باروری مریم(س) توسط جناب روح را تایید می کند.(قرآن 19:19)، آنچه که مسئله ساز است، خدا خواندن و فرزند خدا خواندن، عیسی مسیح است.

با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
14 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-04-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 507
امتیاز: 2412
تشكرها: 1,039
2,402 بار در 495 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض در انتظار پاسخ

با سلام

در حالیکه همچنان در انتظار پاسخ جناب فیلیپ هستیم،

توجه دوستان را به معنای این دو کلمه در دو فرهنگ موجود جلب می کنم:

فرهنگ عبری-فارسی حییم کلمه الوهیم را دارای معانی زیر می داند:
نقل قول:
خدا، قاضی، فرشته و رسول
و فرهنگ Strong نیز کلمه تئوس را به معانی زیر دانسته است:
نقل قول:
gods, God, angels, X exceeding, goddess, godly, X (very) great, judges, X mighty
لذا چنانکه مشاهده می شود، این کلمه معانی مختلفی دارد، که بیشتر مترجمین کتاب مقدس بنا بر سلیقه خود، در آیه یوحنا 1:1 آن را تنها خدا ترجمه می کنند.

البته معدود مترجمانی هستند که ترجمه های دیگری هم کرده اند، که البته در اقلیت هستند.

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
10 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-05-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 199
امتیاز: 604
تشكرها: 188
594 بار در 186 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

درود بر شما گرانقدر؛

بنده تصور می کردم که موضوع "الوهیت مسیح در کلیسای اولیه" را به شکل تاریخی دنبال خواهیم کرد که البته گویا شما آن را از نگر زبانشناختی دنبال کرده اید.

نکته ی جالب این است که این قضیه توسط هیچ محقق و سکالر معتبر عهد جدید، چه مسیحی و چه لیبرال جدی، گرفته نشده و از مباحث سطح پایین و نا دانشیک برشمرده می شود.

به هر روی ما از آن استقبال میکنیم و تلاشمان برآن خواهد بود تا حقیقت الوهیت مسیح از طریق اینگونه مسائل جانک (junk) بر کسی پوشیده نماند، تا چنانچه خداوندم امر نمود: حقیقت را بشناسید و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت. (یوحنا 8: 32)

البته چنانچه پیشتر نیز گفته بودیم،شرکت ما در این سری گفتگو ها تنها به شرط محدودیت پست های طرفین است.
توصیه ی من این است که این گفتگو به ده (10) پست از هر شخص محدود شود. نخستین پست این گفتگو ، پست #1 است که توسط شما فرستاده شده (پس شما 9 پست دیگر برای فرستادن دارید. پست شماره ی دوی این تاپیک به خاطر حجم کم، جزو این 9 پست شمرده نخواهد شد). پس بر این اساس پست آخر گفتگو نیز توسط ما فرستاده خواهد شد.

به مهر موافقت خودتان را با این شرط اعلام نمایید تا ما نیز اول پستمان را در پاسخ به شما بفرستیم.

با سپاس فراوان؛
فیلیپ.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
9 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-05-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 507
امتیاز: 2412
تشكرها: 1,039
2,402 بار در 495 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام!

دوست گرامی، منعی نیست و موافقم! تنها شرط آن است که، در انتها شما نتیجه گیری نکنید و نتیجه گیری را به خواننده وا گذارید!

اما توصیه بنده آن است که به جای برچسب زدن، به بحث نیکو و علمی بپردازیم!

نادانشیک! و Junk خواندن بحث، روش صحیحی نیست! و برای گفتگوی سالم و متکی بر احترام متقابل، صلاح نیست!

چه کنیم که دانش ما اندک است و بضاعت بیش از این نداریم!

یقین که (یهوه) مستهزئین را استهزا مینماید، اما متواضعان رافیض میبخشد!(امثال سلیمان 3:34)

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
9 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-06-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 199
امتیاز: 604
تشكرها: 188
594 بار در 186 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر نمایش پست ها
با سلام!

دوست گرامی، منعی نیست و موافقم! تنها شرط آن است که، در انتها شما نتیجه گیری نکنید و نتیجه گیری را به خواننده وا گذارید!

اما توصیه بنده آن است که به جای برچسب زدن، به بحث نیکو و علمی بپردازیم!

نادانشیک! و junk خواندن بحث، روش صحیحی نیست! و برای گفتگوی سالم و متکی بر احترام متقابل، صلاح نیست!

چه کنیم که دانش ما اندک است و بضاعت بیش از این نداریم!

یقین که (یهوه) مستهزئین را استهزا مینماید، اما متواضعان رافیض میبخشد!(امثال سلیمان 3:34)

با احترام
سپهر محمدی
درود بر شما گرامی؛

ما در پست آخر استدلال هایمان را جمع بندی خواهیم کرد و اصل گفتگو در در همین است. البته شما نیز قادر به نتیجه گیری در پست دهمتان خواهید بود و ما نیز تضمین می کنیم که به نقد آن پست نپردازیم تا دو نتیجه گیری عادلانه از دو طرفین گفتگو فراهم شوند.

همچنین جانک خواندن روش شما به آن معنا نیست که (ما جسارت کرده و) دانشتان را زیر سوال برده باشیم، بلکه عرضمان این است که دانشتان را در راه درستی به کار نگرفته اید.

به هر روی، امید است تا گفتگویی پرثمر و سرشار از برکت در پیش داشته باشیم.

دوستدار شما؛
فیلیپ.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
7 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-06-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 199
امتیاز: 604
تشكرها: 188
594 بار در 186 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

پست 1:

رئوس مطالب این پست:1. واژگان در سیاق و بنیانشان
2. واژه ی تئاس در سیاق یوحنا 1:1
3. واژه ی تئاس در معنای بنیادینش
4. بررسی نوشتار جناب سپهر
5. نتیجه گیری
6. زیرنویس

«واژگان در سیاق و بنیانشان»

"واژگان، تنها در سیاقشان معنا میدهند"

بیان فوق از پروفسور جمیز وایت (James White)، زبان شناس و داشمند نامی کتاب مقدس، میتواند یکی از محکمترین اصول زبانشناسی محسوب گردد که نقش بسزایی در گفتمان ما بازی خواهد کرد.
به طور خلاصه، یک واژه میتواند «معناهای متفاوتی» در «سیاق های متفاوت» به تن گیرد. این خصیه نه تنها برای واژه ی تئاس یونانی و الوهیم عبری، لکن برای واژه ی "خدا" ی فارسی و هر کلمه ی دیگری نیز میتواند صادق باشد. برای مثال به چهار جمله ی زیر دقت کنید:

  1. الله خدای اسلام گرایان است. (خدا در اینجا به معنای ذات اقدس الهی)
  2. الویس خدای راک است! [1] (خدا در اینجا به معنای سردار)
  3. ناوخدا (ناخدا)، دستور ایست کشتی را دارد. (ناوخدا یا "خدای ناو" به معنایی رئیس ناو یا کشتی [2])
  4. دهخدا، وارد دهستان شد. (ده-خدا یا "خدای ده" به معنای رئیس دهستان [3])

پس میبینیم که واژه ی فارسی خدا نیز (همچون تئاس یونانی یا الوهیم عبری) میتوانند به معنای متفاوتی من جمله ی "رئیس" "سردار" نیز باشد.
حال تصور کنید که ما بیاییم و استدلال کنیم که منظور از "خدا" در آیه ی "خدا واحد است" (توحید 1) میتواند "رئیس واحد است" نیز باشد و نمیتوان گفت که منظور ذات اقدس الهیست!؛ پس آموزه ی توحید اسلامی مردود است.(!!) یا اینکه بگوییم شاید منظور فردوسی از واژه ی "خدا" در بیت زیر، "سردار" و "رئیس" باشد!:بنام خدای جهان آفرین
نمانم ز گردان یکی بر زمین .
آیا با این کار، چیزی جز زیر سوال بردن عقل خویش را به انجام خواهیم رساند!؟


حال دوست ارجمندمان، جناب سپهر، آمده اند استدلالی دقیقا همچو استدلال فوق کرده اند. ایشان عرض نمودند که واژه ی تئاس (تئوس)، میتواند معناهای دیگری، به غیر از "ذات اقدس الهی" نیز داشته باشد پس نمیتوان آیه ی یونانی "تئاس، اِن ها لاگاس" (θεὸς ἦν ὁ λόγος) از انجیل یوحنا 1:1 را به "کلمه خدا بود" ترجمه کرد.

ما در جواب میگوییم: آری، واژه ی تئاس شاید بتواند در برخی از سیاق های انگشت شمار معناهای دیگری نیز به خود گیرد، با این حال واضح است که این واژه (تئاس) در سیاق یوحنا 1:1 به چم خدای متعال و ذات اقدس باری تعالی به کار گرفته شده.


«واژه ی تئاس در سیاق یوحنا 1»

یوحنا باب 1 بدین قرار است:۱در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا (تئاس) بود؛۲همان در آغاز با خدا بود.۳همهچیز بهواسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچچیز بدون او پدیدار نگشت.
۴در او حیات بود و آن حیات، نور آدمیان بود.۵این نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافته است.
۶مردی آمد که از جانب خدا فرستاده شده بود؛ نامش یحیی بود.۷او برای شهادت دادن آمد، شهادت بر آن نور، تا همه بهواسطۀ او ایمان آورند.۸او خودْ آن نور نبود، بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد.۹آن نور حقیقی که بر هر انسانی روشنایی میافکَنَد براستی به جهان میآمد.
۱۰او در جهان بود، و جهان بهواسطۀ او پدید آمد؛ امّا جهان او را نشناخت.۱۱به مُلک خویش آمد، ولی قومِ خودش او را نپذیرفتند.۱۲امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هرکس که به نام او ایمان آورد؛۱۳آنان که نه با زادنی بشری، نه از خواهشِ تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا زاده شدند.
۱۴و کلام، انسان خاکی شد و در میان ما مسکن گزید. و ما بر جلال او نگریستیم، جلالی درخور آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی.۱۵یحیی بر او شهادت میداد و ندا میکرد که «این است کسی که دربارهاش گفتم: ”آن که پس از من میآید بر من برتری یافته، زیرا پیش از من وجود داشته است“.»۱۶از پُری او ما همه بهرهمند شدیم، فیض از پی فیض.۱۷زیرا شریعت بهواسطۀ موسی داده شد، و فیض و راستی بهواسطۀ عیسی مسیح آمد.۱۸هیچکس هرگز خدا را ندیده است. امّا آن خدای یگانه که در بَرِ پدر است، همان او را شناسانید. (یوحنا 1: 1-18)

ما ادعا میکنیم که منظور یوحنا از واژه ی "تئاس" در آیه ی "تئاس ان ها لاگاس" خدای راستین میباشد و فرنود هایمان به قرار زیر اند:

  • نخستین فرنود، که آگوستین قدیس آن را در رد آرینیست ها به کار گرفته بود، این است که لاگاس (کلمه) در این آیه، علت و آفریننده ی تمام هستی معرفی شده است. در آیه ی سه میخوانیم: "همهچیز بهواسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچچیز بدون او پدیدار نگشت." یا در آیه ی ده: "و جهان بهواسطۀ او پدید آمد"
    میدانیم که آفریننده بودن جهان، از صفات فلسفی و کتاب مقدسی منحصر به "ذات اقدس الهی" است. از طریق برهان کازمالاجیکال (Cosmological) یا همان برهان علیت، میتوان به این نتیجه رسید که "علت جهان" ذات اقدس الهیست.
    همچنین کتاب مقدس یهوه، تنها خدای راستین را، تنها آفریننده معرفی میکند. (پیدایش 14: 22 ؛ اشعیا 44: 24).
    پس لاگاس (کلمه = عیسی) همانا یهوه خداوند است و منظور یوحنا از تئاس نیز چیزی جز ذات اقدس الهی نمیتوانسته باشد.
  • یوحنا در این باب، یحیی را شخصیت موعود اشعیا 40: 3 دانسته (یوحنا 1: 23) که راه را برای عیسی باز میکند. نکته ی بنیادین در آن است که شخصیت موعود اشعیا 40: 3 راه را برای خداوند یهوه باز خواهد کرد. بر این اساس تنها نتیجه ی منطقی این خواهد بود که یوحنا در این باب، لاگاس (=کلمه=عیسی) را همانا خداوند یهوه، تنها خدای راستین دانسته است پس منظور از تئاس نیز میبایست ذات اقدس و راستین الهی باشد.
  • یوحنا لاگاس را مالک جهان میداند ( یوحنا 1: 11) ذات اقدس الهی، تنها مالک هستیست، پس یوحنا لاگاس را ذات اقدس الهی دانسته.
  • یوحنا، لاگاس را ازلی میداند، چرا که مینویسد: "در آغاز کلام بود" (Ἐν ἀρχῇ ἦν ὁ λόγος) دقت کنید که فعل "بود" (ἦν) به شکل استمراری به کار گرفته شده، یعنی کلمه در آغاز به وجود نیامد، لکن در آغاز زمان "بود"، پس بدین ترتیب "پیش از آغاز زمان" (=ازلیت) نیز وجود داشته، پس لاگاس ازلیست، پس ذات اقدس الهیست. یوحنا همچنین به پیش موجودیت لاگاس (=کلام=عیسی) اعتراف میکند (یوحنا 1: 15)
به این ترتیب، آیه ی "تئاس ان ها لاگاس" نمیتواند به معنایی جز " کلام «ذات اقدس الهی» بود" باشد.


«واژه ی تئاس در معنای بنیادینش»

گفتیم که یک واژه میتواند معناهای متفاوتی در سیاق های متفاوت داشته باشد. با این حال میبایست اضافه کرد که هر واژه یک معنای بنیادین نیز دارد. دیدیم که واژه ی فارسی خدا میتواند در برخی از سیاق های انگشت شمار معناهای "رئیس و سردار" نیز بدهد، اما معنای بنیادینش چیزی جز "ذات اقدس الهی" نیست. به همین ترتیب نیز شاید واژه ی تئاس در هر هزار مرتبه 1 بار به معنای "رئیس" به کار گرفته شود، اما معنای بنیادینی جز جز ذات اقدس الهی نخواهد داشت.

دیکشنری غیر کتاب مقدسی The Middle Liddell Greek-English Lexicon ، تئاس را به "خدا" ترجمه کرده است:
I. God, Hom., both in general sense, Θεὸς δώσει God will grant, and in particular sense, θεός τις a god ..
(منبع)

Georg Autenrieth یونانی دان معتبر نیز در دیکشنری غیر کتاب مقدیش، A Homeric Dictionary for Schools and Colleges ، تئاس را به خدا ترجمه میکند:
θεός , gen. and dat. pl. θεόφιν: god (or goddess); of individual divinities, and collectively, the deity, God, σὺν θεῷ, ἄνευ θεοῦ, etc. Forms of the pl. are often to be read with synizesis, e. g. θεοῖσιν, Od. 14.251.
(منبع)
Ezra Abbot, Thomas Sheldon، Green Charles و Frederic Hudson نیز در دیکشنری نقادانه یشان (A critical Greek and English concordance of the New Testament) معنای بنیادین تئاس "خدا" دانسته اند.

در خود عهد جدید، واژه ی تئاس 1320 مرتبه در خطاب به خدای راستین و ذات اقدس الهی و احتمالا، حدود 13 مرتبه در خطاب به خدایان کذاب به کار گرفته شده است. (منبع)

خارج از عهد جدید چطور؟
یونانیان باستان این کلمه را چگونه تعریف مینمودند؟
ارسطو مینویسد:بدون شک، «تئاس»، علت اصلی میباشد، که به صورت [علت العلل و علت حرکت]، عمل می نماید. (Aristot. Eud. Eth. 2.1222b. 20)

«تئاس» چنان کامل است که نمیتوان به چیز دیگری [برتر از او] تصور کرد. (Aristot. Eud. Eth. 7.1245b)

در جهان همه چیز توسط «تئاس» به حرکت در می آید... پس آیا چیزی جز «تئاس» میتواند والاتر از خرد و اندیشه باشد؟ (Aristot. Eud. Eth. 8.1248a)

«تئاس» به هیچ چیزی نیازمند نیست (Aristot. Eud. Eth. 8.1249b)
مترجم که چه عرض کنیم، هر انسان سلیم عقلی نیز متوجه خواهد شد که «تئاس» یونانی ارسطو چیزی جز "خدا" در پارسی و "الله" در عربی نمیباشد.

ما به همین اسناد بسنده میکنیم و نتیجه میگیریم که معنای بنیادین تئاس نمیتواند چیزی جز "خدا" یا "الله" باشد.

بر این اساس، اگر آیه ای با واژه ی "تئاس" پیدا شود، و از سیاقش نیز مشخص نباشد که مظور از تئاس چیست، فرض بر آن خواهد بود که منظور "خدا" است.


«بررسی نوشتار جناب سپهر»


نقل قول:
معادل کلمه θεος یونانی در عبری کلمه אלהים (الوهیم) است.
در معنای بنیادینشان: آری. هر دوی تئاس (θεος) یونانی و الوهیم عبری (אלהים) به معنای خدا میباشند. با این حال گاهی از الوهیم استفاده هایی میشود که بر تئاس یونانی قابل اجرا نیستند. (الوهیم واژه ی بازتری از تئاس میباشد و معناهایی بیشتری در بر میگیرد؛ تئاس معمولا مختص خدا بکارگرفته میشود)
برای نمونه אלהים (الوهیم) در مزمور 8: 2 ، در ترجمه ی هفتاد یونانی (سپتواجنت) نه به تئاس (خدا) ، لکن به ἀγγέλους (انگلوس= فرشته) ترجمه شده است.

نقل قول:
معنی کلمه الوهیم و θεος از دید مترجمین کتاب مقدس: خدا، کلمه یهوه، قضات، خدایان، فرشتگان، روح، انبیاء(غیر مستقیم)
شما در مثال هایتان صرفا از متن عبری و واژه ی الوهیم سود جستید و مشخص نیست که چگونه این معانی را به تئاس یونانی نیز پیوند دادید.

همچنین چنانچه گفته شد، واژه ی الوهیم در چند سیاق بسیار محدود، در معناهای دیگری (بجز خدا) نیز بکار گرفته شده، اما شما در این لیستتان کمی زیاده روی کرده اید:
1. الوهیم در هیچکجای عهد عتیق در خطاب به انبیا بکارگرفته نشده است. مزمور 82 در مورد رهبران قوم است و نه انبیا.

2. مزمور 82: 1 و 82: 6 در خطاب به یک جمعیت میباشند (و نه دو جمعیت متفاوت)، با این حال شما آنها را یکبار قضات و بار دیگر انبیا تعریف کرده اید!

3. خدا و خدایان هر دو به یک چم "الوهیت (کذاب یا راستین)" میباشند و یک تعریف محسوب میشوند.

4. کلام خدا از معانی الوهیم نیست. منبعتان برای این ادعا تارگوم است (که به آرامی نوشته شده و از عبارت "ممرا د ماریا" سود جسته است) و از انجایی که تارگوم یک ترجمه ی تفسیریست، پس سند درخوری برای ادعایتان نمیباشد.

از این روی معانی الوهیم را میتوان به این قرار دانست: خدا ، حاکم(=قاضی یا رئیس یا چیزی در این محدوده)، فرشته و شاید روح.
البته خواننده میبایست دقت کند که الوهیم 2590 مرتبه به معنای "خدا" و تنها کمتر از 5 مرتبه به معنای "حاکم" و فقط 1 بار به معنای "فرشته" استفاده شده است.

جناب سپهر طوری عرض میکنند که الوهیم به معنای "خدا، قاضی و فرشته" است که گویا هر کدام از این معانی نیمی از استفاده های الوهیم در بر میگیرد! در صورتی که چنانچه عرض شد نسبت استثناء های الوهیم به معنای بنیادین (=خدا) آن حدود 1 در 500 میباشد و هیچگونه مشکلی در ترجمه و درک کتاب مقدس نیز بوجود نمی آورد. (همانگونه که استثناء های واژه ی خدا در فارسی مشکلی در الهیات و کتب فارسی بوجود نمی آورند)


«نتیجه گیری»

  1. دیدیم که یک واژه میتواند معنای مختلفی در سیاق های مخلف در بر گیرید. برای مثال واژی خدا در فارسی در اکثر مواقع به معنای "ذات اقدس الهی" بکار گرفته میشود، آما در بعضی از مواقع انگشت شمار میتواند معانی "رئیس و سردار" را نیز داشته باشد. (مثال: خدای راک! ناوخدا، دهخدا و ...) با این حال این معانی را میتوان توسط سیاقشان شناسایی کرد. (مثال: هیچکس نخواهد گفت منظور از "الویس خدای راک است!" "الویس پروردگار متعال است!" میباشد!!)
    واژه های تئاس (معادل یونانی خدا) و الوهیم (معادل عبری خدا) نیز به همین صورت در سیاق های متفاوت میتوانند معناهای متفاوتی به تن گیرند.
  2. تئاس در آیه ی یوحنا 1:1 با توجه به سیاق باب، به معنای "ذات اقدس الهی" میباشد و نه رئیس و ... . دلایل این موضوع را بگستردگی در مطالب فوق شرح داده ایم.
  3. معنی بنیادین تئاس و الوهیم بر اساس اسناد مطرح شده "خدا" یا همان "ذات اقدس الهی" میباشد. در عهد جدید واژه ی تئاس، 1320 مرتبه به معنی خدا و فقط 1 بار (که آن هم قاطع نیست!) به معنای رئیس بکارگرفته شده. الوهیم نیز 2590 مرتبه به معنای خدا و تنها (شاید) 6 مرتبه به معنای رئیس و فرشته استفاده شده است. بر این اساس حتی اگر سیاق نیز چیزی به ما نگوید، میبایست معنای "خدا" برای الوهیم و تئاس فرض گرفته شود.



«زیر نویس»

[1] برای استفاده از اینگونه ادبیات عامی، رجوع کنید به این لینک: "عکسهای اریک کلاپتون خدای موسیقی راکاین لینک: "بگید که خدای راک جهان کیه ؟"؛ یا این لینک: "خدای گیتار بیس خدای موسیقی پاپ ایران فقط اندی"

[2] در واژه نامه ی دهخدا: صاحب و خداوند ناو که کنایه از کشتی و جهاز است (برهان قاطع). خداوند کشتی و جهاز. (ناظم الاطباء). خداوند کشتی را گویند و آن در اصل ناو خدای است . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). خداوند و مالک کشتی . (از فرهنگ نظام ). || مجازاً راننده ٔ کشتی . (فرهنگ نظام ). و ملاح و فرمانده ٔ کشتی . کشتیبان . ناخفراه . (ناظم الاطباء). رئیس ملاحان در یک کشتی . ملاح . کشتیبان . کشتی کش . بزرگ کشتی .

[3] در واژه نامه ی دهخدا: خداوند ده . (شرفنامه ٔ منیری ). کدخدا و رئیس و بزرگ ده . (از برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء)




__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
9 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-09-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 507
امتیاز: 2412
تشكرها: 1,039
2,402 بار در 495 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض عیسی مسیح پاسخ می دهد!

با سلام

دوستمان جناب فیلیپ به درستی فرمودند که "واژگان، تنها در سیاقشان معنا میدهند"
بنده ضمن تایید این موضوع در سرفصلهای زیر به بررسی سیاق واژه های یهوه و الوهیم که در زمان عیسی مسیح مورد استفاده قرار می گرفته است می پردازم:
  1. بررسی کاربرد نام یهوه در عهد عتیق و اشاره به کاربرد نام الله در قرآن
  2. بررسی کاربرد واژه الوهیم در عهد عتیق
  3. بررسی فضای گفتمان عیسی مسیح و ادعای ایشان مبنی بر اینکه فرزند الوهیم و پرستنده یهوه است.
  4. بررسی دلایل و بهانه های یهودیان برای برخورد با عیسی مسیح
  5. پاسخ عیسی مسیح به بهانه های یهودیان
  6. بررسی واژه "لوگوس" یا کلمه، و اینکه آیا تنها کلمه خداوند، عیسی مسیح است؟
لذا به حول و قوه الهی و به الهام از روح القدس، تک تک به سرفصلهای این بحث می پردازیم:

1. بررسی کاربرد نام یهوه در عهد عتیق و اشاره به کاربرد نام الله در قرآن

همانطور که می دانید، برای اشاره به خدا در اسلام از کلمه الله استفاده می شود. در هیچ کجای قرآن و در هیچ حدیثی از پیامبر اسلام و ائمه معصومین جایی را نمی یابید که از کلمه "الله" برای اشاره به روح، قضات، بزرگان قوم و از این قبیل و یا هر چیز دیگر، استفاده شده باشد.
به همین نحو در کتاب مقدس و در عهد عتیق تنها نام خداوند، یهوه است، در هیچ فراز کتاب مقدس این نام برای احدی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است. این نام حدود 6800 بار در عهد عتیق و بیش از 200 بار در عهد جدید به کار رفته است.(بسیار بیش از حدود 2500 باری که کلمه الوهیم به کار رفته است.) در هیچ فرازی از عهد قدیم و اناجیل، کلمه یهوه برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است.
مهمترین آیه ای که 3500 سال است که هر یهودی، دو بار در روز و در زمان احتضار، همچون شهادتین مسلمانان، می خواند آیه شِماع است:

نقل قول:
تثنیه 6:4
ترجمه فارسی قدیم
4 ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. 5 پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما. 6 و این سخنانی که من امروز تو را امر میفرمایم، بر دل توباشد. 7 و آنها را به پسرانت به دقت تعلیم نما، وحین نشستنت در خانه، و رفتنت به راه، و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما. 8 و آنهارا بردست خود برای علامت ببند، و در میان چشمانت عصابه باشد. 9 و آنها را بر باهوهای درخانه ات و بر دروازه هایت بنویس.
لذا از این روست که ادعا می کنیم که کلمه یهوه تنها نامیست که به صورت انحصاری به ذات اقدس خداوند در عهد قدیم و اناجیل اشاره می کند.
متاسفانه دوست ما هیچ توجهی به این موضوع نمی کنند و به سادگی از کنار آن عبور می کنند! در قرآن نیز صفاتی چون "رب" یا "ولی" یا "رحیم" یا بسیاری دیگر از اسمائی که به صورت عام به خدا اطلاق می شود در مواردی به غیر ذات اقدس الوهیت بر می گردد. در داستان حضرت یوسف کلمه رب برای عزیز مصر (12:41) و در جاهای دیگر کلمات "ولی"(5:55) و "رحیم"(9:128) برای پیامبر اسلام و ائمه معصومین به کار رفته است و این کاملا طبیعی است. آیا احدی از مسلمانان مدعی الوهیت پیامبر اسلام شده است به این دلیل که او ولی و رحیم است؟؟؟ اما نام الله چه؟ آیا نام الله در قرآن برای هیچ شخص دیگری به کار رفته است؟ به هیچ وجه و به هیچ روی!
به صورت مشابه در کتاب مقدس نیز چنین است. یعنی کلمات "ادونای" یا معادل یونانی آن "کوریوس" و یا "الوهیم" و معادل یونانی آن "تئوس" برای اشخاص مختلفی به کار رفته است. و به صرف استفاده آن برای آن شخص نمی توانیم مدعی شویم که آن شخص خدا است!

2. بررسی کاربرد واژه الوهیم در عهد عتیق

به استناد ترجمه شاه جیمز که مطلقا مورد تایید من نیست، کلمه تئوس یونانی(در ترجمه سبعینه) و الوهیم عبری، در حدود 300 بار از 2500 باری که در عهد عتیق به کار رفته است برای موجوداتی غیر از ذات اقدس خداوند(خدای اسرائیل) به کار رفته است.(دوستمان گویا خدایان دروغین را نیز خدا می داند!!!) این عدد از جمع تعداد باری که این کلمه غیر از God آمده است قابل حصول است. (کلمه God تنها با g بزرگ، به خدای اسرائیل، که خدای واقعی مورد تایید اسلام است، دلالت دارد)

http://www.blueletterbible.org/lang/...ngs=H430&t=KJV
http://www.blueletterbible.org/lang/...ngs=H410&t=KJV
http://www.blueletterbible.org/lang/...ngs=H426&t=KJV
http://www.blueletterbible.org/lang/...ngs=H433&t=KJV

توجه کنید که تمام کلمات عبری الوهیم، اِل، اله و الوه در ترجمه یونانی سبعینه به یک کلمه تئوس ترجمه شده اند!

این ترجمه ها شامل مواردی از قبیل خدایان دروغین، بتها، قضات، الهه ها، بزرگان، قدرتمندان، فرشته ها و از این قبیل است!

به دید بنده البته تازه آمار صحیح به عکس است، یعنی از 2500 باری که این کلمه در عهد عتیق به کار رفته است تنها 300 بار آن به خدای واحد حقیقی، یا همان خدای اسرائیل، اشاره می کند و بقیه به موجوداتی غیر از ذات اقدس الوهیت اشاره می کند. اما همین آمار فوق نیز، ولو یک مورد بوده باشد، برای استدلال ما کافی است.

پس دریافتیم که کلمه ای چون یهوه، در همین کتاب مقدس موجود وجود دارد که به هیچ وجه و به هیچ روی، برای هیچ کس غیر از خداوند واحد یکتا، یعنی خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، به کار نرفته است. اما در مورد کلمه الوهیم چنین نیست!

3. بررسی فضای گفتمان عیسی مسیح و ادعای ایشان مبنی بر اینکه فرزند الوهیم و پرستنده یهوه است.

همانطور که اشاره شد در فضای گفتمانی عیسی مسیح که همان فضای عهد عتیق بود، کلمه الوهیم و تئوس برای موجودات مختلفی استفاده می شده است.
در این فضا عیسی مسیح ظهور می کند و به شدت بر این موضوع تاکید می کند که یگانه و یکتا یهوه را می پرستد و تنها و تنها یهوه شایسته عبودیت است. و با زمزمه همان نوای توحیدی و روح نواز شِماع، مهمترین حکم شریعت را پرستش یهوه می داند:

نقل قول:
مرقس 12:29
ترجمه فارسی قدیم
و یکی از کاتبان، چون مباحثه ایشان را شنیده، دید که ایشان را جواب نیکو داد، پیش آمده، از او پرسید که «اول همه احکام کدام است؟» 29 عیسی او را جواب داد که «اول همه احکام این است که بشنوای اسرائیل، خداوند(یهوه)خدای ما خداوند(یهوه) واحد است. 30 و خداوند(یهوه) خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان وتمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما، که اول از احکام این است
(در جایگزینی کلمه یهوه در این آیه، از عهد قدیم و نسخه سریانی عهد جدید یاری گرفته شده است.)
اما داستان تولد عیسی مسیح خود یکی از عجایب است و عجیب تر می شود وقتی که عیسی مسیح خود را فرزند الوهیم می خواند. روح القدس که در پیش مریم مجسم شده بود، مریم را بارور کرد. و عیسی فردی که از کودکی معجزات بیشماری می کرد به دنیا آمد و خود را فرزند الوهیم خواند! آیا این بار اول بود که بنی الوهیم با بنی آدم در می آمیختند؟ خیر! در سفر پیدایش نیز از حادثه مشابهی یاد می شود:

نقل قول:
پیدایش 6:1
ترجمه فارسی قدیم
و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، 2 پسران خدا(الوهیم) دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند
لذا می بینید که چنین چیزی در فضای گفتمانی زمان عیسی مسیح، گرچه غریب بود و ندرتا اتفاق می افتاد، اما کاملا شناخته شده بود.
اشاره به این موضوع هم بد نیست که فردی که یعقوب با او کشتی می گیرد نیز خدا نیست بلکه الوهیم است:

نقل قول:
پیدایش 32:26
ترجمه فارسی قدیم
پس گفت: «مرا رها کن زیرا که فجرمی شکافد.» گفت: «تا مرا برکت ندهی تو را رهانکنم.» 27 به وی گفت: «نام تو چیست؟» گفت: «یعقوب.» 28 گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا(الوهیم) و باانسان مجاهده کردی و نصرت یافتی
لذا می بینید که وجود موجوداتی با عنوان الوهیم در فضای گفتمان عهد عتیق نه تنها عجیب نیست بلکه کاملا شناخته شده است!

در این فضاست که عیسی(ع) ضمن تاکید بر توحید، ادعا کرد که فرزند الوهیم است و به مردم مژده داد که اگر از او پیروی کنند می توانند همچون الوهیم به جاودانگی برسند. آیا مگر این جز وعده ای است که اسلام می دهد؟
مگر غیر از این است که جاودانه شدن در بهشت وعده خدا در قرآن است؟
برخی دوستان مسیحی ما گمان می کنند هر موجودی جاودانه شد، خدا است!
برخی دوستان مسیحی ما فکر می کنند هر موجودی ازلی شد خدا است!
مگر روح آدمی در اسلام موجودی ازلی و ابدی نیست؟ البته این ازلی و ابدی ها از دید ما انسانهای خاکی است و گرنه به نسبت ازلی و ابدی بودن خداوند، هیچ موجودی ازلی و ابدی نیست، اما به نسبت موجودات خاکی که مرگ یک سرنوشت محتوم است، جاودانگی، در کنار ذات اقدس الوهیت مسلما یک آرزو است.
به هر روی، عیسی ادعا کرد که فرزند الوهیم است و بشارت داد به اینکه هر انسانی می تواند همچون الوهیم جاودانه گردد.
در همین فصل اول یوحنا، آیه 12، این بشارت آمده است:

نقل قول:
یوحنا 1:12
ترجمه فارسی قدیم
و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا(الوهیم، تئوس) گردند، یعنی به هرکه به اسم او ایمان آورد،
4. بررسی دلایل و بهانه های یهودیان برای برخورد با عیسی مسیح

عیسی اما کار دیگری نیز کرد! او به شدت به خاخام ها و کاتبان یهودی و خشک مقدس های آن زمان یعنی فریسیان تاخت و وعده داد که انتقام خون همه کشته شدگان در راه خدا از فقیهان گرفته می شود:
نقل قول:
لوقا 11
ترجمه فارسی قدیم
37 و هنگامی که سخن میگفت یکی ازفریسیان از او وعده خواست که در خانه اوچاشت بخورد. پس داخل شده بنشست. 38 امافریسی چون دید که پیش از چاشت دست نشست، (یهودیان لازم می دانند که قبل از غذا دست را آب بکشند) تعجب نمود. 39 خداوند(کوریوس به معنی سرور) وی را گفت: «همانا شما ای فریسیان بیرون پیاله و بشقاب را طاهر میسازید ولی درون شما پر از حرص و خباثت است. 40 ای احمقان آیا او که بیرون را آفرید، اندرون را نیز نیافرید؟ 41 بلکه از آنچه دارید، صدقه دهید که اینک همهچیز برای شما طاهر خواهد گشت. 42 وای بر شماای فریسیان که دهیک از نعناع و سداب و هر قسم سبزی رامی دهید و از دادرسی و محبت خدا تجاوزمی نمایید، اینها را میباید بهجا آورید و آنها رانیز ترک نکنید. 43 وای بر شماای فریسیان که صدر کنایس و سلام در بازارها را دوست میدارید. 44 وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا که مانند قبرهای پنهان شده هستید که مردم بر آنها راه میروند و نمی دانند.»

45 آنگاه یکی از فقها جواب داده گفت: «ای معلم، بدین سخنان ما را نیز سرزنش میکنی؟» 46 گفت «وای بر شما نیز ای فقها زیرا که بارهای گران را بر مردم مینهید و خود بر آن بارها، یک انگشت خود را نمی گذارید. 47 وای بر شما زیرا که مقابر انبیا را بنا میکنید و پدران شما ایشان را کشتند. 48 پس بهکارهای پدران خود شهادت میدهید و از آنها راضی هستید، زیرا آنها ایشان را کشتند و شما قبرهای ایشان را میسازید. 49 ازاین رو حکمت خدا نیز فرموده است که به سوی ایشان انبیا و رسولان میفرستم و بعضی از ایشان را خواهند کشت و بر بعضی جفا کرد، 50 تا انتقام خون جمیع انبیا که از بنای عالم ریخته شد از این طبقه گرفته شود. 51 از خون هابیل تا خون زکریا که در میان مذبح و هیکل کشته شد. بلی به شما می گویم که از این فرقه بازخواست خواهد شد. 52 وای بر شما ای فقها، زیرا کلید معرفت رابرداشتهاید که خود داخل نمی شوید و داخلشوندگان را هم مانع میشوید.»

53 و چون او این سخنان را بدیشان میگفت، کاتبان و فریسیان با او بشدت در آویختند و درمطالب بسیار سوالها از او میکردند. 54 و در کمین او میبودند تا نکتهای از زبان او گرفته مدعی اوبشوند.
از اینکه این فرازهای نسبتا مفصل را نقل کردم، غیر از زیبایی مسحور کننده و کاربردی بودن آن با مسائل روز ایران! غرضم جمله آخر بود!

زیرا خاخام ها و کاتبان یهودی که نگران از دست دادن موقعیت خود بودند، چون دلایل کافی برای در افتادن با وی داشتند! در جستجوی بهانه ای، عامه پسند، می گشتند که عیسی را از پیش پا بردارند! آنها به خوبی می دانستند که الوهیم معانی متعدد دارد و در کتاب مقدس این کلمه برای اشخاص مختلف به کار رفته است! اما عوام آن زمان هم مثل عوام این زمان گمان می کردند، الوهیم تنها به معنی خداست!

قرینه آن که عرض می کنم یهودیان به خوبی می دانستند که الوهیم تنها خدا نیست نوشته های مترجمین یهودی عهد عتیق و به خصوص نوشته های ابن میمون است.

همانطور که اشاره شد در ترجمه تارگوم(Targum) تورات که متعلق به حدود 5 قرن پیش از میلاد مسیح است، در فراهای متعدد تورات واژه الوهیم به "کلمه یهوه" ترجمه شده است!
ولو دوستمان تارگوم را ترجمه تفسیری بدانند، مهم این است که یهودیان زمان عیسی مسیح همواره در مراسم تورات خوانی یکبار تورات را می خواندند و یکبار تارگوم(همان واژه عربی "ترجم" به عبری) را می خواندند! یعنی یک آیه عبری، از تورات، یک آیه آرامی از تارگوم. لذا اهمیت این ترجمه و مفاهیم آن در میان یهودیان مشخص می گردد. و مشخص می گردد که در ادبیات یهودیان زمان عیسی مسیح، الوهیم نه تنها لزوما خدا نیست، بلکه "کلمه یهوه" قلمداد می شد و به بسیاری از موجودات و انسانها هم عنوان الوهیم داده می شد.

تنها اشاره می کنم که ابن میمون یهودی در کتاب خود دلاله الحائرین در مورد کلمه الوهیم چنین می گوید:

نقل قول:
انه قد علم کل عبرانی ان اسم “الوهیم” مشترک للالاه و الملائکه و الحکام مدبری المدن. و قد بین آنقولوس المتهود علیه السلام و الصحیح ما بینه ان قوله: وهییتم کالهیم یودعی طوب ورع(پیدایش ۳:۵) یراد به المعنی الاخیر قال و تهون کربربیا ( و تکونون کملوک)(دلاله الحائرین صفحه۲۴ - فصل ۲)
ترجمه: هر عبرانی می داند که نام الوهیم، مشترک است بین خداوند و فرشتگان و حکام گرداننده شهرها، و آنکلوس یهودی(که درود بر او باد)(مترجم تارگوم) روشن کرده است و صحیح روشن کرده است که در آیه "و مانند خدا(الوهیم) عارف نیک و بد خواهید بود"(پیدایش ۳:۵) منظور آن است که مانند پادشاهان خواهید شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد به این پست بنده مراجعه کنید:
http://fa.sepehr.mohamadi.name/?p=251

لذا مشخص می گردد که برای یهودیان زمان عیسی مسیح، واژه الوهیم که در یونانی آن را به تئوس ترجمه کرده اند به روشنی معانی متعددی دارد که یکی از آنها خدا است!

اما آنها که به دنبال بهانه ای برای از میان برداشتن عیسی مسیح بودند، بهانه خود را یافتند! و عیسی را به خاطر آنکه گفته بود فرزند الوهیم است متهم به کفر کردند!

5. پاسخ عیسی مسیح به بهانه های یهودیان

عیسی مسیح در مقابل یهودیان ساکت ننشست و در فرازهای متعدد در اناجیل، پاسخ آنها را داد. از جمله همچون بسیاری از مسیحیان اولیه و بنده به آیاتی از عهد عتیق که افراد دیگر چون انبیاء را الوهیم می خوانند استناد کرد (دوستمان گویا نظر تفسیری عیسی مسیح، را در مورد آیه مزمور قبول ندارد که آن را رد کرد!) و عیسی مسیح با این استدلال، خود را از تهمت کفر بری دانست:

نقل قول:
یوحنا 10:31
ترجمه فارسی قدیم
31 آنگاه یهودیان باز سنگها برداشتند تا او راسنگسار کنند. 32 عیسی بدیشان جواب داد: «ازجانب پدر خود بسیار کارهای نیک به شما نمودم. بهسبب کدامیک از آنها مرا سنگسار میکنید؟» 33 یهودیان در جواب گفتند: «بهسبب عمل نیک، تو را سنگسار نمی کنیم، بلکه بهسبب کفر، زیرا تو انسان هستی و خود را خدا(الوهیم یا تئوس) میخوانی.» 34 عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان(الوهیم) هستید؟ 35 پس اگر آنانی را که کلام خدا بدیشان نازل شد، خدایان(الوهیم) خواند و ممکن نیست که کتاب محو گردد، 36 آیا کسی را که پدر تقدیس کرده، به جهان فرستاد، بدو میگویید کفر میگویی، از آن سبب که گفتم پسر خدا(الوهیم) هستم؟
اشاره حضرت عیسی یه همان آیه مزمور است که من در ابتدای بحث آوردم:

نقل قول:
مزامیر ۸۲:۶
عصر جدید
من گفتم که شما(انبیاء) خدایانید(الوهیم) و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی
پس می بینید که خود عیسی مسیح نیز برای اینکه به یهودیانی که منکر حقیقت بودند، و ادعای فرزند الوهیم بودن او را کفر می دانستند، از همان آیات عهد عتیق استفاده می کند و به آنها نشان می دهد که، هر الوهیمی خدا نیست!

6. بررسی واژه "لوگوس" یا کلمه، و اینکه آیا تنها کلمه خداوند، عیسی مسیح است؟

در پایان تنها اشاره می کنم که دوستمان در بررسی آیات فصل اول یوحنا دچار یک مغلطه شدند! یعنی با این استدلال ایشان می توان به سادگی الوهیت را به همه موجودات سیلان داد!
اولا ما کلمه را خدا نمی دانیدم! بلکه کلمه خود متعلق به کسی است! روشن است که کلام قائم به ذات نیست! بلکه کلام متعلق به شخص دیگری است که او ذات اقدس پروردگار است. لذا اشاره به کلمه در فصل اول یوحنا اشاره به "کلمه یهوه" است و ما همانطور که اشاره کردم بر اساس تارگومها و البته تایید قرآن، قبول داریم که عیسی مسیح کلمه خدا(قرآن 3:45 و 4:171) و کلمه یهوه بود.
و حتی قبول داریم خدا همه عالم(که ما می شناسیم) را از طریق و به واسطه کلام خود خلق می کند! چنانچه در آیات متعدد "کن فیکون" در واقع واژه "کن"(باش)، کلام خداست که از طریق آن و به واسطه آن دیگر موجودات کائن می گردند.
اما مناقشه اصلی ما بر سر این است که هیچ دلیلی نداریم که اولا کلمه، خدا باشد، و ثانیا تنها کلمه الهی، عیسی مسیح باشد.
چناچه در آیات دیگر قرآن به اینکه کلمات خدا نهایت ندارند اشاره شده است!(قرآن 18:109 و 31:27)

خلاصه بحث

به صورت خلاصه بحث فوق بر سر آن بود که نشان دهد که یهوه، چون الله در قرآن،تنها نامی است که صرفا برای ذات اقدس الوهیت، در کتاب مقدس به کار رفته است و الوهیم یا تئوس در فراز های متعدد به غیر خداوند، اشاره می کند. نشان دادیم که یهودیان، پیش از میلاد مسیح چنین اعتقادی داشتند و در ترجمه های آرامی خود از تورات آن را لحاظ کرده اند. اما روحانیون یهود از آن رو که عیسی مسیح به دشمنی با آنان پرداخته بود، به دنبال بهانه ای برای به صلیب کشیدن وی می گشتند و چه حیله ای بهتر از تهمت کفر از طریق ادعای فرزند الوهیم بودن عیسی مسیح؟! چرا که عوام آن زمان هم چون عوام اکنون، به درستی نمی دانستند که الوهیم در کتاب مقدس به اشخاص دیگری هم اشاره می کند!
لذا آنها عیسای پاک و پاکیزه و مطهر را به کفر متهم کردند! اما نشان دادیم که عیسی مسیح به همینگونه که ما اینجا استدلال کردیم، به کاهنان یهودی نشان داد که ادعایش، هم واقعیت دارد و هم در عهد عتیق، سابقه دارد و هم کفر نیست!

نقل قول:
لوقا 6:46
ترجمه فارسی قدیم
و چون است که مرا خداوندا خداوندا(آقایم، آقایم) می گویید و آنچه میگویم بعمل نمی آورید! هرکه نزد من آید و سخنان مرا شنود و آنها را بهجا آورد، شما را نشان میدهم که به چه کس مشابهت دارد. 48 مثل شخصی است که خانهای میساخت و زمین را کنده گود نمود و بنیادش رابر سنگ نهاد. پس چون سیلاب آمده، سیل بر آن خانه زور آورد، نتوانست آن را جنبش دهد زیراکه بر سنگ بنا شده بود. 49 لیکن هرکه شنید وعمل نیاورد مانند شخصی است که خانهای برروی زمین بیبنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد، فور افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود.»
به دوستمان فیلیپ توصیه می کنم که در پیروی از سخنان مولایمان عیسی مسیح، کند و کاو فراوان بکند و خانه خود را بر بنیان محکمی بنا کند!

با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
10 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-12-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 199
امتیاز: 604
تشكرها: 188
594 بار در 186 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

پست 2:

با عرض درود به خوانندگان والاگهر و جناب سپهر گرامی؛

درابتدا جای دارد تا کمال تاسف و تعجب خود را، از پست آخر جناب سپهر، ابراز داریم. چنانچه مستحضر بودید، جناب سپهر در آخرین پستشان، حتی یکی از جستارها و موضوعات پیشین (مسائلی که در پست اول ایشان مطرح شده و پاسخشان در در پست اول خود دادیم) دنبال نکرده، مباحث بکل نوینی مطرح نموده و از کوچکترین پاسخ به پست نخست ما خوداری فرموده اند.

از این روی برآن شدیم تا بازپخش خلاصه واری بر مطالب بی پاسخ مانده ی پیشین داشته باشیم تا با استراتژی زیرکانه ی جناب سپهر، استدلالات به فراموشی سپرده نشوند:

  1. جناب سپهر عرض کردند که واژه ی تئاس (خدا در یونانی)، در برخی از فرازها به موجودات غیر الهی نیز اطلاق شده است. پس نمی تواند به معنای خدا باشد.
  2. ما در پاسخ بر دو نکته ی زبانشناختی تاکید کردیم:
    • هرواژه ای میتواند معنای متفاوتی در سیاق های متفاوت داشته باشد.
    • هرواژه ای معنایی بنیادین دارد.
  3. ثابت نمودیم که معنای بنیادین تئاس همانا "خدا" میباشد (یعنی اصل واژه به معنای خداست، با این حال در سیاق های مختلف به معناهای دیگر نیز گرفته میشود. مثالی زدیم: اینکه واژه ی فارسی "خدا" بالطبع به معنای ذات اقدس الهی یا در عربی: الله است، با این حال در سیاق هایی چون کدخدا، دهخدا، ناوخدا، خدای راک و ... معنای دیگری منجمله ی حاکم و ... نیز میدهد)
  4. سپس از طریق چهار فرنود مستقل نشان دادیم که واژه ی تئاس بکارفته (در خطاب به مسیح) در باب 1 یوحنا قطعا به چم "خدا" بکارگرفته شده است.
و اما پست جدید جناب سپهر:

نقل قول:
به همین نحو در کتاب مقدس و در عهد عتیق تنها نام خداوند، یهوه است، در هیچ فراز کتاب مقدس این نام برای احدی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است.... به صورت خلاصه بحث فوق بر سر آن بود که نشان دهد که یهوه، چون الله در قرآن،تنها نامی است که صرفا برای ذات اقدس الوهیت، در کتاب مقدس به کار رفته است
در کتاب مقدس، نام اقدس "یهوه" تنها در خطاب به خدای راستین (خدای اسرائیل) آمده است، با این حال ربط دادن این قضیه به "الله" اسلامی، کار نابجاییست.
دلیل اینکه از اسم "یهوه" تنها در اشاره به خدای اسرائیل استفاده شده، این است که "یهوه" یک اسم خاص است ( بالعکس الوهیم که اسمی عام است).
میدانیم که اسامی خاص برخلاف اسامی عام در سیاق های مختلف معناهای مختلف به خود نگرفته و صرفا در اشاره به موضوع یا کس "خاصی" می آیند (حد اقل در اکثر مواقع چنین است) به همین خاطر است که خدای اسرائیل بتنهایی "یهوه" خوانده شده است.
(البته بنده ارتباط این قضیه با موضوع تئاس در سیاق یوحنا را در نمیافتم!)
نقل قول:
مهمترین آیه ای که 3500 سال است که هر یهودی، دو بار در روز و در زمان احتضار، همچون شهادتین مسلمانان، می خواند آیه شِماع است

:تثنیه 6:4 ترجمه فارسی قدیم ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. ...

لذا از این روست که ادعا می کنیم که کلمه یهوه تنها نامیست که به صورت انحصاری به ذات اقدس خداوند در عهد قدیم و اناجیل اشاره می کند.
آمین!
بدون شک، شماع اسرائیل، از ستون الاهیاتی مسیحی نیز میباشد.
با این حال در این بین، مهمی از قلم افتاده که همانا تفسیر کلیسای حواریون و نسل اول مسیحیان از "شماع اسرائیل" باشد. در میان دانشمندان کتاب مقدس همچون N.T. Wright (پروفسور لیدر عهد جدید در دانشگاه آکسفورد) و Darrell Bock (پروفسور عهد جدید در سمینار تئولوژیک دالاس)، اتفاق نظر برآن است که فراز اول قرنتیان 8: 6 نخستین تفسیر کلیسای رسولان از "شماع اسرائیل" میباشد:

ما را «یک خداست»، یعنی خدای پدر، که همهچیز از اوست و ما
برای او زندگی میکنیم؛

و «یک یهوه» عیسی مسیح، که همهچیز بهواسطۀ او پدید آمده و
ما بهواسطۀ او زندگی میکنیم.
(اول قرنتیان 8: 6)



از نکات چشم گیر این تفسیر، «یهوه خواندن عیسی مسیح» میباشد. (دقت کنید که جناب سپهر نیز بدرستی عرض نمودند که اسم "یهوه" نام احصاری ذات اقدس باری تعالیست!)
بنظر میرسد که نخستین باورمندان به عیسی و کلیسای حواریون مشکلی با یهوه خواندن عیسی نداشته و آن را بارها و بارها در اعتقادنامه ها، سرودها و رسالاتشان، منعکس میساختند.
برای نمونه به این فرازهای اولیه از عهد جدید دقت بفرمایید: او(مسیح) که همذات با خدا بود،
از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،
بلکه... ذات غلام پذیرفته،
و ... خود را خوار ساخت
و تا به مرگ،
حتی مرگ بر صلیب
مطیع گردید.
پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد
...
تا به نام عیسی هر زانویی خم شود،
در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،
و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ «یهوه» است.
برای جلال خدای پدر.
(فیلیپیان 2: 6-11)



حال که چشیدهاید یهوه (عیسی) مهربان است. (اول پطرس 2: 3)

از آنجایی که جناب سپهر ارادت خاصی نیز نسبت به ترجمه ی سریانی دارند، توجهتان را به فراز های ذیل از پشیتا(ترجمه ی سریانی کتاب مقدس) جلب میکنم: ܐܡܪ ܠܗܘܢ ܫܡܥܘܢ ܬܘܒܘ ܘܥܡܕܘ ܐܢܫ ܐܢܫ ܡܢܟܘܢ ܒܫܡܗ ܕܡܪܝܐ ܝܫܘܥ ܠܫܘܒܩܢ ܚܛܗܐ
پِطرُس بدیشان گفت توبه کنید و هر یک از شما به نام یهوه عیسی برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید. (اعمال 2: 38)


ܬܐ ܡܪܝܐ ܝܫܘܥ
بیا ای یهوه عیسی (مکاشفه 20: 22)


ܝܕܥ ܐܢܐ ܓܝܪ ܘܡܦܤ ܐܢܐ ܒܡܪܝܐ ܝܫܘܥ ܕܡܕܡ ܕܡܤܝܒ ܡܢ ܠܘܬܗ ܠܝܬ ܐܠܐ ܠܐܝܢܐ ܕܪܢܐ ܥܠ ܡܕܡ ܕܛܡܐ ܠܗܘ ܗܘ ܒܠܚܘܕ ܛܡܐ
من در «یهوه عیسی» میدانم و قانع شده ام که هیچچیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس میشمارد، برای او نجس خواهد بود. (رومیان 14: 14)





ܘܶܐܡܰܪ ܠܶܗ ܡܳܪܝܳܐ...
یهوه (عیسی) به او گفت... (اعمال 9: 15)



نقل قول:
متاسفانه دوست ما هیچ توجهی به این موضوع نمی کنند و به سادگی از کنار آن عبور می کنند! در قرآن نیز صفاتی چون "رب" یا "ولی" یا "رحیم" یا بسیاری دیگر از اسمائی که به صورت عام به خدا اطلاق می شود در مواردی به غیر ذات اقدس الوهیت بر می گردد.
بنده هیچ گاه صفات رحیم یا ولی را برای اثبات الوهیت مسیح بکار نبرده ام.
نقل قول:

به استناد ترجمه شاه جیمز که مطلقا مورد تایید من نیست، کلمه تئوس یونانی(در ترجمه سبعینه) و الوهیم عبری، در حدود 300 بار از 2500 باری که در عهد عتیق به کار رفته است برای موجوداتی غیر از ذات اقدس خداوند(خدای اسرائیل) به کار رفته است.(دوستمان گویا خدایان دروغین را نیز خدا می داند!!!)
عرض کردیم که آن 300 مرتبه نیز به چم خدا (یان کذاب) استفاده شده اند. (شاید بجز چند مورد انگشت شمارشان)
البته مشخصا این سخن بدین معنا نیز که ما خدایان کذاب را هم خدایان راستین میدانیم. برای مثال تصور کنید که بگوییم:
"شیوا خدای هندویان است"
مشخص است که واژه ی "خدا" در این جمله به همان معنای معمول خداست (و نه حاکم و ...!) با این وجود این سخن بدان معنا نیست که ما شیوا را خدای حقیقی دانسته ایم.

نقل قول:
توجه کنید که تمام کلمات عبری الوهیم، اِل، اله و الوه در ترجمه یونانی سبعینه به یک کلمه تئوس ترجمه شده اند!
گرانقدر!
گویا شما نیم نگاهی نیز پست پیشینمان نینداخته اید! یا شاید هم صرف نمیکند نگاهی بیندازید!

(در همان پست) گفتیم که الوهیم، درتمامی فرازهای ترجمه ی هفتاد (یا سپتواجنت یا سبعینه) به تئوس ترجمه نشده است.
مثال هایی نیز ارائه داده بودیم:
אלהים (الوهیم) در مزمور 8: 5 ، در ترجمه ی هفتاد یونانی (سپتواجنت) نه به تئاس (خدا) ، بلکه به ἀγγέλους (انگلوس= فرشته) ترجمه شده است. در مزمور 97: 7 نیز به همین ترتیب الوهیم به انگلوس ترجمه شده.
پس کاربرد الوهیم مطلقا با تئوس یکی نیست.
نقل قول:
به دید بنده البته تازه آمار صحیح به عکس است، یعنی از 2500 باری که این کلمه در عهد عتیق به کار رفته است تنها 300 بار آن به خدای واحد حقیقی، یا همان خدای اسرائیل، اشاره می کند
مشخصا دید سست مایه ای بیش ندارید.
عبارت "یهوه خدا" (יהוה אלהים) بتنهایی، 1149 مرتبه در عهد عتیق تکرار شده. (رجوع کنید به این لینک)
مسلما "خدا" در این عبارت به معنای ذات الهیست چرا که درخطاب به یهوه آمده است. پس الوهیم، حداقل حداقل 1149 بار به معنای ذات اقدس الهی بکارگرفته شده.

نقل قول:
اما داستان تولد عیسی مسیح خود یکی از عجایب است و عجیب تر می شود وقتی که عیسی مسیح خود را فرزند الوهیم می خواند. روح القدس که در پیش مریم مجسم شده بود، مریم را بارور کرد. و عیسی فردی که از کودکی معجزات بیشماری می کرد به دنیا آمد و خود را فرزند الوهیم خواند! آیا این بار اول بود که بنی الوهیم با بنی آدم در می آمیختند؟ خیر! در سفر پیدایش نیز از حادثه مشابهی یاد می شود:

نقل قول:
پیدایش 6:1
ترجمه فارسی قدیم
و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، 2 پسران خدا(الوهیم) دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند
پیدایش 1: 6 هیچ پیوندی با طرز تولد عیسی مسیح ندارد!

فراز مد نظر از پیدایش صرفا از خداباوران (نسل شیت؟) آن دوره سخن میگوید که گمراه شده و با زنان بت پرست ازدواج کردند.

"پسر خدا" بودن نیز لقب معمولی برای خداباوران و ایمانداران است. ( 1 یوحنا 3: 10 )
البته "پسر خدا" بودن مسیح در معنایی ازلی و ذاتی (یوحنا 17: 1-24)، و برتر از لقب "پسر خدا بودن" ایمانداران میباشد. (1 یوحنا 4: 9 ؛ یوحنا 3: 16)

نقل قول:
برخی دوستان مسیحی ما گمان می کنند هر موجودی جاودانه شد، خدا است!
برخی دوستان مسیحی ما فکر می کنند هر موجودی ازلی شد خدا است!
این موضوع یک قضیه ی فلسفیست و هیچ پیوندی به این گفتگو ندارد.
به طور خلاصه وار پاسختان اینچنین است که:
هرچه ابدی باشد لزوما خدا نیست (ابدیت میتواند به صورت بینهایت پتانسیل (potential Infinity) باشد و بینهایت پتانسیل نیز آغاز و علت دارد)
با این حال هر چه ازلی باشد، قائم به ذات خود و "خدا" خواهد بود. (ازلیت صرفا در بینهایت مطلق Absolute infinity معنا میدهد و تنها وجود بینهایت مطلق نیز خداست)

نقل قول:
نسبت ازلی و ابدی بودن خداوند، هیچ موجودی ازلی و ابدی نیست، اما به نسبت موجودات خاکی که مرگ یک سرنوشت محتوم است،
بی مورد است دوست من.
ازلیت یک خصیه ی نسبی (relative property) نیست که حال نسبت به خدا یک چیز باشد و نسبت به خاک و ... چیزی دیگر!
ازلیت یک قضیه ی مطلق یا در زبان فلاسفه ی لاتین Per se (ذاتی) بوده و بدون هیچ رابطه و تردیدی به الوهیت موضوع خواهد انجامید.

از شما درخواست دارم که زین پس به این جستارهای بیربط نپردازید.

نقل قول:
ولو دوستمان تارگوم را ترجمه تفسیری بدانند، مهم این است که یهودیان زمان عیسی مسیح همواره در مراسم تورات خوانی یکبار تورات را می خواندند و یکبار تارگوم(همان واژه عربی "ترجم" به عبری) را می خواندند!
آیا این پاسخ به ما بود؟!

ما گفتیم: تارگوم ترجمه ی تفسیری کتب عهد عتیق است.
شما گفتید: تارگوم را با متن ماسوراتیک میخواندند!

به فرض گیریم که چنین باشد.. خوب نتیجه چیست؟!
نقل قول:
الوهیم نه تنها لزوما خدا نیست، بلکه "کلمه یهوه" قلمداد می شد
ما مشکلی با این موضوع نداشته و با یوحنای انجیل نگار همصدا میشویم و میگوییم :

"ها تئاس ان ها لاگاس!"
کلمه (ی یهوه) خدا بود!

با این حال سخن این است که "کلمه ی خدا" ترجمه ی واژه ی "خدا" (الوهیم) نیست! (مثال: شما انسانید ولی نام زیبای "سپهر" ترجمه ی نام "انسان" نیست!)
نقل قول:
لذا مشخص می گردد که برای یهودیان زمان عیسی مسیح، واژه الوهیم که در یونانی آن را به تئوس ترجمه کرده اند به روشنی معانی متعددی دارد که یکی از آنها خدا است!
خیر!
الوهیم یک معنا(ی بنیادین) بیشتر ندارد و آن نیز خداست.
اما این کلمه در سیاق های مشخص و متفاوتی میتواند معناهای فرشته یا حاکم و ... را نیز به تن گیرد.

مثال:
گفتیم که واژه ی فارسی خدا، میتواند به صورت "حاکم" نیز استفاده شود (دهخدا، ناوخدا، کدخدا) ولی آیا شما خواهید گفت که "الوهیت یا خداوندی" تنها یکی از چند معنای واژه ی "خدا"ست؟
مسلما خیر!
خدا معنای (بنیادینی) جز الوهیت (خدا بودن) ندارد.
با این حال همچون الوهیم در یک سری سیاق های مشخص و انگشت شمار میتواند معناهای (استثنائی) دیگری نیز داشته باشد.

نقل قول:
پس می بینید که خود عیسی مسیح نیز برای اینکه به یهودیانی که منکر حقیقت بودند، و ادعای فرزند الوهیم بودن او را کفر می دانستند، از همان آیات عهد عتیق استفاده می کند و به آنها نشان می دهد که، هر الوهیمی خدا نیست!
خیر، این تفسیر، منظور مد نظر عیسی نبود.
James Dunn، (در کتاب Christology in the making)پرفسور لیبرال عهد جدید و متخصص الوهیت (دقیقا موضوع مد نظر ما!)، که خود نیز یک مسیحی نیست منظور عیسی، در این فراز رااینچنین میداند:"منظور عیسی این است که اگر آن یهودیان «خدا» خوانده شده اند، پس چه بسا "پسرخدا"(=عیسی) شایسته ی عنوان «خدا» است" (نقل قول تحت الفظی نیست)
البته سوالی که ممکن است پیش بیاید این است که چرا یهودیان (در مزمور 82) خدا خوانده شده اند؟!

پاسخ را میتوان در خود مزمور یافت:«نميدانند و نميفهمند و در تاريكي راه ميروند و جميع اساس زمين متزلزل ميباشد. 6 من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي. 7 ليكن مثل آدميان خواهيد مرد و چون يكي از سروران خواهيد افتاد!» (مزمور 82: 5-7)
پروفسور جمیز وایت James White، که پیشتر نیز به وی اشاره کرده بودیم (متخصص و زبان شناس کتاب مقدس)، به زیبایی نشان میدهد که مزمور 82 یهودیان شرور را خدا، اما نه خدایان حقیقی، لکن "خدایان کذاب" میداند. قصد مسیح نیز از نقل این فراز، میتواند زدن تعنه و کنایه به یهودیان باشد.

نقل قول:
در پایان تنها اشاره می کنم که دوستمان در بررسی آیات فصل اول یوحنا دچار یک مغلطه شدند!
هیچ مغالطه ای نبوده و فرنود خالص تحویلتان داده ایم.

البته مهر بورزید و دقیقا بفرمایید که چه مغالطه ای و در کجای مطالبم، مد نظرتان است، تا بررسی شود.

نقل قول:
اولا ما کلمه را خدا نمی دانیدم!
شما در باور و ایمان شخصی خودتان آزادید ارجمند!

اما نشان دادیم که یوحنا، کلمه(مسیح) را خدای حقیقی و آفریننده روح و جان من و شما و حتی محمد بن عبدالله دانسته است!

نقل قول:
کلام قائم به ذات نیست! بلکه کلام متعلق به شخص دیگری است که او ذات اقدس پروردگار است.
این هم یک موضوع فلسفیست و ربطی به بحث ما ندارد.
(شما فوقش تصور کنید که نویسنده ی انجیل یوحنا فیلسوف خوبی نبوده!)

با اینحال خرده یتان همچنان بیمورد است.
کلمه ی خدا همذات با متکلمش (=خدا) است، از این روی قائم بودنش به ذات متکلم به معنای قائم بودن به ذات خودش (self-subsistence) نیز میباشد.
باز هم درخواست دارم تا اینگونه جستارهای نامرتبط را پیش نگیرید.

نقل قول:
و حتی قبول داریم خدا همه عالم(که ما می شناسیم) را از طریق و به واسطه کلام خود خلق می کند!
ما را با باور شما کاری نیست گرامی!
(پاسخ فلسفی کوتاه به شما: اگر خدا با کلمه ی خود همه چیز را خلق کرده باشد، پس کلمه از ذات خداست، چرا که پیش از خلقت چیزی جز ذات اقدس وجود نداشته، پس کلمه خداست)


البته بنده قصد ندارم تا این گفتگو را به صورت فلسفی پیش ببرم.

برهان ما این است که اگر کلمه: تئاس (معادل یونانی خدا) ، آفریننده ، مالک جهان، یهوه و ازلی دانشته شده باشد، پس خدای راستین دانسته شده.

نقل قول:
اما مناقشه اصلی ما بر سر این است که هیچ دلیلی نداریم که اولا کلمه، خدا باشد.
دست مریزاد گرامی!
پس این لیست بلند بالایی که بی پاسخ گذاشتید چه بودند؟!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
  • نخستین فرنود، که آگوستین قدیس آن را در رد آرینیست ها به کار گرفته بود، این است که لاگاس (کلمه) در این آیه، علت و آفریننده ی تمام هستی معرفی شده است. در آیه ی سه میخوانیم: "همهچیز بهواسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچچیز بدون او پدیدار نگشت." یا در آیه ی ده: "و جهان بهواسطۀ او پدید آمد"
    میدانیم که آفریننده بودن جهان، از صفات فلسفی و کتاب مقدسی منحصر به "ذات اقدس الهی" است. از طریق برهان کازمالاجیکال (Cosmological) یا همان برهان علیت، میتوان به این نتیجه رسید که "علت جهان" ذات اقدس الهیست.
    همچنین کتاب مقدس یهوه، تنها خدای راستین را، تنها آفریننده معرفی میکند. (پیدایش 14: 22 ؛ اشعیا 44: 24).
    پس لاگاس (کلمه = عیسی) همانا یهوه خداوند است و منظور یوحنا از تئاس نیز چیزی جز ذات اقدس الهی نمیتوانسته باشد.
  • یوحنا در این باب، یحیی را شخصیت موعود اشعیا 40: 3 دانسته (یوحنا 1: 23) که راه را برای عیسی باز میکند. نکته ی بنیادین در آن است که شخصیت موعود اشعیا 40: 3 راه را برای خداوند یهوه باز خواهد کرد. بر این اساس تنها نتیجه ی منطقی این خواهد بود که یوحنا در این باب، لاگاس (=کلمه=عیسی) را همانا خداوند یهوه، تنها خدای راستین دانسته است پس منظور از تئاس نیز میبایست ذات اقدس و راستین الهی باشد.
  • یوحنا لاگاس را مالک جهان میداند ( یوحنا 1: 11) ذات اقدس الهی، تنها مالک هستیست، پس یوحنا لاگاس را ذات اقدس الهی دانسته.
  • یوحنا، لاگاس را ازلی میداند، چرا که مینویسد: "در آغاز کلام بود" (Ἐν ἀρχῇ ἦν ὁ λόγος) دقت کنید که فعل "بود" (ἦν) به شکل استمراری به کار گرفته شده، یعنی کلمه در آغاز به وجود نیامد، لکن در آغاز زمان "بود"، پس بدین ترتیب "پیش از آغاز زمان" (=ازلیت) نیز وجود داشته، پس لاگاس ازلیست، پس ذات اقدس الهیست. یوحنا همچنین به پیش موجودیت لاگاس (=کلام=عیسی) اعتراف میکند (یوحنا 1: 15)
به این ترتیب، آیه ی "تئاس ان ها لاگاس" نمیتواند به معنایی جز " کلام «ذات اقدس الهی» بود" یا در زبان ساده "کلام، خدا بود" باشد.

زيرا اگر به زبان خود عيسي یهوه را اعتراف كني و در دل خود ايمان آوري كه خدا او را از مردگان برخيزانيد، نجات خواهي يافت.
(رومیان 10: 9)

فیض خداوند با شما باشد.
بدرود.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
8 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-12-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 507
امتیاز: 2412
تشكرها: 1,039
2,402 بار در 495 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض هر تئوسی، یهوه نیست!!!

با سلام به همه دوستان گرامی،

فیلیپ گرامی، از خواندن مطلب شما بسیار لذت بردم! و دانستم که به حول و قوه الهی بر نقطه ای دست گذاشته ام، که هیچ پاسخی برای آن پیش بینی نکرده اید! از خواندن فراز زیر جدا محضوض شدم، هنگامی که در توجیه
نقل قول:
پیدایش 6:1
ترجمه فارسی قدیم
و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، 2 پسران خدا(الوهیم) دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند
فرمودید:

نقل قول:
پیدایش 1: 6 هیچ پیوندی با طرز تولد عیسی مسیح ندارد!

فراز مد نظر از پیدایش صرفا از خداباوران (نسل شیت؟) آن دوره سخن میگوید که گمراه شده و با زنان بت پرست ازدواج کردند.
"پسر خدا" بودن نیز لقب معمولی برای خداباوران و ایمانداران است. ( 1 یوحنا 3: 10 )
البته "پسر خدا" بودن مسیح در معنایی ازلی و ذاتی (یوحنا 17: 1-24)، و برتر از لقب "پسر خدا بودن" ایمانداران میباشد. (1 یوحنا 4: 9 ؛ یوحنا 3: 16)


دوست من، شما با یک تناقض روبرو هستید! و تنها راه خروج شما از این تناقض توحید است!

شما نمی توانید متن کتاب مقدس را بدون تحریف ترجمه کنید! شما مجبورید جایی تئوس یا الوهیم را خدا، جای دیگر خدایان دروغین، جای دیگر قضات و جای دیگر فرشتگان معنی کنید!

بالاخره ما تئوس(خدا) را بپرستیم؟ یا تئوس(خدایان دروغین) را نپرستیم، به تئوس(قضات) برای دادخواهی مراجعه کنیم؟ یا حرف تئوس(حکام) را در حکومت خود بپذیریم؟ یا وحی های نازل شده از سوی تئوس(فرشتگان) را پیروی کنیم؟ یا با تئوس(روح) سموئیل نبی ارتباط برقرار کنیم؟ یا نبوتهای تئوس(انبیاء) را کتاب مقدس بدانیم؟

راستی آیا شما نامی دارید که تنها به خدایتان اطلاق کنید؟
راستی دین شما چنین سست بنیان است؟ که مترجمین و مفسرین شما باید به شما توضیح دهند که کجا تئوس به معنی خداست و کجا به معنی خدا نیست؟

نه دوست عزیز، من به دین اصیل شما، آئین موسی و عیسی ایمان دارم! و برای مشکل شما راه حل دارم! تنها راه حل توحید است!
تنها راه حل بازگرداندن، نام مقدس یهوه بر سر جای خویش است!
این نام یهوه است که ناجی شما بوده و اگر به آن تمسک جویید، خواهد بود!

خدای احد و واحدی که این کتابها را نازل کرده است، چنان قید و بندهایی در آن نهفته است که کسانی چون شما را ناچار از طفره رفتن می کند.

راه حل پیش چشم شماست! یهوه

من باز تاکید می کنم و استدعا دارم اگر بر مدعیات زیر نقصی می بینید بفرمایید:

  • در هیچ مورد از 6800 باری که نام یهوه در عهد عتیق آمده است، این نام برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت(خدای اسرائیل) به کار نرفته است! (چنانکه در هیچ جای قرآن نام الله برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است!)
  • براساس ترجمه شاه جیمز، حداقل 300 مورد از 2500 موردی که نامهای الوهیم، ال، الوه و اله در عهد عتیق آمده و در ترجمه یونانی به تئوس ترجمه شده است، این نام به موجودات دیگری غیر از یهوه(خدای اسرائیل) بر می گردد، همچون خدایان دروغین، بتها، قضات، الهه ها(خدایان مونث)، بزرگان، قدرتمندان و فرشته ها!(یکی دو موردی که شما اشاره کردید، این آمار را به هم نمی زند)
لطفا پیش از هر گونه ادامه بحثی بفرمایید آیا این دو فرض بالا را قبول دارید یا خیر؟ و اگر خیر، چرا؟! دقت کنید هدف ما شناخت یهوه، خدای اسرائیل است! نه خدایان دروغین، نه بتها، نه فرشتگان و نه قضات و حکام!

برای اینکه برخی اشکالات شما بی جواب نماند، بنده سریع به برخی از آنها پاسخ می دهم:
  1. متن مورد استناد ما در این بحث، متن یونانی عهد جدید و متن عبری عهد قدیم بود، استناد شما به قسمتهای غیر انجیلی، عهد جدید سریانی به بحث ما مرتبط نمی شود. اما موضع بنده در این رابطه آن است که بنده پولس را قبول ندارم و استناد به سخنان و نامه های وی را صحیح نمی دانم، چنانکه، وکیل اولین کلیسای ایمانداران در اورشلیم، نیز پولس را بدعت گذار می داند:
    نقل قول:
    اعمال رسولان 24:5
    ترجمه فارسی قدیم
    زیرا که این شخص(پولس) را مفسد و فتنه انگیز یافتهایم در میان همه یهودیان ساکن ربع مسکون و ازپیشوایان بدعت نصاری
    همچنین در مورد دیگر قسمتها(غیر نامه های پولس) اکثر مواردی که آورده اید، وارد نیست، و دقت به این نکته جالب است که نسخه سریانی Old Syriac که حدود دو قرن قدیمیتر و اصیل تر از پشیتا است، حاوی نامه های پولس نیست!
  2. برای آنکه مخاطبین بدانند ارتباط الوهیم و تئوس،که ما فرض کردیم، بیراه نبوده است، عرض می کنم که، به عنوان نمونه، Theological Dictionary of the New Testament که یکی از معتبر ترین فرهنگهای عهد جدید است، چنین می گوید:
    نقل قول:
    H. KLEINKNECHT, III, 65–79
    theós is the usual LXX equivalent for ʾēl and ʾĕlōhîm
    ترجمه: تئوس، معادل همیشگی کلمات ال و الوهیم در ترجمه سبعینه است.
  3. اگر بخواهیم مفهوم واژه تئوس را در میان یونانی زبانان، بدانیم باز Theological Dictionary of the New Testament چنین می گوید:
    نقل قول:
    1. theós in the Usage of Secular Greek. The word theós is used in both singular and plural, definite and indefinite, often with little distinction of sense between the gods, god, the god, and the godhead. The term does not denote a specific personality but the unity of the religious world in spite of its multiplicity. The Greek concept is essentially polytheistic in the sense of belief in an ordered totality of gods. Zeus as the father of gods and men brings this to expression. Since he has the first and last word, piety often associates him quite simply with god. Out of the plurality a hierarchy develops with families of gods and a pantheon. Zeus, Apollo, etc. are called gods, but so is the cosmos, and elemental forces may also be given the name. The deepest reality is god (the Greeks would have to reverse 1 Jn. 4:16 and say that love is God). But reality is manifold; hence the plural theoí. Heroes, unusual people, and outstanding rulers are also gods, so that in the emperor cult theós is a designation of office. Finally, philosophers use the word for metaphysical forces, so that often they use as equivalents the divine, the good, the existent, and destiny. We see here a spiritualizing and moralizing of mythical figures which enhances their dignity but robs them of proximity. Through every change of form, however, the inner structure of the concept remains constant.
    2. The Content of the Greek Concept of God. The gods are a given factor. Though eternal, they have come into being. They have not created the world but are its form of meaning. They are thus identified with human order, e.g., in the state. Their eternity includes eternal youth. They enjoy superior power and felicity, but lack moral seriousness. They are infinite beings, but of the same kind as ourselves. Unlike impersonal fate, which even they cannot alter, they represent meaningful plan and purpose. They have human form (their majesty being that of the highest living creature), and their emotions and customs are human.
    بنده چون متن زیاد است تنها ذیل نکات جالب توجه برای بحث ما خط کشیدم. چنانچه مشاهده می شود، کلمه تئوس در یونانی و از دید یونانی زبانان، معانی متعددی غیر از خدا دارد. نیروهای آسمانی هم تئوس خوانده می شوند، قهرمانان، افراد خارق العاده، حاکمان، نیروهای غیر فیزیکی و بسیاری چیزهای دیگر نیز تئوس خوانده می شوند!
    دوست گرامی خانه خود را بر نام محکمی بنا کنید! آن نام محکم یهوه است و لاغیر!
  4. در مورد شماع، دوست ما تفسیری کردند و از نامه پولس، دلیل آوردند، که عرض کردیم، آنرا قبول نداریم. و البته دقت کنید که در متن یونانی واژه یهوه نیست،و فرض اولیه ما هیچ نقض نمی گردد. اما به خوانندگان عزیز عرض می کنم که آیه شماع، پاشنه آشیل دوستان تثلیثی مسیحی است، که به آن کم توجهی شده است، ضمنا اگر یهوه و عیسی اسم خاص هستند، که هستند، دیگر نمی شود گفت که، یک یهوه داریم آن هم عیسی است!!!! مثل آنکه بفرمایید، یک سپهر داریم، آن هم فیلیپ است!!! من وارد این بحثهای خنده دار نمی شوم! اما توجه دوستان محقق را به مقاله شماع در مسیحیت در ویکی انگلیسی جلب می کنم:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Shema_Y...n_Christianity
    این مطلب بسیار مطلب عالی و لذت بخش و مستندی است. که هر جوینده حقی را به وجد می آورد.
  5. دوست ما در ادعایی جالب چنین فرمودند:
    نقل قول:
    عبارت "یهوه خدا" (יהוה אלהים) بتنهایی، 1149 مرتبه در عهد عتیق تکرار شده. (رجوع کنید به این لینک)
    متاسفانه، از این ادعای دوستمان ضعف الاهیات در میان مسیحیان تثلیثی، آن هم محققی چون فیلیپ عزیز، روشن می گردد!
    دوست عزیز، لینکی که شما دادید تنها همه آیاتی که دو کلمه یهوه و الوهیم را در خود دارد ارائه می کند. مثلا در یکی کلمه یهوه در ابتداست و الوهیم در انتهاست!!!
    دوست گرامی، به شما توصیه می کنم کتاب مقدستان را بیشتر بخوانید و در آن بیشتر غور کنید! و این توصیه را به پشتوانه قرآن گرانسنگ عرض می کنم:
    نقل قول:
    كسانى كه كتاب [آسمانى‏] به آنان داده‏ ايم، [و] آن را چنان كه بايد مى‏خوانند، ايشانند كه بدان ايمان دارند. و [لى‏] كسانى كه بدان كفر ورزند، همانانند كه زيانكارانند. (2:121)
    آیا شما کتاب خود را خود شخصا و چنانکه باید، خوانده اید؟ یا بر اساس ترجمه های دست چندم، نرم افزارها و ترکیبهای جستجو در آن به تحقیق می پردازید؟!
    این جای تاسف است که شما ندانید که واژه "یهوه الوهیم" (יהוה אלהים) در چند جای کتاب مقدستان آمده است! اطلاعات من مسلمان نشان می دهد این واژه تنها در حدود 30 بار عینا با همین ترکیب در کتاب مقدس عبری به کار رفته است! در آدرس زیر ذیل واژه The LORD God برخی از آنها آمده است:
    http://www.hebrew4christians.com/Nam...YHVH/yhvh.html
    شما گول کلمات هم خانواده معرفی شده توسط استرانگ را نخورید! این واژه یکی از بحث برانگیزترین واژه ها نزد الاهیدانان کتاب مقدس است، لذا وقتی دوستمان مدعی وجود 1149 مورد!!! از آن شدند، جدا کم اطلاعی خود را از کتاب مقدس نشان دادند!
  6. شما به مزمور 97:7 اشاره کردید:
    نقل قول:
    ترجمه فارسی قدیم:
    همه پرستندگان بتهای تراشیده خجل میشوند که به بتها فخر مینمایند. ای جمیع خدایان(الوهیم) او(یهوه) را بپرستید.
    و چه نیکو فرازی! لطفا برای دوستان ما توضیح دهید اگر منظور از الوهیم، خداست، چه معنی دارد که خدا، یهوه را بپرستد؟؟؟؟ یعنی خدای شما خدای دیگری را می پرستد؟؟؟
    دوست من، از این فرازها در کتاب مقدس فراوان است که شما در ترجمه آنها دچار سوء هاضمه خواهید شد!
    مثل همان مزمور 82:1 که در ابتدا آوردیم، اجازه دهید برای رفع خستگی چند ترجمه از این آیه را ببینیم:
    نقل قول:
    ترجمه یونانی سبعینه:
    θεὸς ἔστη ἐν συναγωγῇ θεῶν, ἐν μέσῳ δὲ θεοὺς διακρίνει

    ترجمه فارسی قدیم:
    خدا(الوهیم) در جماعت خدا(ال) ایستاده است. درمیان خدایان(الوهیم) داوری میکند

    ترجمه عصر جدید:
    خدا(الوهیم) در دادگاه آسمانی(ال) خود بر مسند قضاوت نشسته قاضیان(الوهیم) را محاکمه مینماید.

    ترجمه تفسیری:
    خدا(الوهیم) در دادگاه آسمانی(ال) ایستاده است تا قضات(الوهیم) را به پای میز محاکمه بکشاند

    ترجمه هنری مرتین:
    خدا(الوهیم) در جماعت خدائی(ال) می ایستد و در میان حاکمان(الوهیم) حکم می نماید.

    ترجمه کلیمیان:
    خد.ا(الوهیم) در جماعت خد.ا(ال) ايستاده است، در ميان داوران(الوهیم) داوري ميكند

    ترجمه عربی ون دایک:
    ‎الله(الوهیم) قائم في مجمع الله(ال) في وسط الآلهة(الوهیم) يقضي‎

    ترجمه فارسی دری(افغانی)
    خدا(الوهیم) در در دادگاه آسمانی(ال) ایستاده است. و در میان خدایان(الوهیم) داوری میکند
    دوست گرامی، من قصد مسخره ندارم! اما آیا هیچ کس فهمید الوهیم یا تئوس در میان چه گروهی ایستاده و بین کدام الوهیم یا تئوس قضاوت می کند؟؟؟
    شما یک اختلاف اینچنینی در مورد کلمه الله در میان تمام مترجمین مسلمان بیاورید! من جامه از تن خواهم درید و زُنّار به میان خواهم بست!!!! آیا یکجا، یک مسلمان در مورد ترجمه یا درک نام الله، به عنوان یگانه خالق کل هستی، به خود شک راه داده است؟؟؟ حاشا و کلا!!!
    و همچنین است که هیچ اختلافی در مورد کلمه یهوه در کتاب مقدس نیست! اما شما بنیان الاهیات خود را بر نام و کلمه ای گذاشته اید، که چنان که عیسی مسیح فرمود اولین سیل آنرا در هم خواهد شکست!
    هر که گوش شنوا دارد بشنود!!!
  7. فرموده اید:
    نقل قول:
    یوحنا، کلمه(مسیح) را خدای حقیقی و آفریننده روح و جان من و شما و حتی محمد بن عبدالله دانسته است!
    بنده با شما جزئی اختلافی دارم:
    نقل قول:
    کلمه را مخلوق خداوند، جاودانی و آفریننده روح و جان من و شما و همه آسمانها و زمین و آدمیان می دانم! و یکی از کلمات الهی را عیسی مسیح می دانم. و این هیچ تضادی با فرازهای یوحنا ندارد! چرا نمی اندیشید؟
    دوست گرامی در اینکه عیسی مسیح خلق می کرد، مسلمانان نص دارند، اما شما جز در اناجیل غیر رسمی نصی ندارید! اما خلق کردن دلیلی بر الوهیت نیست!
  8. در مورد ادعای شما مبنی بر همذات بودن کلام با متکلمش، بنده هم قصد ورود به بحث فلسفی ندارم، اما از دید ما فراوان امکان دارد که کلام هم ذات متکلمش نباشد! و در مورد خداوند چنین است و کلام خداوند، مخلوق خداوند است. بحث مشابه در میان مسلمانان حادث یا مخلوق دانستن قرآن است که کلام الهی است! و حداقل متکلمان شیعه همه بر این باورند که قرآن کلام خدا، حادث و مخلوق خداست! فرازهای متعدد از عهد عتیق دال بر این موضوع است که کلام یهوه موجودی غیر از یهوه، اما پیام رسان او و مجری اوامر اوست، به عنوان نمونه:
    نقل قول:
    ترجمه فارسی قدیم
    پیدایش 15:1
    بعد از این وقایع، کلام خداوند(یهوه) دررویا، به ابرام رسیده،(ترجمه صحیح: به سوی ابرام آمده) گفت: «ای ابرام مترس، من سپر تو هستم، و اجر بسیار عظیم تو.»
    2 ابرام گفت: «ای خداوند(ادونای) یهوه، مرا چه خواهی داد، و من بیاولاد میروم، و مختار خانهام، این العاذار دمشقی است؟» 3 و ابرام گفت: «اینک مرا نسلی ندادی، و خانه زادم وارث من است.» 4 در ساعت، کلام خداوند(یهوه) به وی دررسیده،(ترجمه صحیح: کلام یهوه به سوی او آمده) گفت: «این وارث تو نخواهد بود، بلکه کسیکه از صلب تو درآید، وارث تو خواهدبود.» 5
    چنان که ملاحظه می شود کلام یهوه در عهد عتیق موجودی است، سوای یهوه که حرکت می کند، جابجا می شود و فرامین الهی را به انجام می رساند. در این زمینه ابن میمون یهودی، در دلاله الحائرین، بحث مبسوطی دارد.
  9. در هیچ فرازی از کتاب مقدس تئوس، یهوه دانسته نشده است! اگر غیر از این است بفرمایید. دقت کنید، این رابطه دو طرفه نیست! یهوه، موجود است ولی هر موجودی، یهوه نیست! یهوه، رحیم است ولی هر رحیمی، یهوه نیست! یهوه، تئوس است، موسی هم تئوس بود! روح سموئل نبی هم تئوس است! عیسی هم تئوس است! من و شما هم اگر نیک عمل کنیم تئوس خواهیم شد. ولی هر تئوسی، یهوه نیست!!!
هر تئوسی، یهوه نیست!
هر تئوسی، یهوه نیست!
هر تئوسی، یهوه نیست!!!

والسلام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
8 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-14-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 199
امتیاز: 604
تشكرها: 188
594 بار در 186 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

پست 3:

رئوس مطالب این پست:بررسی پست جناب سپهر
بررسی دوباره ی سیاق یوحنا 1:1 و اسناد مطرح شده
درود بر شما خوانندگان ارجمند و سپهر عزیز؛

به نظر میرسد که هرچه به پیش میرویم، از محتوای مطالب دوست عزیزم، جناب سپهر، نیز کاسته میشود.
در عجبم که با این درجا زدنشان در پست سوم، دیگر در پست دهم چه وضعیتی خواهیم داشت.

(دقت شود که همچنان به مسئله ی اصلی بحث که همانا سیاق یوحنا 1:1 باشد تاکید و پاسخ درخوری داده نشده!)

سپهر گرامی عرض نمودند که بنده پاسخی برای متون ایشان پیش بینی نکرده بودم.
تا آنجایی که من مشاهده نمودم، متون ایشان اصلا محتوا و استدلالی، جز آنکه واژه ی الوهیم در برخی از فراز ها به معناهای دیگری نیز بکارگرفته شده، نداشته که حال ما بخواهیم پاسخی نیز برایشان پیش بینی کنیم!

در ادامه عرض کردند:
نقل قول:
از خواندن فراز زیر جدا محضوض شدم، هنگامی که در توجیه
:پیدایش 6:1ترجمه فارسی قدیم و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، 2 پسران خدا(الوهیم) دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند

فرمودید
:پیدایش 1: 6 هیچ پیوندی با طرز تولد عیسی مسیح ندارد!فراز مد نظر از پیدایش صرفا از خداباوران (نسل شیت؟) آن دوره سخن میگوید که گمراه شده و با زنان بت پرست ازدواج کردند."پسر خدا" بودن نیز لقب معمولی برای خداباوران و ایمانداران است. ( 1 یوحنا 3: 10 )البته "پسر خدا" بودن مسیح در معنایی ازلی و ذاتی (یوحنا 17: 1-24)، و برتر از لقب "پسر خدا بودن" ایمانداران میباشد. (1 یوحنا 4: 9 ؛ یوحنا 3: 16)

گرانقدر؛
آیا میتوانید بجای فرستادن تصویر دلقک و لودگی، دقیقا بفرمایید که چه خرده ی بخردانه ای بر پاسخمان وارد است؟

عموما پیدایش 6: 1-4 (که هیچ ربطی به مبحث ما ندارد)را به دو طریق تفسیر کرده اند. نخست تفسیر سنتیست که بیان میدارد منظور از "پسران خدا" فرشتگان هستند. این تفسیر در ترجمه ی سپتواجنت و الکساندر لیکوپولس (Alexander of Lycopolis) از پدران قرن سه ی کلیسا مشهود است. تفسیر دوم نیز که تفسیر تاریخی از فراز بوده و ما آن را مطرح نمودیم این است که منظور از پسران خدا "قوم خدا پرست شیث Seth" است که به انحراف می انجامند.
این تفسیر را میتوان در آثار اپریم آشوری (Ephrem the Syrian) از پدران قرن چهار کلیسا یافت. او مینویسد:موسی، پسران شیت را پسران خدا میخواند... دختران زیبای انسان نیز ... دختران قائن بودند که دام چشم پسران شیت گشتند... Com. on Gen. 6.3.1
آگوستین قدیس نیز با اپریم همنظر است و فراز مد نظر را در اشاره به "رابطه ی پسران شیث با دختران کنعان" میدانید.

البته چنانچه گفته شده، این فراز مربوط به پسران خداست (בני־האלהים) و نه الوهیم . از این روی پیوندی با گفتگوی ما ندارد.

سپس مطالبی تکراریتان را بار دگر تکرار نمودید:
نقل قول:
شما نمی توانید متن کتاب مقدس را بدون تحریف ترجمه کنید! شما مجبورید جایی تئوس یا الوهیم را خدا، جای دیگر خدایان دروغین، جای دیگر قضات و جای دیگر فرشتگان معنی کنید!

بالاخره ما تئوس(خدا) را بپرستیم؟ یا تئوس(خدایان دروغین) را نپرستیم، به تئوس(قضات) برای دادخواهی مراجعه کنیم؟ یا حرف تئوس(حکام) را در حکومت خود بپذیریم؟ یا وحی های نازل شده از سوی تئوس(فرشتگان) را پیروی کنیم؟ یا با تئوس(روح) سموئیل نبی ارتباط برقرار کنیم؟
گفتیم تئاس (تئوس) همچون هر واژه ی دیگری در سیاقش معنا میدهد.
به این ترتیب اگر تئاس در سیاقش به معنای خدا بکار رود، ما نیز آن را خدا ترجمه خواهیم کرد، اگر در سیاقِ حکام باشد، آن را حاکم ترجمه خواهیم کرد و الی آخر.

برای درک بهتر این قضیه، بنده چندین بار مثالم را تکرار نموده و جناب سپهر کوچکترین پاسخی نیز بدان ندادند. بنده سوال خودتان را به این شکل از شما خواهم پرسید:جناب سپهر و خوانندگان فارسی زبان! خدا در زبان فارسی میتواند معنی ذات اقدس الهی، خدایان کاذب، حاکم، سرور یا پیش-تاز بدهد (مثال: خدای یعقوب و ابراهیم = ذات اقدس الهی؛ خدای بت پرستان = خدای کذاب؛ ده خدا = حاکم ده؛ خدای راک = پیشتاز در سبک راک)

بالاخره ما خدا (ذات اقدس الهی) را بپرستیم؟ یا خدا(خدایان دروغین) را نپرستیم یا به موسیقی خدا(ی راک= پیشتاز) گوش دهیم؟ یا حرف خدا(حکام) را در حکومت خود بپذیریم؟پاسخ شما به سوال فوق چه خواهد؟
آیا چیزی جز پاسخ من به نقد جناب سپهر خواهد بود؟

نقل قول:
راستی دین شما چنین سست بنیان است؟ که مترجمین و مفسرین شما باید به شما توضیح دهند که کجا تئوس به معنی خداست و کجا به معنی خدا نیست؟
این قضیه هیچ ربطی به دین ندارد و مربوط به زبان شناسیت.

هر واژه ای
میتواند یک جا یک معنی بدهد و جایی دیگر معنی متفاوت.
برای مثال واژه ی فرشته در خطاب به موجودات آسمانی می آید. در عین حال شخصی با نام خواجه ابوالوفاء خوارزمی "پیر فرشته" نامیده شده. (ر.ک. به واژه نامه ی دهخدا) فرشته در اینجا در خطاب به خلق و خوی نیکوی خواجه آمده و نه وجود داشتن وی در پردیس!

یا واژه ی "پادشاه" که علی اکبر دهخدا، معنیش را در چهار وجه دانسته: پس معنی این اسم برین تقدیر از چهار وجه بیرون نتواند بود: اول پاسبان بزرگ چه سلاطین پاسبان خلق اﷲاند، دویم همیشه داماد و چون ملک را بعروس تشبیه کرده اند اگر خداوند ملک را هم به این اسم خوانند مناسبت دارد، سیم چون پادشاه نسبت به سایر مردم اصل و خداوند باشد و پایندگی و دارندگی بحال او انسب است پس اگر او را به این نام خوانند لایق بود، چهارم خداوند تخت و اورنگ است و این معنی از جمیع معانی اولی باشد و بعضی گویند پادشاه به لغت باستانی بمعنی اصل و خداوند و پاد پائیدن و دارندگی است ، و بحذف آخر نیز درست است که پادشا باشد و بعربی سلطان میگویند. (منبع)
حال اگر اکثر واژه ها و چه بسا تمام واژه های عام چنین باشند و معناهای مختلفی در سیاقهای مختلف به خود گیرند، چرا واژه ی تئاس یونانی اینچنین نباشد؟

آیا معنای چند وجهی یک کلمه میتواند دال بر عدم توان ترجمه و درکشان باشد؟ آیا شما براستی تفاوت واژه ی فارسی خدا در جملات: "الله خدا اسلام است" و "مهدی دهخدای دهات است" را تشخیص نخواهید داد؟ اگر میتوانید تشخصی دهید، چرا نتوان معنای تئاس در سیاق های مختلف را تشخیص داد؟

نقل قول:
من باز تاکید می کنم و استدعا دارم اگر بر مدعیات زیر نقصی می بینید بفرمایید:

  • در هیچ مورد از 6800 باری که نام یهوه در عهد عتیق آمده است، این نام برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت(خدای اسرائیل) به کار نرفته است! (چنانکه در هیچ جای قرآن نام الله برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است!)
  • براساس ترجمه شاه جیمز، حداقل 300 مورد از 2500 موردی که نامهای الوهیم، ال، الوه و اله در عهد عتیق آمده و در ترجمه یونانی به تئوس ترجمه شده است، این نام به موجودات دیگری غیر از یهوه(خدای اسرائیل) بر می گردد، همچون خدایان دروغین، بتها، قضات، الهه ها(خدایان مونث)، بزرگان، قدرتمندان و فرشته ها!(یکی دو موردی که شما اشاره کردید، این آمار را به هم نمی زند)
لطفا پیش از هر گونه ادامه بحثی بفرمایید آیا این دو فرض بالا را قبول دارید یا خیر؟ و اگر خیر، چرا؟! دقت کنید هدف ما شناخت یهوه، خدای اسرائیل است! نه خدایان دروغین، نه بتها، نه فرشتگان و نه قضات و حکام!
موضع ما پیرامون دو مورد مطرح شده:1. ما یهوه را نام خاص خدای اسرائیل میدانیم و بر این باوریم که خدایان کذاب، لیاقت این نام اقدس را نداشته و کتاب مقدس نیز آن را به وجودی جز خدای اسرائیل، نسبت نداده است. با این حال پیوندی بین این نام و «الله» وجود ندارد چراکه 1. این دو واژه از دو ریشه ی سامی متفاوت میباشند. 2. الله یا اله نامی عام است و از این روی عبارت "الله خدا" عبارتی بیمعناست. با این حال یهوه نام خاص خدای اسرائیل بوده و از عبارت "یهوه خدا" نیز مکررا استفاده شده است.

2. ما براین باوریم که معنای بنیادین الوهیم و تئوس در زبان عبری "خدا" است. با این حال معناهای دیگری نیز در سیاق های متفاوت، برایش قائلیم.

نقل قول:
اما موضع بنده در این رابطه آن است که بنده و نویسنده کتاب اعمال رسولان، پولس را بدعت گذار می دانیم.

اعمال رسولان 24:5
ترجمه فارسی قدیم
زیرا که این شخص(پولس) را مفسد و فتنه انگیز یافتهایم در میان همه یهودیان ساکن ربع مسکون و ازپیشوایان بدعت نصاری
آیا براستی وضعیت اسنادتان اینچنان وخیم است که به تقیه و نقل خارج از سیاق توسل کرده اید؟

لوقا در آن آیه نمی گوید که "پولس مفسد است" بلکه گزارش میدهد که یهودیان آن دوره، گفته اند که پولس مفسد است: ۱پنج روز بعد، کاهناعظم، حَنانیا، با چند تن از مشایخ (اینان سرداران یهودیان میباشند که عیسی را به صلیب کشیدند) و وکیلی تِرتولُس نام، شکایات خود را علیه پولُس به حضور والی عرضه داشتند.۲چون پولُس را احضار کردند، تِرتولُس شکایت خود را در حضور فِلیکْس چنین آغاز کرد: ... بر ما ثابت شده که این مرد، شخصی است فتنهانگیز که یهودیان را در سرتاسر جهان میشوراند. همچنین از سرکردگان فرقۀ ناصری است....
۹یهودیان نیز یکصدا گفتههای او را تأیید کردند. (اعمال 24: 1-9)
بله! بدون شک یهودیان بر این باورند که نه تنها پولس، بلکه عیسی ، مریم باکره و محمد نیز فاسد بوده اند.
خوب آیا سخن ایشان گواه از چیزی خواهد بود؟ چون یهودیان گفته اند که پولس و عیسی و محمد، پیامبران کذاب هستند، پس این سه لزوما پیامبر کذاب خواهند بود؟

نقل قول:
برای آنکه مخاطبین بدانند ارتباط الوهیم و تئوس،که ما فرض کردیم، بیراه نبوده است، عرض می کنم که، به عنوان نمونه، Theological Dictionary of the New Testament که یکی از معتبر ترین فرهنگهای عهد جدید است، چنین می گوید:
H. KLEINKNECHT, III, 65–79
theós is the usual LXX equivalent for ʾēl and ʾĕlōhîm
ترجمه: تئوس، معادل همیشگی کلمات ال و الوهیم در ترجمه سبعینه است.
مهربان یارم!
ما برای شما بنمایه ی اولیه می آوریم و نشان می دهیم که الوهیم پیوسته به تئوس ترجمه نشده، حال شما از سند دست دوم استفاده میکنید و میگویید چنین نیست؟!

اگر براستی منبعتان چنین گفته باشد، پس بسادگی، اشتباه کرده، چرا که نشان دادیم حداقل در دو فراز، الوهیم به انگلوس ترجمه شده و نه تئاس.

در باب توسلتان به ترجمه ی سپتواجنت:

اگر قرار باشد تا رابطه ی دو واژه از دو زبان مختلف از طریق ترجمه های یک اثر پیدا کرد، (یعنی برای مثال: در متن عبری پیدایش، دومین کلمه الوهیم است و در متن یونانی، دومین کلمه تئاس است، پس شما میگویید تئاس=الوهیم) پس چرا از ترجمه های عربی کتاب مقدس استفاده نکنیم تا رابطه ی واژه ی های "تئاس" و "الله" مشخص گردد؟

برای مثال آیه ی عبرانیان 1:1 در کدکس عربی 105 سینتیکوس این چنین آمده:بکل الاجزاء و بکل الاشباه کلم الله ابائنا بالانبیاء من قبل (ر.ک به این لینک)
در متن یونانی همین فراز میخوانیم:
Πολυμερῶς καὶ πολυτρόπως πάλαι ὁ θεὸς λαλήσας τοῖς πατράσιν ἐν τοῖς προφήταις
و در ترجمه ی هزاره ی نو:در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون بهواسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفتدر ترجمه ی عربی آپوکالیپس باروک یا تفاسیر و ترجمه های عربی از آثار ارسطو (برای مثال: تفسیر ابن رشد بر متافیزیک ارسطو) نیز به همین مورد برمیخوریم: اینکه تئاس به الله ترجمه شده است.


آیا استفاده های تئاس و الله کاملا بر هم منطبق اند؟
خیر! گاهی استفاده هایی از تئاس میشود که بر الله قابل اجرا نیست.
به هین سان نیز گاهی استفاده هایی از الوهیم میشود که بر تئاس قابل اجرا نیستند.

با این حال جناب سپهر از طریق توسل به ترجمه ی یونانی عهد عتیق (سپتواجنت) بر این باور است که تئاس معادل الوهیم است، پس انتظار میرود که ایشان با توسل به ترجمه های متعدد، مستقل و باستانی عربی کتاب مقدس نیز بر این باور باشد که الله معادل تئاس است.


نقل قول:
اگر بخواهیم مفهوم واژه تئوس را در میان یونانی زبانان، بدانیم باز Theological Dictionary of the New Testament چنین می گوید:
این دیگشنری نیز بیانگر همانی بود که ما پیشتر گفتیم: Zeus, Apollo, etc. are called gods, but so is the cosmos, and elemental forces may also be given the name.

زئوس و آپولو، که از خدایان میتیولوژی غربی (western mythology) میباشند. خدا نامیدن نیرو های کیهان در باور هلنستیک ها، نیز به دلیل نفوذ پنتئیسم(Pantheism) در فلسفه ی آنهاست. در پنتئیسم جهان (cosmos) و بکل هستی خود بعدی حلولی (immanent) از خدای متعال است.

پیرامون خدا خوانده شدن امپراطور نیز میبایست دقت شود که از این طریق خدا به مقام امپراطور ساقط نمی شد، بلکه امپراطور خود را به مقام خدا برمی افراخت. برای مثال در سنگنبشه ای که در نزدیکی فازیمون (phazimon ) ، توسط فرنس کومون (باستان شناس و میتراییسم پژوه بسیار معروف) در سال 1900 یافت شده بود، میخوانیم که اهالی آن منطقه:«در زبان، عمل و عقل، تا به ابد به آگوستوس (و دگر خدایان) قسم میخورند و برای خوشی آنان (=آگوستوس و خدایان)، جسم، روح، زندگی و فرزندانشان را هم قربانی خواهند کرد» (رجوع کنید به In search of Paul از جان دامنیک کروسان، صفحه ی 206)
در زبان "ابراهیمی" این اشخاص، آگوستوس سزار را «عبادت» میکردند.

این فرقه را "بدعت امپراطوری" (imperial cult) نام دارد.

همچنین گفته شده که قهرمانان آن دوره در جهان هلنستیک "تئاس" یا "خدا" خوانده می شدند.
این قضیه در نزد غربیان بت پرست و مشرک شاید صادق باشد، با این حال چنانچه James D. G. Dunn پروفسور کتاب مقدس و الوهیت میگوید، در فرهنگ یهودی قرن یک، موضوع جا افتاده ای نموده. (کتاب Christology in the making صفحه ی 18)
دقت کنید که واژه های الوهیم یا تئوس، در قرن اول میلادی، به مرحله ای از بارمعنایی رسیده بودند، که یهودیان تمایلی به نسبت دادنش به بنی آدم نداشتند. برای مثال در اعمال 14: 11-15 میخوانیم که اهالی شهر لستره (غیر یهودیان و بت پرستان)، بخاطر معجزه ای که پولس و برنابا به انجام رسانیده بودند، این دو رسول را خدا خواندند. حال به عکس العمل پولس و برنابا دقت بفرمایید:امّا چون آن دو رسول، یعنی برنابا و پولُس، این را شنیدند، جامههای خود را چاک زدند و به میان جماعت شتافته، فریاد برآوردند که:«ای مردان، چرا چنین میکنید؟ ما نیز چون شما، انسانی بیش نیستیم. ما به شما بشارت میدهیم که از این چیزهای پوچ دست بردارید و به خدای زنده رویآورید که آسمان و زمین و دریا و هرآنچه را که در آنهاست، آفرید. (اعمال 14: 14-15)
یا اینکه برای فیلو، فیلسوف نامدار افلاطونی-یهودی قرن یک، پذیرفتن "خدا" بودن موسی، موضوعی محال است و از این روی در آثارش منجمله ی Legum allegoriae به تفسیر، توجیه و رد این قضیه می پردازد. (بخصوص در اشاره به پیدایش 4: 16) (Leg.All. I. 40 ; Migr. 84 ; Det. 161f ; Mut 128)

نقل قول:
ضمنا اگر یهوه و عیسی اسم خاص هستند، که هستند، دیگر نمی شود گفت که، یک یهوه داریم آن هم عیسی است!!!!
خیر، میتوانیم! اگر اسامی خاصمان از دو ژانر متفاوت باشند یا دو اسم خاص از یک موضوع باشند، خواهیم توانست.
برای مثال توماس آکویناس (از بزرگترین فلاسفه ی کلاسیک) در آثارش، معمولا از فلاسفه ی دیگر نقل میکند، اما آنها را نه با نامهای خودشان بلکه با القابی خاص خطاب میکند. برای مثال آگوستین را «الهیدان»، ارسطو را «فیلسوف» یا ابن رشد را «مفسر» میخواند. (دقت کنید که این القاب، به صورت خاص استفاده شده اند و نه عام)
حال از آنجایی که این القاب خاص، و اسامی خاص این فلاسفه از دو ژانر متفاوت میباشند، پس میتوان گفت که: «مفسر» (لقب خاص) یکی است که آن هم «ابن رشد» (نام خاص) است.
یا بفرض گیرید که شخصی دو اسم دارد، یکی اسم شناسنامه ی آن (علی محمد زاده!) و دیگری اسم معمولش (فرشاد محمد زاده) پس میتوان گفت که ما یک علی محمد زاده (اسم خاص 1) بیشتر نداریم که آن هم همان «فرشاد محمد زاده» (اسم خاص 2) است.

به همین سان، نام های یهوه و عیسی، نه تنها 2 نام خاص از یک موضوع(خدای راستین) میباشند، بلکه دو نام خاص با دو ژانر متفاوت نیز هستند. به همین خاطر میتوانیم اقرار کنیم که:
«یک یهوه بیش نیست که همانا عیسی خداوند است»
نقل قول:
وست عزیز، لینکی که شما دادید تنها همه آیاتی که دو کلمه یهوه و الوهیم را در خود دارد ارائه می کند. مثلا در یکی کلمه یهوه در ابتداست و الوهیم در انتهاست!!!
صحیح میفرمایید، سپاس از اصلاحتان.
عباراتی چون "یهوه خدا" "یهوه خدای تو" "یهوه خدا شما" و ... حدود 1000 (و نه 1149) بار در عهد عتیق تکرار شده اند. این قضیه البته باز هم نشان خواهد داد که ادعای گزافی بیش نداشته اید. (اینکه الوهیم تنها 300 بار به چم خدا استفاده شده است!)
150 مورد باقی نیز که موتور جستجوی BlueLetterBible آورده بود، اکثرا جملاتی همچون "یهوه گفت من خدا هستم" و ... بوده اند که آنها هم به همان سان عبارت "یهوه خدا" هستند.
پس با تنها چند مورد اختلاف ، سخن ما همچنان باپرجاست که حداقل حداقل، 1100 مرتبه، الوهیم به معنای خدای راستین بکار گرفته شده.

نقل قول:
آیا شما کتاب خود را خود شخصا و چنانکه باید، خوانده اید؟ یا بر اساس ترجمه های دست چندم، نرم افزارها و ترکیبهای جستجو در آن به تحقیق می پردازید؟!
بنده عقل خود را از دست نداده ام تا برای برای یافتن تعداد یک عبارت در کتاب مقدس، هزار و اندی صفحه را در یک روز بخوانم و موتور های جستجوی پیشرفته و دقیق الکترونیک را رها کنم!

البته اینکه بنده چه میدانم و چه نمیدانم نه به بحث و نه به هیچ شخص دیگری ربط نداشته و مغالطه ی توسل به شخص و عوامفریبی صرف اند.

دست پاچه شدن شما از یک اشتباه ناخودآگاه و بسیار کوچک من (که تاثیری بر استدلالات نیز نمی گذارد) و چنین تازش و صدور تهمت و افتراء نیز نشان از آن دارد که هنوز ادب گفتگو را فرانگرفته اید. (آیا بنده تاکنون، شما را بخاطر اشتباهات ناخودآگاهتان، یک کلام سرزنش نموده ام؟)

نقل قول:
شما به مزمور 97:7 اشاره کردید:
و چه نیکو فرازی! لطفا برای دوستان ما توضیح دهید اگر منظور از الوهیم، خداست، چه معنی دارد که خدا، یهوه را بپرستد؟؟؟؟
جالب است که ما از طریق همین مزمور نشان دادیم که الوهیم پیوسته به تئوس ترجمه نشده و ادعایتان را پوچ نمودیم؛ با این حال شما کوچکترین اشاره ای به این موضوع نکرده اید!

و اما پاسختان:
خیر! مشخص است که الوهیم در این فراز به معنای خدای راستین نیست چنانچه در ترجمه ی سپتواجنت نیز به انگلوس (فرشته) ترجمه شده.

نقل قول:
دوست گرامی، من قصد مسخره ندارم! اما آیا هیچ کس فهمید الوهیم یا تئوس در میان چه گروهی ایستاده و بین کدام الوهیم یا تئوس قضاوت می کند؟؟؟
اگر آیه را در سیاقش بیاورید بله! مشخص است که تئاس راستین (یهوه) در میان "داوران بی انصاف" که فانی بوده، اما لقب "خدا" را گرفته اند، (همچون ناو-خدا که انسان است ولی در ادبیات پارسی خدای ناو خوانده شده) حکم میکند: خدا در جماعت خدا ايستاده است، در ميان خدايان داوري ميكند: 2 «تا به كي به بيانصافي داوري خواهيد كرد و شريران راطرفداري خواهيد نمود؟ سِلاه. 3 فقيران و يتيمان را دادرسي بكنيد. مظلومان و مسكينان را انصاف دهيد. 4 مظلومان و فقيران را برهانيد و ايشان را از دست شريران خلاصي دهيد.
5 «نميدانند و نميفهمند و در تاريكي راه ميروند و جميع اساس زمين متزلزل ميباشد. 6 من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي. 7 ليكن مثل آدميان خواهيد مرد و چون يكي از سروران خواهيد افتاد!»
8 اي خدا برخيز و جهان را داوري فرما زيرا كه تو تماميِ امّتها را متصرف خواهي شد.(مزمور 82)

نقل قول: