This is Google's cache of http://www.iran-far.com/showthread.php?p=236978. It is a snapshot of the page as it appeared on Aug 30, 2010 15:06:12 GMT. The current page could have changed in the meantime. Learn more

Full version
These search terms are highlighted: تحریف نام خدا در  
قدیمی 09-17-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 650
امتیاز: 2832
تشكرها: 1,254
2,822 بار در 623 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
Wink آن يكي شير است اندر باديه، و آن دگر شير است اندر باديه!!!

با سلام به دوستان و خوانندگان عزیز،

گمان بنده آن است که به نقاط بسیار خوبی از بحث رسیده ایم، دوست تثلیثی ما به خوبی بیان می کند که از دید او هر موجود آفریننده، هر موجود فرا زمانی و فرا مکانی ذات اقدس خداوند است! در حالیکه چنین چیزی از دیدگاه، ما کاملا تصوری خام و اولیه از عالم آفرینش است، و اصلا جایگاهی در کتاب مقدس، ندارد!
همچنین ایشان با ارائه چند مورد نقض، ارتباط دو واژه الوهیم و تئوس را انکار کردند، این درحالیست که این ارتباط یک جزء لاینفک استدلال ما نیست و ما بدون این فرض هم، همان استدلال را می توانیم، ارائه کنیم.
از آن رو که می دانم که این مطالب بعدا توسط افرادی از طریق اینترنت جسته خواهد شد، لذا پاسخهای بنده، بیش از آنکه پاسخ شخص فیلیپ باشد، روشن کننده اذهان خوانندگان است. تا دریابند که با پارادایمهای جدیدی نیز می توان به مصاف مدعیان دروغین کتاب مقدس رفت!
پاردایمی که به دید مسیحیان تثلیثی، غریب و شناخته شده نیست، اما به دید بسیاری از مسیحیان موحد و یونیتارین، ریشه ای عمیق و تاریخی دارد و اصلا مطلب جدیدی نیست!
بنده در این پست طی سرفصلهای زیر به پاسخ به مطالب دوستمان و تشریح مواضع خود، می پردازم:
  1. تئوس در ترجمه یونانی سبعینه
  2. تئوس در زبان یونانی
  3. بنی الوهیم و تکنیک تحریف کلمه از جای خود
  4. تعاملات ایران و مسیحیت
  5. قیاس ساده اندیشانه از کتاب مقدس
1. تئوس در ترجمه یونانی سبعینه
بسیار جالب است که دوستمان به طور ضمنی اظهارات بنده را مبنی بر ادعای زیر قبول کرد:
  • در هیچ مورد از 6800 باری که نام یهوه در عهد عتیق آمده است، این نام برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت(خدای اسرائیل) به کار نرفته است! (چنانکه در هیچ جای قرآن نام الله برای هیچ موجودی غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است!)
  • براساس ترجمه شاه جیمز، حداقل 300 مورد از 2500 موردی که نامهای الوهیم، ال، الوه و اله در عهد عتیق آمده و در ترجمه یونانی به تئوس ترجمه شده است، این نام به موجودات دیگری غیر از یهوه(خدای اسرائیل) بر می گردد، همچون خدایان دروغین، بتها، قضات، الهه ها(خدایان مونث)، بزرگان، قدرتمندان و فرشته ها!
یعنی ایشان قبول دارد که از 2500 موردی که نام تئوس در متن یونانی سبعینه آمده است در ترجمه شاه جیمز، حداقل در 300 مورد این نام به موجودات دیگری، غیر خدای اسرائیل، اشاره می کند. اما همچنان مدعی است که معنای بنیادین این نام "خدای اسرائیل" است. اما به خاطر دو مورد از این موارد که واژه الوهیم به جای کلمه تئوس، فرشته ترجمه شده است در این همانی تئوس و الوهیم مناقشه می کند!
لذا ایشان به خوبی روش یک بام و دو هوای خود را نشان می دهند! اگر یکی دو مورد اشکال دارد! پس 300 مورد اختلاف به طریق اولی اشکال دارد!
اما از آنجا که ما ریگی به کفش نداریم و کتاب مقدس به اندازه کافی منابع برای اثبات فساد، در ترجمه های مرسوم، در اختیارمان می گذارد، ما استدلال خود را بر اساس ترجمه یونانی سبعینه هم ارائه می کنیم، تا سیه روی شود، آنکه در او غش باشد!
همچنین ایشان در جایی گفتند که:
نقل قول:
هر واژه ای میتواند یک جا یک معنی بدهد و جایی دیگر معنی متفاوت.
و ما عرض می کنیم در مورد واژه الوهیم و تئوس گفته شما صحیح است، اما در مورد واژه یهوه در کتاب مقدس و واژه الله در قرآن، در هیچ فرازی این واژه ها به هیچ معنی دیگری غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است!

لذا با توجه به همه موارد فوق، ویرایش سبعینه فرضیات استدلال ما چنین خواهد شد:
  1. به ترجمه یونانی عهد قدیم(سبعینه) و متن یونانی عهد جدید در این بحث اعتماد می کنیم.
  2. به دانش مترجمین معروف و شناخته شده کتاب مقدس اعتماد می کنیم.
  3. اما به سلیقه دینی مترجمین کتاب مقدس اعتماد نمی کنیم.
ما آیات زیر را برای درک معنای واژه تئوس در کتاب مقدس به کار می گیریم:

نقل قول:
پیدایش ۱:۱
فارسی قدیم
در ابتدا، خدا(تئوس) آسمانها و زمین را آفرید.

پیدایش ۱:۲۷
ترجمه J. W. Etheridge از تارگوم اورشلیم
And the Word of the Lord(Theos) created man in His likeness, in the likeness of the presence of the Lord(Theos) He created him

پیدایش 32:28
گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا(تئوس) و باانسان مجاهده کردی و نصرت یافتی

خروج 7:1
ترجمه شاه جیمز
And the LORD said unto Moses , See , I have made thee a god(Theos) to Pharaoh : and Aaron thy brother shall be thy prophet

خروج ۲۲:۲۸
ترجمه Darby
Thou shalt not revile the judges(Theos), nor curse a prince amongst thy people.

تثنیه ۱۰:۱۷
فارسی قدیم
زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان(تئوس) و ربالارباب، و خدای عظیم و جبار ومهیب است...

تثنبه ۳۲:۱۷
فارسی قدیم
برای دیوهایی که خدایان نبودند، قربانی گذرانیدند، برای خدایانی(تئوس) که نشناخته بودند ...

اول سموئیل ۲۸:۱۳
عصر جدید
پادشاه به او گفت: «نترس. چه میبینی؟» زن گفت: «یک روح(تئوس) را میبینم که از زمین بیرون میآید.»

مزامیر 29:1
عصر جدید
ای فرشتگان آسمان(تئوس)، خداوند را ستایش کنید. جلال و قدرت او را ستایش نمایید.

مزامیر ۸۲:۱
ترجمه تفسیری
خدا(تئوس) در دادگاه آسماني ايستاده است تا قضات(تئوس) را به پاي ميز محاكمه بكشاند.

مزامیر ۸۲:۶
عصر جدید
من گفتم که شما(انبیاء) خدایانید(تئوس) و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی
چنانچه مشاهده می کنید، تنها یک آیه، که واژه الوهیم در آن، در ترجمه سبعینه، به جای تئوس به "انگلوس"(فرشته) ترجمه شده بود، از این مجموعه حذف شد، و آیه دیگری که تئوس، به "فرشته" ترجمه شده است جانشین آن گردید.
ضمنا من دو آیه معروف دیگر که در یکی یعقوب با الوهیم یا تئوس، کشتی می گیرد و دیگری که موسی(ع) را تئوس یا الوهیم می داند، را افزودم.

از آنجا که یکی از نکات جالب برای مسلمانان در کتاب مقدس، داستان کشتی گرفتن یعقوب با خداست، به خوبی در اینجا ملاحظه می گردد که در متن اصلی کتاب مقدس، یعقوب نه با خدا بلکه با الوهیم کشتی میگیرد. همانطور که شاید تا کنون متوجه شده باشید، بنده معنای بنیادین الوهیم را، نه خدا، بلکه موجوداتی برتر از آدمی، همچون فرشتگان، می دانم، که فرامین الهی را به اجرا، در می آورند.

لذا با توجه به آیات فوق در می یابیم که واژه تئوس در ترجمه یونانی عهد عتیق(سبعینه) برای موارد زیر به کار رفته است:خدا، کلمه یهوه، قضات، خدایان، فرشتگان، روح، انبیاء، موسی و هماورد یعقوب
لذا چنانچه ملاحظه می گردد، اطلاق واژه تئوس در اناجیل و به خصوص آیه یوحنا 1:1 هیچ دلیلی برای خدا بودن عیسی مسیح نیست!

در پایان این سرفصل بنده به چند موضوع اشاره می کنم:
دوستمان در زمینه درخواست ارائه یک مورد نقض در ترجمه الله به هر کلمه دیگری جز ذات اقدس الوهیت، در قرآن چنین فرمودند:
نقل قول:
نقل قول:
شما یک اختلاف اینچنینی در مورد کلمه الله در میان تمام مترجمین مسلمان بیاورید! من جامه از تن خواهم درید و زُنّار به میان خواهم بست!!!! آیا یکجا، یک مسلمان در مورد ترجمه یا درک نام الله، به عنوان یگانه خالق کل هستی، به خود شک راه داده است؟؟؟ حاشا و کلا!!!
بنده نه عرب زبانم و نه عرب زده. پژوهشی نیز در ادبیات عرب نداشته ام و از این روی نیازی به دادن مثال از واژه ی "الله" نمی بینم.
عرض می کنم بنده هم، نه عرب زبانم و نه عرب زده، البته همچنین نه عبری زبانم نه عبری زده و نه یونانی زبانم و نه یونانی زده و نه سریانی زبانم و نه سریانی زده و همچنین نه انگلیسی زبانم و نه غرب زده، اما مسلمانم و مسلمانی، دین تسلیم در مقابل حق و حقیقت است! و زبانها، نباید بتوانند جلودار ما در کشف حقیقت گردند! و بنده مثالهای متعددی به شما از وجود تحریف در ترجمه های مختلف زبانهای مختلف کتاب مقدستان، عرض کردم، که شما نمی توانید آن را انکار کنید و در پاسخ فرو مانده اید!

در مورد واژه "یهوه الوهیم" همانطور که عرض کردم در آیات زیر عینا از این واژه استفاده شده است، که دقیقا 37 مورد است و برای نمونه یک آیه را هم ارائه کردم:
نقل قول:
Genesis 2:4; Genesis 2:5; Genesis 2:7; Genesis 2:8; Genesis 2:9; Genesis 2:15; Genesis 2:16; Genesis 2:18; Genesis 2:19; Genesis 2:21; Genesis 2:22; Genesis 3:1; Genesis 3:8; Genesis 3:9; Genesis 3:13; Genesis 3:14; Genesis 3:21; Genesis 3:22; Genesis 3:23; Exodus 9:30; II Samuel 7:25; I Chronicles 17:16; I Chronicles 17:17; I Chronicles 28:20; II Chronicles 1:9; II Chronicles 6:41; II Chronicles 6:42; II Chronicles 26:18; Psalms 59:5; Psalms 72:18; Psalms 80:4; Psalms 80:19; Psalms 84:8; Psalms 84:11; Jeremiah 10:10; Jonah 4:6

پیدایش 2:18
بر اساس دست نوشته وست مینیستر، لنینگراد
וַיֹּאמֶר יְהוָה אֱלהִים לֹא־טֹוב הֱיֹות הָֽאָדָם לְבַדֹּו אֶֽעֱשֶׂהּ־לֹּו עֵזֶר כְּנֶגְדֹּֽו׃
منِ مسلمان مدعی هستم، در هیچ آیه دیگری از عهد عتیق، این واژه عینا به کار نرفته است! دوستمان بدون هیچ سندی مدعی است که این واژه عینا 1000 بار در عهد عیتق به کار رفته است. این گوی و این میدان! نمی گویم هزار مورد، 10 مورد غیر از آنکه بنده لیست کردم، ارائه کنند تا بنده تاسف خود را از کم اطلاعی ایشان از کتاب مقدسشان پس بگیرم!!!

همچنین دوستمان به یک مورد ترجمه عربی اشاره کردند که واژه الله را معادل تئوس قرار داده بود، این موضوع کاملا صحت دارد و فراوان است! اولا در دست نوشته ای که از عهد جدید ابتدا ارائه کردند آیه گرانقدر"بسم الله الرحمن الرحیم" بر آن نقش بسته بود که به روشنی نشان می دهد این ترجمه به بعد از اسلام تعلق دارد. ثانیا عینا مثل ترجمه های دیگر در ترجمه عربی ون دایک و دیگر ترجمه ها، علاوه بر الله از واژه های اله و آلهه و ملائکه نیز برای ترجمه الوهیم استفاده شده است که باز روش استدلالی ما را تامین می کند. همچنین توجه دوستان را به این موضوع جلب می کنم، که ابن میمون یهودی در کتاب خود دلاله الحائرین، تا جایی که بنده دیدم، کلمه الله را تنها برای جایگزینی واژه یهوه به کار برده است و الوهیم را همان الوهیم خوانده است! البته چنین دقتی در ترجمه های عربی یکی دو قرن اخیر کتاب مقدس، موجود نیست که دلیل آن، البته از دید بنده، روشن است!

2. تئوس در زبان یونانی
اولا در مقابل آنکه ما هر ترجمه هر مسلمانی برای ترجمه واژه الله را قبول کردیم، دوستمان دیکشنری 10 جلدی بسیار معتبر Theological Dictionary of the New Testament را که کار جمعی صدها دانشمند کتاب مقدس است و به عنوان استانداردی برای مرجع محققین کتاب مقدس محسوب می شود و جدا یکی از مفاخر مسیحیت است را، برای ترجمه واژه تئوس به راحتی زیر سوال برد و مطالب آن را اشتباه دانست! و این خود نشانگر ضعف بنیه تثلیثیان در پاسخ به تناقضات ترجمه های آنان از کتاب مقدس است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد این فرهنگ به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://www.christianbook.com/theolog...823243/pd/2324
همچنین ویرایش الکترونیکی آن:
http://www.logos.com/products/details/1416

اما استدلالاتی که ایشان ارائه کردند و دلایلی در ریشه یابی دلیل اطلاق این واژه به پادشاهان ارائه کردند، چیزی از استدلال ما نمی کاهد. چرا که در این فرهنگ به هیچ وجه به این استدلالات اشاره نشده است و همانطور که در بخش پیش اشاره کردیم، در خود ترجمه سبعینه هم این واژه برای اطلاق به غیر خدای اسرائیل فراوان استفاده شده است.
لذا ملاحظه می شود که بر اساس این دیکشنری، در فرهنگ یونانی زمان عیسی مسیح واژه تئوس برای موارد زیر استفاده می شده است:خدا، نیروهای آسمانی، قهرمانان، افراد خارق العاده، حاکمان، نیروهای غیر فیزیکی، جاودانگی، خوبی، سرنوشت، وجود، آنها موجودات نامتناهی اما همچون انسانها هستند!
لذا به گمان من کاملا روشن است که اطلاق صرف معنای خدا به این واژه کاملا اشتباه است!
ایشان در ضمن، به بر آشفتن پولس و برنابا از تئوس خواندنشان، از سوی مردم اشاره کردند، که کاملا برداشت اشتباهی است! ایشان با نقل ناقص آیات، چنین القاء کردند که پولس و برنابا، به خاطر تئوس خوانده شدن، برآشفتند ولی وقتی یکی دو آیه قبل و بعد را بخوانیم قضیه روشن می شود:

نقل قول:
اعمال 14:11
ترجمه فارسی قدیم
اما خلق چون این عمل پولس را دیدند، صدای خود را به زبان لیکاونیه بلند کرده، گفتند: «خدایان(تئوس) به صورت انسان نزد ما نازل شدهاند.» 12 پس برنابا را مشتری و پولس را عطارد خواندند زیرا که او در سخن گفتن مقدم بود.

13 پس کاهن مشتری که پیش شهر ایشان بود، گاوان و تاجها با گروه هایی از خلق به دروازه هاآورده، خواست که قربانی گذراند. 14 اما چون آن دو رسول یعنی برنابا و پولس شنیدند، جامه های خود را دریده، در میان مردم افتادند و ندا کرده، 15 گفتند: «ای مردمان، چرا چنین میکنید؟ ما نیزانسان و صاحبان علتها مانند شما هستیم و به شمابشارت میدهیم که از این اباطیل رجوع کنید به سوی خدای(هو-تئوس) حی که آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنها است آفرید، 16 که در طبقات سلف همه امتها را واگذاشت که در طرق خود رفتارکنند، 17 با وجودی که خود را بیشهادت نگذاشت، چون احسان مینمود و از آسمان باران بارانیده و فصول بارآور بخشیده، دلهای ما را ازخوراک و شادی پر میساخت.» 18 و بدین سخنان خلق را از گذرانیدن قربانی برای ایشان به دشواری باز داشتند.
چنانکه در آیات فوق ملاحظه می شود، رسولان، نه از بابت تئوس خوانده شدن، بر آشفته اند، بلکه به خاطر قربانی گذاردن به خاطر آنان، بر آشفتند! و تا پیش از اراده مردم برای قربانی گذاردن، هیچ اعتراضی به آنها نمی کنند. ضمنا آنها نگفتند چرا چنین می گویید، بلکه گفتند چرا چنین می کنید؟ و در پایان هم به زحمت آنان را از قربانی گذاردن باز می دارند نه از تئوس خواندن!

گواه دیگر برای این ادعا آیات دیگر همین کتاب اعمال است، جایی که پولس به دلیل نمردن به خاطر مار گزیدگی، مجددا تئوس خوانده می شود، اما هیچ بر آشفتگی از دریافت این عنوان، از خود نشان نمیدهد:
نقل قول:
اعمال 28:3
ترجمه فارسی قدیم
3 چون پولس مقداری هیزم فراهم کرده، بر آتش مینهاد، بهسبب حرارت، افعیای بیرون آمده، بر دستش چسپید. 4 چون بربریان جانور را از دستش آویخته دیدند، با یکدیگرمی گفتند: «بلاشک این شخص، خونی است که بااینکه از دریا رست، عدل نمی گذارد که زیست کند.» 5 اما آن جانور را در آتش افکنده، هیچ ضرر نیافت. 6 پس منتظر بودند که او آماس کند یابغته افتاده، بمیرد. ولی چون انتظار بسیار کشیدندو دیدند که هیچ ضرری بدو نرسید، برگشته گفتندکه خدایی(تئوس) است.

7 و در آن نواحی، املاک رئیس جزیره .....
لذا باز مشاهده می شود که تئوس خواندن افراد، در زمان عیسی مسیح، البته ندرتا اتفاق می افتاده است، اما کاملا مرسوم و معمول بوده است که به افراد دارای خصوصیات فرا انسانی این واژه را اطلاق کنند.
قراین برای این موضوع، بسیار بسیار فراوان است! اگر چشم داشته باشیم که ببینیم و گوش داشته باشیم که بشنویم!

3. بنی الوهیم و تکنیک تحریف کلمه از جای خود
وقتی که نقل دوستمان از افرایم قدیس را خواندم، جدا دلم به درد آمد! که چطور برخی از دوستان مسیحی ما در تجاوز به حریم کتاب مقدس بی محابا عمل می کنند! و چطور صاحت مقدس موسی علیه السلام را به تجاوز به حریم تورات متهم می کنند! لذا بر آن شدم که پاسخی درخور به این بحث داده و آن را بیشتر بشکافم. در آیات متعدد از کتاب مقدس از بنی الوهیم یاد شده است. توجه دوستان را به این موضوع جلب می کنم که همچون آدم و بنی آدم که در واقع یک معنی دارد، وقتی این واژه به معنی اشاره به نوع یک موجود اطلاق می شود در واقع بنی الوهیم و الوهیم فرقی با هم ندارند. البته در اناجیل، عیسی(ع)، الوهیم و بنی الوهیم یا همان تئوس و فرزند تئوس خوانده شده است، اما این به هیچ روی به معنای خدا بودن و یا فرزند خدا بودن او به معنی مرسوم فرزندی نیست. و گرنه تمام انسانها فرزندان خداوند لحاظ می شوند و در این مورد فرقی بین عیسی و غیر عیسی نیست.
به هر روی اجازه دهید به برخی آیات که در آنها به بنی الوهیم اشاره شده بپردازیم:

نقل قول:
پیدایش 6:1
ترجمه فارسی قدیم
و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، 2 پسران خدا(الوهیم) دختران آدمیان را دیدند که نیکومنظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند. 3 وخداوند(یهوه) گفت: «روح من در انسان دائم داوری نخواهد کرد، زیرا که او نیز بشر است. لیکن ایام وی صد و بیست سال خواهد بود.» 4 و در آن ایام مردان تنومند در زمین بودند. و بعد از هنگامی که پسران خدا(الوهیم) به دختران آدمیان درآمدند و آنهابرای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودندکه در زمان سلف، مردان نامور شدند
در این آیات جالب، بنی الوهیم بر روی زمین می آیند، خداوند(یهوه) آنان را "روح من" می خواند و می گوید که آنان نیز بشرند! اما مدت محدودی(120 سال) چنین فرصتی به آنان داده شده است. و بنی الوهیم با بنی آدم در می آمیزند و فرزندانی جبار به وجود می آید.

مقایسه کنید، با داستان تولد عیسی مسیح در قرآن، تشابهات با تولد ایشان، به حدی فراوان است که هر جوینده حقی را انگشت به دهان می کند!

روح خداوند به صورت بشری بر مریم ظاهر می شود و می گوید از سوی پروردگار آمده است تا او را بارور کند، مریم تاکید می کند که تا کنون هیچ بشری او را لمس نکرده است و به هر طریق، مریم بارور می گردد و عیسی را به دنیا می آورد، عیسی بلافاصله پس از تولد، از این موضوع سخن می گوید که او بنده خداست و جبار نیست!(آیات 16-34 سوره مریم)

دقت کنید سه واژه روح(רוח)، بشر(בשר) و جبار(גבר) عینا هم در متن عبری کتاب مقدس و هم در متن عربی قرآن به کار رفته است!

این تشابه محیر العقول، البته برای دوست ما هیچ نیست و ما هم انتظار نداریم که از تشابه این داستان با قرآن، برای دوستمان که به قرآن اعتقادی ندارند استفاده کنیم. اما می خواهم دوستان مسلمانم بدانند که متن عبری عهد قدیم و متن سریانی اناجیل، تا چه اندازه با قرآن مسلمانان، نزدیکی و همخوانی دارد.
همچنین توجه دوستان را به این موضوع جلب می کنم که قافیه سوره مریم "یا" است و این موضوع به خصوص در آیه اول که نام "زکریا" آمده است، جالب است و هر عبری خوانده ای احتمالا می داند که "یا" در "زکریا" مخفف نام "یهوه" است و "زکریا" به معنی "یهوه به یاد دارد است" مقایسه کنید با آیه اول سوره مریم:[اين‏] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره‏] بنده‏اش زكرياست.
چنین بازی های بینظیری با نامها براساس معانی آنها، در جای جای قرآن و متن عبری و سریانی کتاب مقدس، شعف انگیز است! و هر بیننده ای را قانع می کند که سراینده همه آنها یکی است!

اما اجازه دهید آیات دیگری که به همین واژه پرداخته شده است را ببینیم:
نقل قول:
ایوب 1:6
ترجمه فارسی قدیم
و روزی واقع شد که پسران خدا(الوهیم) آمدند تا به حضور خداوند(یهوه) حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد
ترجمه شاه جیمز
Now there was a day when the sons of God(Theos) came to present themselves before the LORD , and Satan came also among them.

ایوب 38:1
ترجمه فارسی قدیم
و خداوند(یهوه) ایوب را از میان گردبادخطاب کرده، گفت: 2 «کیست که مشورت را از سخنان بیعلم تاریک میسازد؟ 3 الان کمر خود را مثل مرد ببند، زیرا که از توسوال مینمایم پس مرا اعلام نما. 4 وقتی که زمین را بنیاد نهادم کجا بودی؟ بیان کن اگر فهم داری. 5 کیست که آن را پیمایش نمود؟ اگر میدانی! وکیست که ریسمانکار را بر آن کشید؟ 6 پایه هایش بر چه چیز گذاشته شد؟ و کیست که سنگ زاویهاش را نهاد، 7 هنگامی که ستارگان صبح باهم ترنم نمودند، و جمیع پسران خدا(الوهیم) آوازشادمانی دادند؟ 8 و کیست که دریا را به درهامسدود ساخت، وقتی که به در جست و از رحم بیرون آمد؟ 9 وقتی که ابرها را لباس آن گردانیدم و تاریکی غلیظ را قنداقه آن ساختم. 10
از همه آیات این بخش، این استفاده را می کنم که الوهیم(تئوس) یا بنی الوهیم(بنی تئوس) در معنای عام خود، موجوداتی از مخلوقات الهی(یهوه) بودند که پیش از خلق آسمانها و زمین و در زمان خلق آنها حضور داشته اند و البته خدا هم نبوده اند و در مواقعی به صورت بشر به روی زمین آمده اند و با آدمیان آمیخته اند و در گذشته، نتیجه این آمیختگی به وجود آمدن موجوداتی جبار بود، اما در مورد حضرت عیسی(ع) ایشان جبار نبود!
توجه دوستان را به واژه God با G بزرگ جلب می کنم. چون این واژه تنها به خدای اسرائیل اشاره می کند و در تمام سه آیه فوق به همین صورت با G بزرگ آمده است. و در شماره کلمات تئوس در ترجمه شاه جیمز در شمار آنهایی حساب شد که خدای اسرائیل لحاظ شده است و بنده عرض کردم که به آن ایراد دارم!

دوست ما در بد مخمصه ای گیر خواهد کرد! یا باید تفسیر معمول را بگوید که اینها فرشتگان هستند و فرندان خدای اسرائیل نیستند، که خوب یعنی ترجمه شاه جیمز دارای تحریف است و نباید آنان را فرزندان خدای اسرائیل می خواند یا باید بپذیرد که فرزندان دیگری برای خدای اسرائیل، علاوه بر عیسی وجود داشته است، حال نمی دانم آنها را هم همچون عیسی خدا می داند یا خیر! که البته در هر دو حالت این موجودات پیش از خلقت عالم هم وجود داشته اند و به تسبیح خداوند می پرداخته اند لذا ادعای ایشان مبنی بر اینکه هر موجودی که در پیش از خلق عالم وجود داشته خداست محل اشکال خواهد بود که در بند دیگر توضیح می دهم.

ایشان به هر حال چاره ای ندارند، جز اینکه یکی از دو ادعای بنده را ثابت کنند، یا در ترجمه های کتاب مقدس تحریف شده است، یا آنکه خدا (نعوذ بالله) فرزندان دیگری هم علاوه بر عیسی دارد و عیسی تنها فرزند وی نیست!

البته توهین افرایم قدیس،(اگر درست نقل شده باشد) به صاحت مقدس موسی(ع) و اطلاق اینکه موسی در نوشتن کتاب اشتباه کرده است و سلیقه خود را به کار بسته است، که عذر بدتر از گناه است! این یعنی نه تنها در ترجمه ها که در خود متن کتاب، تحریف شده است! یعنی موسی خلاف وحی و خلاف واقعیت، بنا بر سلیقه خود اقدام به نوشتن این فرازها کرده است، که شنیدن آن هم جدا، جای تاسف و تاثر است!

استدعا دارم در پاسخ دوستمان به این قسمت، خوب توجه و دقت کنید! در پاسخ ایشان، هر آنچه جز تسلیم باشد، می توانید یک دوره کامل آموزشی برای درک ادعای قرآن، مبنی بر اینکه "یحرفون الکلم عن مواضعه" را طی کنید!

4. تعاملات ایران و مسیحیت
دوستمان به شدت اسرار دارند که به مثال ایشان در مورد خدا و کدخدا و غیر اینها پاسخ دهم و مثالی از زبان فارسی خودمان ارائه کنم.
اولا در خواست ایشان در غیاب یک کتاب مقدس فاقد معنی است! یعنی بحث ما درباره معنی واژه تئوس یا الوهیم و یا نام مقدس خداوند یهوه، در کتاب مقدس است یا در مقابل در مورد واژه الله در قرآن قراینی ارائه کردیم. اینکه ایشان در غیاب کتاب مقدسی مثالی بزنند، مثال مشابهی نیست!

اما بنده قصد دارم اتفاقا از کتاب مقدس فارسی زبانان مثالی ارائه کنم، که عینا همین مفاهیم را در خود دارد.
در گاتها، کتاب مقدس زرتشتیان که اسلام آنان را نیز به عنوان اهل کتاب می شناسد، از واژه ایزد استفاده شده است.
همانطور که می دانید، خدا در مزدیسنا، اهورامزدا است و اهورا مزدا خالق هر چیز است. اما در مزدیسنا یا همان دین زرتشتی، واژه ایست ایزد نام! در دین آباء و اجدادی ما که کاملا هم توحیدی است، ایزدان فراوانی وجود داشته اند که همه مخلوق اهورامزدا بوده اند و همه گوش به فرمان او نیز بوده اند. در زرتشتی، خود اهورامزدا نیز ایزد و سر دسته و رئیس همه ایزدان است. همچنین ملکان مقرب درگاه او(امشاسپندان) نیز همه ایزد هستند. یعنی اهورامزدا، خود ایزد است و همچنین خالق همه عالم و همه ایزدان دیگر و همه امشاسپندان، گوش به فرمان او بودند.
از طرفی دیگر خود جناب زرتشت، پیامبر این دین، نیز ایزد است و در سر ایزدان جهانی قرار دارد، چنانکه اهورا مزدا در سر ایزدان مینوی قرار دارد.
همچنین گاهی از بابت اطلاق خاص به عام، واژه "یزدان" برای اطلاق به اهورامزدا استفاده می شود.
تناسبها را دقت کنید:
ایزد، ایزدان، یزدان - الوهیم(جمع الوه)
زرتشت ایزد است - عیسی الوهیم است.
اهورامزدا ایزد است - یهوه الوهیم است.
اهورامزدا خالق همه ایزدان و همه عالم است - یهوه خالق همه الوهیم
و همه عالم است.
ایزدان مجری فرامین اهورامزدا هستند - الوهیم مجری فرامین یهوه است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع به این مقاله مراجعه کنید:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF

لذا چنانکه مشاهده می کنید ما در فرهنگ و زبان پارسی اصیل خود، اتفاقا آشنایی کاملی، با این مفاهیم داشته ایم.

و هم از این روی بود که زرتشتیان با آغوش باز مسیحیت را پذیرفتند.
باز در اینجا توجه دوستان را به هوشیدر، موعود زرتشت، جلب می کنم.

چنانچه می دانید براساس تحقیقات زبانشناسان، زرتشت تقریبا هزار سال پیش از میلاد مسیح می زیسته است.

بنابر روایت مزدیسنا، سی سال مانده به پایان هزاره زردشت، هوشیدر ظهور خواهد کرد، بدین ترتیب که دوشیزهای پاکدامن، از تخمه زردشت، که در دریاچه کیانسه باقی مانده، بی آنکه به شوی رفته باشد، بار میگیرد و کودکی به نام هوشیدر از او متولد میشود. او در سی سالگیِ به پیامبری برانگیخته میشود!
مقایسه کنید "هوشیدر" را با صیغه کامل نام عبری یسوع، مسیح، یعنی "یهوشوع"! که هزار سال پس از زرتشت، از دوشیزه ای پاکدامن، بدون آنکه به شوی رود، به دنیا می آید، و در سی سالگی به پیامبری مبعوث می شود!
تنها اشاره می کنم که 500 سال بعد از هوشیدر، موعود دیگر زرتشت، "هوشیدر ماه"، به دنیا می آید که با زمان پیامبر اکرم، تقریبا همخوان است. ودر پایان هزاره سوم از زمان زرتشت (هزاره دوم از زمان مسیح) سوشیانس ظهور خواهد کرد!
به خاطر همین پیشبینی هاست که بدون شک، بر اساس همین اناجیل موجود، ایرانیان خردمند، اولین کسانی بودند که عیسی مسیح را یافتند و شناختند:

نقل قول:
متی 2:1
ترجمه فارسی قدیم
عیسی در زمان زمامداری هیرودیس پادشاه، در بیتلحم یهودیه تولّد یافت. پس از تولّد او مجوسیانی از مشرق زمین به اورشلیم آمده 2 پرسیدند: «پادشاه نوزاد یهودیان كجاست؟ ما طلوع ستارهٔ او را دیده و برای پرستش(ستایش) او آمدهایم.»
و هم از این رو بود که ایرانیان به خوبی جان کلام دین عیسی را دریافتند! فرهاد قدیس(افراهات)، معروف به دانای پارسی که پاپ، چندی پیش ستایشهایی فراوانی از وی کرد، همینگونه که ما در اینجا بحث کردیم، عیسی را تئوس می دانست، ولی او را بنده یهوه می دانست، همان سان که موسی را هم تئوس می دانست!
در اعتقادنامه کلیسای امپراطوری ساسانیان، در آن زمان، اثری از آثار غیر توحیدی اعتقاد نامه نیقیه، نیست: «باید اعتقاد داشت به خدا، سرور همگان، که آسمان و زمین و دریا و هرچه را که در آنهاست آفرید - او انسان را شبیه خود آفرید - او شریعت را به موسی اعطا کرد - او روح خود را بر انبیاء فرستاد - و بعد مسیح خود را به جهان فرستاد - باید اعتقاد داشت به قیامت از مردگان - باید اعتقاد داشت به راز تعمید. اینچنین است ایمان کلیسای خدا
و این تحریفهای غیر توحیدی بعدا به مسیحیان ایران نفوذ کرد!
برای اطلاعات بیشتر به مقالات مشابه در ویکی فارسی و انگلیسی و دیگر دانشنامه ها مراجعه کنید.

5. قیاس ساده اندیشانه از کتاب مقدس
دوست ما در فرازهای پایانی مطالبش قیاسهایی کرده اند که خلاصه آنها از قرار زیر است:
  • کلمه آفریننده است، یهوه آفریننده است، پس کلمه یهوه است!
  • همه چیز به واسطه کلمه خلق شد، همه چیز توسط یهوه خلق شد، پس کلمه، یهوه است!
  • یحیی راه را بر عیسی باز کرد، یحیی راه را بر یهوه باز کرد، پس عیسی، یهوه است!
  • در ابتدا کلمه بود، در ابتدا خدا بود، پس کلمه خداست!
  • بنی اسرائیل خاصان عیسی بودند، بنی اسرائیل خاصان یهوه بودند، پس عیسی، یهوه است!
راستش با خواندن قیاسهای فوق به یاد داستان بقال و طوطی کچل روغن ریخته مولوی، افتادم، که گمان کرد هر کچلی لاجرم باید از شیشه روغن ریخته باشد!

همانطور که حتما می دانید مختصر این داستان که در دفتر اول مثنوی بند 11 آمده است، چنین است:

بقالی بود که در دکانش یک طوطی زیبا و خوش بیان داشت. طوطی در غیاب بقال نگهبان دکان بود. روزی از روزها طوطی از جای خود پرید و شیشههای روغن را ریخت و شکست و روغنها بر زمین ریخت. بقال که آمد و چنین اوضاعی را دید، با دست ضربه ای به سر طوطی زد و طوطی کچل شد، اما بعد از این کارش خیلی ناراحت و پشیمان شد. طوطی پس از این ماجرا دیگر حرف نمیزد تا ایکنه روزی مرد کچلی در راه میگذشت. طوطی با دیدن مرد کچل گفت:


نقل قول:
آمد اندر گفت طوطی آن زمان / بانگ بر درویش زد چون عاقلان
کز چه ای کل با کلان آمیختی / تو مگر از شیشه روغن ریختی

از قیاسش خنده آمد خلق را / کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
آنگاه مولوی در جای دیگر توضیح می دهد:
نقل قول:
آن يكي شير است اندر باديه / و آن دگر شير است اندر باديه
آن يكي شير است كادم مي خورد / و آن دگر شير است كادم مي خورد
برای مطالعه متن کامل داستان به اینجا(بند 11) مراجعه کنید:
http://www.moridemolana.com/Masnavi_Book_1.htm

همانطور که می بینید این طوطی هیچ تصوری از کچل بودن، غیر از آنکه به واسطه روغن ریختن، کچل بشوند، ندارد و گمان می کند که هر کس که کچل است بی گمان باید از شیشه روغن ریخته باشد!

به همین نحو هم دوست ما گمان می کند، هر موجود فرازمانی خداست! گمان می کند، هر موجود آفریننده خداست! گمان می کند، هر موجود فرامکانی خداست! گمان می کند، هر که پیش پایش توسط یحیی گشوده شود خداست! گمان می کند، هر چه در ابتدا بوده است خداست! و گمان می کند، هرکه بنی اسرائیل خاصانش باشند خداست!

نه دوست گرامی! قیاس شما ناقص است و همگی باطلند! و به همان خنده داری قیاس طوطی می ماند!

براساس قیاس شما، از دو آیه زیر:

نقل قول:
متی 8:5
ترجمه فارسی قدیم
و چون عیسی وارد کفرناحوم شد، یوزباشیای نزد وی آمد و بدو التماس نموده...

لوقا 7:1
ترجمه فارسی قدیم
و چون(عیسی) همه سخنان خود را به سمع خلق به اتمام رسانید، وارد کفرناحوم شد. 2 و یوزباشی را غلامی که عزیز او بود مریض ومشرف بر موت بود. 3 چون خبر عیسی را شنید، مشایخ یهود را نزد وی فرستاده از او خواهش کرد که آمده غلام او را شفا بخشد. 4
می توان چنین برداشت کرد که یوز باشی و مشایخ یهود یکی هستند! که مسلما قیاسی، اشتباه است!

حال تک تک، کمی توضیح می دهم:

  • اگر در اشعیا 44:24 یهوه ادعا کرده است که به تنهایی عالم را خلق کرده است، با اینکه کلمه در خلق عالم، همکاری کرده است، تضادی ندارد، چرا که یهوه خود، از جمله خالق کلمه نیز هست! همچنین دقت مضاعف کنید که در یوحنا چندین بار گفته می شود که عالم به واسطه کلمه خلق شد!
  • همه چیز را خدا خود خلق کرد. مگر خدا خود چیز نیست! پس یعنی خدا خود را نیز خلق کرد؟ خیر! خدا از همه چیزی که خلق کرد استثناء است، به همین گونه همه چیز به واسطه کلمه توسط یهوه خلق شد. آیا یهوه و کلمه هم خود چیز نیستند؟ بله هستند اما از آن همه چیزی که ذکر شد، مستثنی هستند! و شنونده باید خود، عاقل باشد!
  • "ابتدا" در یوحنا همان "ابتدا" در پیدایش است و معنی آن ابتدای خلق عالم مادی است و گرنه الوهیم و بنی الوهیم و روح یهوه که از همان ابتدا در پیدایش وجود و حضور دارند، چنانکه در کتاب ایوب هم در بالا اشاره شد، همگی مخلوقات یهوه هستند!
از این که این پست به درازا کشیده شد، از خوانندگان عذر می خواهم و امیدوارم که قسمتی از حقایقی که در پس ترجمه های دروغین، از کتاب مقدس قابل جلوه گری است، عیان شده باشد. در مورد تفاوت مسیحیت اولیه و فرقه نصاری نیز مطلبی دارم که ان شاء الله در پست بعدی ارسال خواهم کرد.

با احترام فراوان
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
10 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-22-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

پست 4:

رئوس مطالب این پست:
  • مقدمه.
  • یهوه بودن عیسی:
    • یهوه خوانده شدن عیسی.
      • در سرود فیلیپیان
      • در رسالات پولسی
      • در رسالات غیر پولسی
      • در عهد جدید سریانی (پشیتا)
    • قیاس و اثبات های استدلالی-کتاب مقدسی در جهت اثبات یهوه بودن عیسی.
    • استفاده از کرایتریای جناب سپهر در جهت اثبات یهوه بودن عیسی.
  • جستار الوهیم و تئوس.
    • معنای بنیادین تئاس یا الوهیم چیست؟
    • مثالِ واژه ی فارسی "خدا"
  • پیدایش 6: 1-3 و پسران خدا.
  • نتیجه گیری.
«مقدمه»


با عرض درود خدمت خوانندگان ارجمند و گرامی؛



چنانچه در تاپیک دیگری شرح داده بودیم اسلام گرایان با مشکلی حل نشدنی روبرو میباشند: اینکه اسلام مسیحیت را تایید و در عین حال نقض میکند.



عکس العمل برخی چون ابن حزم به این قضیه ادعای تحریف کتاب مقدس بوده، برخی نیز همچون دوستمان جناب سپهر، راه دیگری انتخاب کرده اند که همانا هماهنگ کردن آموزه ی های کتاب مقدس و قرآن باشند.



مشاهده نمودیم که ایشان برای اینکار و برای توجیه الوهیت مسیح، بر آن شدند تا واژه های الوهیت را به دو بخش تقسیم کنند: 1. الوهیم/تئاس که به معنای خدای راستین نیست 2. یهوه که به چم خدای واحد راستین است. سپس نتیجه گرفتند که الوهیم خواندن عیسی نمیتواند فرنودی بر الوهیت وی باشد.



پاسخ ما تاکنون حول واژه ی الوهیم می چرخیده، اینکه:
1) این واژه در معنای بنیادینش به معنای خداست.
2) در سیاقهایی چون یوحنا 1:1 به چم خدای راستین به کار گرفته شده.
3) در برخی از سیاق های بخصوص و انگشت شمار، معناهای دیگری همچون حاکم را نیز بخود میگیرد.



در این پست، چنانچه پیشتر قولش را داده بودیم، بیشتر به موضوع یهوه بودن عیسی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که حتی اگر موضع جناب سپهر در باب "الوهیم" صادق باشد، همچنان الوهیت مسیحیت بر بنیان "یهوه بودن او" پارجا است.
در آخر نیز سراغ جستار الوهیم/تئوس و نقد دگر جستار های مطرح شده خواهیم رفت.


«یهوه بودن عیسی»

~ یهوه خوانده شدن عیسی ~


تاریخ به ما نشان میدهد که رسولان مسیح و کلیسای آنها هیچ ابایی از یهوه خواندن عیسی نداشته اند. لذا از آنجایی که یهوه به تنهایی نام خدای راستین است(اتفاق نظر طرفین)، میتوان نتیجه گرفت که کلیسای رسولان، عیسی را خدای راستین میدانست.



و اما اسناد:1. سرود فیلپیان:
رساله ی فیلیپیان در فراز 2: 6-11 یک سرود ارزشمند آرامی و پیشا پولسی در بر میگیرد که به قرار زیر است:۶او (=عیسی) که همذات با خدا بود،

از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،


۷بلکه خود را خالی کرد


و ذات غلام پذیرفته،


به شباهت آدمیان درآمد.


۸و چون در سیمای بشری یافت شد


خود را خوار ساخت


و تا به مرگ،


حتی مرگ بر صلیب


مطیع گردید.


۹پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد


و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید،


۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود،


در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،


۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ «یهوه» است،


برای جلال خدای پدر.

در پاسخ عرض شد که این سرود از پولس است و پولس نیز معتبر نیست. ما در زیر، پاسخ این مدعای بی اساس را خواهیم داد. اما در باب فراز فوق، صرفا به این فکت بسنده میکنیم که سرود فیلیپیان اصلا از پولس رسول نیست و یک سرود پیشا-پولسی میباشد، به دلایل زیر:



1. این سرود واژه هایی هَپَکس لگومنا (Hapax legomena) در بر دارد؛ واژه هایی یونانی همچون مورفه (μορφή) هارپاگموس (ἁρπαγμός)، کتکتونیوس (καταχθόνιος) یا ایساس (ἴσος) که جایی در دایره لغات پولس ندارند.


2. نه تنها لغات پولسی لکن آموزه های پولسی نیز در این سرود غایب اند. این سرود خلاصه ای از زندگانی عیسی است ولی هیچ اشاره ای به زنده شدن وی نجات و کفاره از طریق تصلیب، که کانونی ترین و اصلیترین آموزه های پولسی باشند، نمی کند.


3. مهمتر از همه اصل این سرود به زبان آرامی میرسد. چنانچه ارنست لومیر (Ernst Lohmeyer) ثابت نمود، ترجمه ی یونانی این سرود ساختار و واژه های نامعمولی (همچون عبارت εὑρεθείς ὥς) در بر میگیرد. اما با ترجمه ی متن یونانی عجیب این سرود به آرامی، به نثری مسجع و هموار میرسیم.


میدانیم که پولس، رسول امت ها است (رومیان 11: 13) پس سرودن یک شعر توسط او، آنهم به زبان آرامی، بسیار بعید می نماید.


4. سرود فیلیپیان یک سرود معتبر نیز میباشد چرا توسط یکی از ارکان کلیسا و مبشرین کلیسای حواریون، که پولس باشد، نقل شده است.



پس به احتمال قریب به یقین این سرود، شعری پولسی نبوده و بنمایه اش به دوران پیشا پولسی و کلیسای حواریون (کلیسای اورشلیم؟) خواهد رسید.2. رسالات پولسی:
پولس رسول نیز، بارها در رسالاتش، به یهوه بودن عیسی اعتراف میکند. برای نمونه:ما را «یک خداست»، یعنی خدای پدر، که همهچیز از اوست و ما

برای او زندگی میکنیم؛



و «یک یهوه» عیسی مسیح، که همهچیز بهواسطۀ او پدید آمده و


ما بهواسطۀ او زندگی میکنیم.


(اول قرنتیان 8: 6) (البته پیشا-پولسی بودن این فراز نیز توسط دانشمندانی چون R kerst پیشنهاد داده شده است)


همچنین ر.ک. به رومیان 10: 9-13 و فیلیپیان 2: 6-11

جناب سپهر در پاسخ گفتند که پولس شخص معتبری نیست و برای این ادعا یک دلیل کذاب از فراز اعمال 24: 5 داده و گفتند که در این آیه، لوقا، پولس را یک شخص فاسد میخواند.



ما در پاسخ نقل نادرستشان از کتاب اعمال را اصلاح کردیم و نشان دادیم که لوقا نمیگوید که پولس فاسد است! بلکه مینویسد که "یهودیان میگویند پولس فاسد است". آیا از یهودیانی که عیسی را به صلیب کشیدند و مریم باکره را زناکار خواندند انتظاری جز این میرود؟ در این باره دیگر پاسخی دریافت ننمودیم.



و اما اعتبار پولس رسول:


چه به مزاج اسلام گرایان خوش بیاید چه نیاید، پولس رسول از رهبران کلیسای رسولان و از نزدیکان حواریون و مشایخ کلیسای اورشلیم بوده است.



کلیسای مادر حواریون که کلیسای اورشلیم باشد، پولس را "عزیز خود" (اعمال 15: 25) میداند، آنی که " جان خود را در راه نام خداوندمان عیسی مسیح تسلیم کرده" (اعمال 15: 26) پطرس، یوحنا و یعقوب حواری نیز "شاهد فیض عطا شده به پولس بودند و دست رفاقت به وی دادند" (غلاطیان 2: 9)




از طرف دیگر، پولس تفاوتی بین تعالیم خویشتن و حواریون ندیده (اول قرنتیان 15: 11) و حواریون (پطرس، یوحنا و یعقوب) را "ارکان کلیسا" (غلاطیان 2: 9) و دسته ی مافوق کلیسا (1 قرنتیان 12: 28) میخواند. او با حواریون رفت و آمد داشته (اعمال 9: 28)، به آنها ملحق میشود (اعمال 9: 27) و از آنها تعلیم میگیرد (1 قرنتیان 15: 3). میدانیم که پولس 15 روز را با پطرس و کلیسای اورشلیم به سر برده (غلاطیان 1: 18) و سپس با برنابا، از خادمین برجسته ی کلیسای حواریون (اعمال 11: 22) همسفر و همخدمت میشود (اعمال 13: 2-3) و سپس برای حل اختلافات با مسیحیان یهودگرا باز به کلیسای مادر حواریون (شورای اورشلیم) برگشته و باز با استقبال و تایید حوارین و مشایخ روبرو میشود (اعمال 15) او چنان با پطرس حواری نزدیک بوده که از نصیحت به وی، خوداری نمیکند (غلاطیان 2: 11). رسالت پولس توسط لوقای انجیل نگار (اعمال 9: 3-16)، حنانیا (اعمال 9: 15-17)، نویسنده ی رساله ی دوم پطرس ( 2پطرس 3: 15) و از همه مهمتر توسط خداوند (اعمال 9: 15) تایید شده است.

بواقع که این رسول بزرگوار ، و نامه های معتبر و تاریخیش را میتوان بهترین اسناد موجود از باور حواریون و کلیسایشان دانست، اسنادی که بوضوح بیانگر یهوه بودن عیسی میباشند.

رسالات غیر-پولسی:
در رسالات غیر پولسی عهد جدید نیز، بارها به یهوه خوانده شدن عیسی روبرو میشود. برای مثال در رساله ی نخست پطرس میخوانیم:حال که چشیدهاید یهوه (عیسی) مهربان است. (اول پطرس 2: 3)
یا در رساله ی کهن یعقوب:پس ای برادران، تا آمدن یهوه (عیسی) صبر پیشه کنید. بنگرید چگونه دهقان انتظار میکشد تا زمین محصول پرارزش خود را بهبار آورد؛ چگونه صبر میکند تا بارانهای پاییزی وبهاری بر زمین ببارد.(یعقوب 5: 7)

(نکته: خوانندگان دقت کنند که ترجمه ی فارسی کتاب مقدس، هم واژه ی "یهوه" و هم واژه ی "سرور" را به "خداوند" ترجمه کرده است چرا که در متن یونانی کلمه ی کوریاس (κύριος) برای هر دو بکار گرفته شده. اما ما از طریق سیاق، نقل قول از عهد عتیق و مقایسه با متن سریانی، قادر به تفکیک کلمات "یهوه" و "سرور" هستیم و چنین نیز کرده ایم)
4. ترجمه ی سریانی عهد جدید:
تا جایی که بیاد داریم، جناب سپهر متون گرانسنگ یونانی و سریانی عهد جدید را متون راستین و معتبر عهد جدید دانسته بود. به همین روی فراز هایی از عهد جدید سریانی مطرح نمودیم که به یهوه بودن عیسی را اقرار مینمودند:ܐܡܪ ܠܗܘܢ ܫܡܥܘܢ ܬܘܒܘ ܘܥܡܕܘ ܐܢܫ ܐܢܫ ܡܢܟܘܢ ܒܫܡܗ ܕܡܪܝܐ ܝܫܘܥ ܠܫܘܒܩܢ ܚܛܗܐ
پِطرُس بدیشان گفت توبه کنید و هر یک از شما به نام یهوه عیسی برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید. (اعمال 2: 38)


ܬܐ ܡܪܝܐ ܝܫܘܥ
بیا ای یهوه عیسی (مکاشفه 20: 22)


ܝܕܥ ܐܢܐ ܓܝܪ ܘܡܦܤ ܐܢܐ ܒܡܪܝܐ ܝܫܘܥ ܕܡܕܡ ܕܡܤܝܒ ܡܢ ܠܘܬܗ ܠܝܬ ܐܠܐ ܠܐܝܢܐ ܕܪܢܐ ܥܠ ܡܕܡ ܕܛܡܐ ܠܗܘ ܗܘ ܒܠܚܘܕ ܛܡܐ
من در «یهوه عیسی» میدانم و قانع شده ام که هیچچیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس میشمارد، برای او نجس خواهد بود. (رومیان 14: 14)


ܘܶܐܡܰܪ ܠܶܗ ܡܳܪܝܳܐ...
یهوه (عیسی) به او گفت... (اعمال 9: 15)

در پاسخ عرض کردند که این فراز ها (از اعمال رسولان و ...) وارد نیستند و ما را به یک کتاب مربوط به ورژن قدیمی اناجیل سریانی (Old Syriac) لینک کردند. بنده در آن کتاب نتواستم کتاب اعمال رسولان و دگر رسالات را پیدا کنم.

امروز برای اطمینان برآن شدم تا آن کتاب را بار دیگر چک کنم که از قضا جناب سپهر لینکش را برداشته و گویا اصلا پستشان را ویرایش کرده بودند! و تنها جمله ای که باقی مانده بود این بود:"اکثر مواردی که آورده اید، وارد نیست"
و مشخص نشد که چرا وارد نیست!

(همچنین میبایست به جناب سپهر تذکر داد که (اگر من اشتباه نکرده باشم و شما براستی پستتان را ویرایش کرده اید) زین پس به ویرایش مطالب پیشینتان نپردازید تا اصل و نظم گفتگو به هم ریخته نشود.)


به این روی، اسناد متعدد، قدیمی، مستقل و معتبری، از کلیسای حواریون مطرح گشتند که نام اقدس و متعال یهوه را به عیسی مسیح نسبت داده اند.
این موضوع میتواند فرنود مستحکمی بر باور به الوهیت مطلق مسیح در اولیه ترین دوران کلیسا باشد.

البته اثبات یهوه بودن عیسی در اینجا به انجام نمیرسد.


~ قیاس و اثبات های استدلالی-کتاب مقدسی در جهت اثبات یهوه بودن عیسی ~


در پست های پیشین، دلایل متعددی ارائه داده شدند تا نشان دهیم که منظور از تئاس در فراز یوحنا 1:1 "خدای راستین" بوده.

دو مورد از این دلایل، قیاس هایی استدلالی بودند که به اثبات یهوه بودن عیسی انجامیدند. این دو قیاس به قرار زیر اند:1. عیسی آفریننده دانسته شده (یوحنا 1: 3 ؛ کولسیان 1: 16 ؛ عبرانیان 1: 2 ؛ قرنتیان 8: 6)
2. یهوه تنها آفریننده است. (اشعیا 44: 22 ؛ نحمیا 9: 6)
3. عیسی، یهوه دانسته شده. (بر اساس 1 و 2)


1. عیسی، یحیی تعمید دهنده را ایلیا و نبی موعودی میدانست که پیش از وی آمده و راه را برایش آمده خواهد کرد. (لوقا 7: 27 ؛ یوحنا 1: 6-7، 23 ؛ مرقس 1: 2-4، 7-8 ؛ لوقا 1: 17 ؛ متی 17: 10-13)
2. ایلیا و نبی موعود پیش از یهوه آمده و راه را برای یهوه باز خواهد کرد. (ملاکی 3: 1 ؛ ملاکی 4: 5 ؛ اشعیا 40: 3)
3. عیسی خود را یهوه میدانست. (بر اساس 1 و 2)

در پاسخ این دو استدلال عرض شد:
نقل قول:
قیاس شما ناقص است و همگی باطلند! و به همان خنده داریقیاس طوطی می ماند!
خواننده ی فرزانه، خود بخوبی میداند که آیا قیاس های ما "خنده دار" اند یا عدم توان سپهر گرامی در تشخیص یک استدلال ساده ی دیداکیو (deductive) با مغالطه ي وضع تالي (Affirming the consequent).
برای پوچ کردن یک استدلال یا میبایست نشان داد که قیاس، دیداکتیو نیست، یعنی صدق گزاره ها لزوما به نتیجه نخواهد انجامید، یا اینکه گزاره ها باطل شوند که جناب سپهر هیچ کدام را به انجام نرسانیدند.
سپس مثالی از مولوی مطرح گشت:
نقل قول:
بقالی بود که در دکانش یک طوطی زیبا داشت... بقال که آمد و چنین اوضاعی را دید، با دست ضربه ای به سر طوطی زد و طوطی کچل شد،.... طوطی پس از این ماجرا دیگر حرف نمیزد تا ایکنه روزی مرد کچلی در راه میگذشت. طوطی با دیدن مرد کچل گفت:

آمد اندر گفت طوطی آن زمان / بانگ بر درویش زد چون عاقلان
کز چه ای کل با کلان آمیختی / تو مگر از شیشه روغن ریختی
طوطی مد نظر دچار مغالطه ی وضع تالی شده است، ولی مشخص نیست که چگونه از طریق مغالطه ی یک طوطی، استدلالات ما باطل میشوند!

مغالطه ی وضع تالی هنگامیست که صدق یک قضیه ی شرطی (conditional statement)، لزوما فرنود بر انجامیدن تالی (conclusion) به مقدم (hypothesis) دانسته شود:
fallacy of Affirming the consequent:

P → Q
P
Q → P


این طرز استدلال مغالطه-وار است چرا که در یک قضیه ی صادق شرطی (ممکن است، ولی) لزوما تالی به مقدم نمی انجامد. برای مثال میتوان گفت که "هر گردویی گرد است" ولی نمیتوان گفت "هر گردی گردو است". در مثال شما نیز میتوان گفت که " اگر شیشه ی روغن بریزی آنگاه کچل خواهی شد" ولی عکس آن لزوما صادق نیست.


ولی ما در قیاس هایمان مرتکب چنین مغالطه ای نشده ایم. گزاره های شرطی ما در قیاس هایمان از نوع "اگر و فقط اگر" (If and only if) میباشند و در چنین گزاره هایی، اناجامیدن مقدم به تالی لزوما باعث انجامیدن تالی به مقدم خواهد شد:
A deductive reasoning:
p ↔ Q
p
Q → P
مثال گزاره های "اگر و فقط اگر":کسی رئیس جمهور وقت ایران است «اگر و فقط اگر» احمدی نژاد باشد. (چرا که رئیس جمهور وقتی برای ایران، جز احمدی نژاد، وجود ندارد)
گزاره های "اگر و فقط اگر" و قیاس های ما نیز اینگونه بودند:1. کسی آفریننده است، «اگر و فقط اگر» یهوه باشد. (اشعیا 44: 22 ؛ نحمیا 9: 6)
2. عیسی آفریننده است. (یوحنا 1: 3 ؛ کولسیان 1: 16 ؛ عبرانیان 1: 2 ؛ قرنتیان 8: 6)
3. عیسی یهوه است ( 1 و 2)


C ↔ Y
Cj
Yj

(C=Creator , Y =YHWH , j=Jesus)



1. «اگر فقط» یهوه باشی ، «آگاه» ایلیا و نبی موعود راه را برایت باز خواهد کرد. (ملاکی 3: 1 ؛ ملاکی 4: 5 ؛ اشعیا 40: 3)


2. عیسی خود را آنی میدانست که ایلیا و نبی موعود راه را برایش باز خواهد کرد. (لوقا 7: 27 ؛ یوحنا 1: 6-7، 23 ؛ مرقس 1: 2-4، 7-8 ؛ لوقا 1: 17 ؛ متی 17: 10-13)


3. عیسی خود را یهوه میدانست ( 1 و 2)


  1. A ↔ Y
  2. Aj
  3. Yj
(A=Awaited one , j=Jesus , Y=YHWY)








دگر نقد ها:



نقل قول:
اگر در اشعیا 44:24 یهوه ادعا کرده است که به تنهایی عالم را خلق کرده است، با اینکه کلمه در خلق عالم، همکاری کرده است، تضادی ندارد، چرا که یهوه خود، از جمله خالق کلمه نیز هست!
وه که چه منطقی ارجمند یارم!


یعنی چونکه یهوه کلمه را آفریده (نکته: آفریده شدن کلمه فرض بی اساس جناب سپهر است) پس میتوان افعال کلمه (همچون آفریدن) را به یهوه نسبت داد؟!


میدانیم که یهوه، بشر را هم آفریده. حال اگر به شما باشد، حتما افعال دروغ گفتن و زنا و شرارت بشر را هم به یهوه نسبت خواهید داد!



خیر گرامی. بی مورد است! اینکه چیزی شما را آفریده، نمیتواند فرنود بر نسبت دادن افعالتان به آن آفریننده باشد.


نقل قول:
"ابتدا" در یوحنا همان "ابتدا" در پیدایش است و معنی آن ابتدای خلق عالم مادی است و گرنه الوهیم و بنی الوهیم و روح یهوه که از همان ابتدا در پیدایش وجود و حضور دارند، چنانکه در کتاب ایوب هم در بالا اشاره شد، همگی مخلوقات یهوه هستند!
"ابتدا" در یوحنا 1:1 به معنای ابتدای عالم مادی نیست، بلکه ابتدای "همه چیز آفریده شده" (یوحنا 1: 3) میباشد که این "همه چیز" آسمان ها و فرشتگان مدنظر از کتاب ایوب را نیز شامل میشوند. چنانچه میخوانیم: "زیرا همهچیز بهواسطۀ او(عیسی) آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها؛ همۀ موجودات بهواسطۀ او و برای او آفریده شدند. (کولسیان 1: 16)"



عیسی مسیح، کلمه ی خدا، در "ابتدایی" وجود داشته که کسی جز یهوه نمیتوانسته در آن "ابتدا" موجود باشد (اشعیا 44: 22) و از این روی است که نتیجه میگیریم که عیسی مسیح همانا یهوه است.






بر این اساس میتوان اذعان داشت که عیسی تاریخی، مسیحیت اولیه و بخصوص سیاق یوحنا 1:1، عیسی مسیح را یهوه خداوند، یگانه خدای راستین، دانسته اند.



~ استفاده از کرایتریای جناب سپهر در جهت اثبات یهوه بودن عیسی ~

در پست پیشین، با استفاده از کرایتریون و استدلال خود جناب سپهر از تارگوم، یهوه بودن عیسی (=کلمه ی خدا=کلمه ی یهوه) را ثابت نمودیم، با این حال ایشان کوچکترین پاسخ و توجهی به آن نشان ندادند.

فرموده شده بود:
نقل قول:
همانطور که اشاره شد در ترجمه تارگوم(Targum) تورات که متعلق به حدود 5 قرن پیش از میلاد مسیح است، در فراهای متعدد تورات واژه الوهیم به "کلمه یهوه" ترجمه شده است!
ولو دوستمان تارگوم را ترجمه تفسیری بدانند، مهم این است که یهودیان زمان عیسی مسیح همواره در مراسم تورات خوانی یکبار تورات را می خواندند و یکبار تارگوم(همان واژه عربی "ترجم" به عبری) را می خواندند! . لذا اهمیت این ترجمه و مفاهیم آن در میان یهودیان مشخص می گردد. و مشخص می گردد که در ادبیات یهودیان زمان عیسی مسیح، الوهیم نه تنها لزوما خدا نیست، بلکه "کلمه یهوه" قلمداد می شد و به بسیاری از موجودات و انسانها هم عنوان الوهیم داده می شد.
در زبان ساده ایشان اینگونه استدلال کرده اند:
  1. در تارگوم، الوهیم در برخی مواقع به کلمه ی یهوه ترجمه شده.
  2. پس کلمه ی یهوه = الوهیم.
ما هم از همین استدلال ایشان استفاده کرده و میگوییم:
  1. در تارگوم، یهوه نیز در برخی مواقع به کلمه ی یهوه ترجمه شده است. (تارگوم یوناتان پیدایش 19: 24 ؛ تارگوم اورشلیم 22: 14 ؛ تارگوم انکلوس پیدایش 28: 20)
  2. پس "کلمه ی یهوه" = "یهوه".
بر این اساس مشاهده نمودیم که یهوه یا خدای راستین بودن عیسی از طریق سه سند بنیادین که "یهوه خوانده شدن وی" "قیاس های کتاب مقدسی" و "کرایتریون جناب سپهر از تارگوم" باشد، پشتیبانی میشود.
این قضیه میتواند دال بر "خدای راستین بودن واژه ی تئاس" در فراز هایی همچون یوحنا 1:1 (یا هر فراز دیگری که عیسی را تئاس خوانده اند) نیز باشد.


«جستار تئاس/الوهیم»


جناب سپهر در بخش نخست عرض نمودند که تئاس در ترجمه ی سبعینه گاهی به معنای غیر خدا نیز بکار گرفته شده.


در بخش دوم تکرار کردند که در فرهنگ هلنستیک نیز تئاس به معنای غیر خدا بکار گرفته شده است.



بنده واقعا متوجه نمی شوم تکرار چنین مسائلی که هر دوی طرفین بر آنها توافق نظر دارند، به چه معناییست.


ما هیچگاه نگفته ایم که واژه های تئاس و الوهیم، پیوسته به چم خدای راستین بکار گرفته شده اند، بلکه ادعا و ثابت میکنیم که:

  1. معنای بنیادین واژه ی تئاس یا الوهیم، خدا است.
  2. واژه های تئاس یا الوهیم در سیاق هایی همچون یوحنا 1:1 مسلما به معنای خدای راستین اند.
ادعای دومان را پیشتر و در همین پست ثابت نمودیم؛ میماند ادعای اول:




~ معنای بنیادین تئاس یا الوهیم چیست؟ ~




طرفین گفتگو هر دو بر این موضوع اتفاق نظر ندارد که واژه های الوهیم و تئاس همچون هرواژه ی عام دیگری، در وجوه متفاوت استفاده شده اند، با اینحال سوال این است که کدام وجه، معنای بنیادین واژه های تئاس و الوهیم محسوب میگردد؟

ادعا شد که:
نقل قول:
بنده معنای بنیادین الوهیم را، نه خدا، بلکه موجوداتی برتر از آدمی، همچون فرشتگان، می دانم، که فرامین الهی را به اجرا، در می آورند.
بنده از ایشان درخواست دارم تا تنها یک سند درخور برای پشتیبانی از این ادعا مطرح نمایند.

ایشان سپس عرض کردند:
نقل قول:
[فیلیپ] همچنان مدعی است که معنای بنیادین این نام "خدای اسرائیل" است.
خیر! ما هیچگاه نگفته ابم که معنای بنیادین الوهیم یا تئاس "خدای اسرائیل" است، بلکه عرضمان این است که معنای بنیادین واژه ی مد نظر "خدا" در معنای عامش میباشد.برای این مدعا دو سند ارائه خواهیم داد:

1. تعدد استفاده های الوهیم و تئاس به معنای "خدا":

الوهیم و تئاس در کتاب مقدس، بیش از 90% به معنای "خدا" استفاده شده اند و نه فرشته یا هر معنای غیر-خدای دیگری.
در عهد جدید واژه ی تئاس حدود 1340 بار بکار گرفته شده و تنها حدود 4 بار به معنای غیر-خدا استفاده شده است (یوحنا 10: 34 ، 35 ؛ اعمال 12: 22 ، 1 قرنتیان 8: 5 ؛ دو مورد آخر اگر به معنای "خدایان کذاب" باشند، تعداد معانی غیر-خدا به دو مرتبه کاهش خواهد یافت. همچنین فراز هایی همچون 2 قرنتیان 4:4 مورد مناقشه اند. رجوع کنید به این مقاله از پروفسور Donald E. Hartley )

در زبانی دیگر، واژه ی تئاس در عهد جدید، حدود 99.70 درصد به معنای عام "خدا" استفاده شده است. براستی تا چه حد میتوان بی انصاف بود تا تنها آن 0.3 درصد استفاده از تئاس را، معنای بنیادینش در عهد جدید بدانیم؟

در عهد عتیق نیز با همین شرایط روبرو هستیم و میدانیم که حداقل الوهیم در 1100 مرتبه به معنای "خدای راستین" میباشد.
دوستمان عرض کردند:

نقل قول:
در مورد واژه "یهوه الوهیم" همانطور که عرض کردم در آیات زیر عینا از این واژه استفاده شده است، که دقیقا 37 مورد است و برای نمونه یک آیه را هم ارائه کردم:
منِ مسلمان مدعی هستم، در هیچ آیه دیگری از عهد عتیق، این واژه عینا به کار نرفته است! دوستمان بدون هیچ سندی مدعی است که این واژه عینا 1000 بار در عهد عیتق به کار رفته است. این گوی و این میدان! نمی گویم هزار مورد، 10 مورد غیر از آنکه بنده لیست کردم، ارائه کنند تا بنده تاسف خود را از کم اطلاعی ایشان از کتاب مقدسشان پس بگیرم!!!
هیچ نیازی نیست تا عبارت عینا "یهوه خدا" باشد!
عباراتی چون "یهوه خدای تو" "یهوه ی خدا ما" و ... نیز به کارمان می آیند و تعدادشان متجاوز از 1000 مرتبه است:

عبارت "یهوه/آدونای خدای تو" حدود 391 مرتبه:
Exodus 15:26 Exodus 16:12 Exodus 20:2 Exodus 20:5 Exodus 20:7 Exodus 20:10 Exodus 20:12 Exodus 23:19 Exodus 23:25 Exodus 34:24 Exodus 34:26 Leviticus 11:44 Leviticus 18:2 Leviticus 18:4 Leviticus 18:30

و بیش از 360 مرتبه ی دیگر


عبارت "یهوه/آدونای خدای من" حدود 39 مرتبه:Psalm 7:1 Psalm 7:3 Psalm 13:3 Psalm 18:28 Psalm 30:2 Psalm 30:12 Psalm 35:24 Psalm 38:15 Psalm 40:5 Psalm 86:12 Psalm 104:1 Psalm 109:26 Jeremiah 31:18 Daniel 9:4 Daniel 9:20 Jonah 2:6 Habakkuk 1:12 Zechariah 11:4 Zechariah 14:5
و بیست مرتبه ی دیگری
عبارت "یهوه/آدونای خدای ما" حدود 92 مرتبه:Exodus 10:26 Deuteronomy 1:6 Deuteronomy 1:19 Deuteronomy 1:20 Deuteronomy 1:25 Deuteronomy 1:41 Deuteronomy 2:29 Deuteronomy 2:33 Deuteronomy 2:36 Deuteronomy 2:37
عبارت "یهوه/آدونای خدای آنها" حدود 35 مرتبه:
1 Samuel 12:9 1Kings 9:9 2 Kings 17:7 2 Kings 17:9 2 Kings 17:14 2 Kings 17:16 2 Kings 17:19 2 Kings 18:12 2 Chronicles 31:6 2 Chronicles 33:17 2 Chronicles 34:33 Nehemiah 9:3 Nehemiah 9:4 Jeremiah 3:21






عبارت "یهوه/آدونای خدا/خدای..." حدود 423 مرتبه:
Genesis 2:4 Genesis 2:5 Genesis 2:7 Genesis 2:8 Genesis 2:9 Genesis 2:15 Genesis 2:16 Genesis 2:18 Genesis 2:19 Genesis 2:21 Genesis 2:22 Genesis 3:1 Genesis 3:8 Genesis 3:9 Genesis 3:13 Genesis 3:14 Genesis 3:21 Genesis 3:22 Genesis 3:23





عبارت "یهوه/آدونای خدای او" حدود 29 مرتبه:
Exodus 32:11 Leviticus 4:22 Numbers 23:21 Deuteronomy 17:19 Deuteronomy 18:71 Samuel 30:6 1 Kings 5:3 1 Kings 11:4 1 Kings 15:3 1 Kings 15:4 2 Kings 5:11 2 Kings 16:2 2 Chronicles 1:1 2 Chronicles 14:2 2 Chronicles 14:11 2 Chronicles 15:9 2 Chronicles 26:16 2 Chronicles 27:6 2 Chronicles 28:5 2 Chronicles 31:20 2 Chronicles 33:12 2 Chronicles 34:8 2 Chronicles 36:5 2 Chronicles 36:12 2 Chronicles 36:23
و اینها به تنهایی، حدود 1009 مرتبه میشوند.
استفاده های دیگر از الوهیم در معنای "خدا" را میتوان در عباراتی چون "تابوت عهد خدا" (33 مرتبه) "فرشته ی خدا" (10 مرتبه) "مرد خدا" (71 مرتبه) "خانه ی(هیکل/معبد) خدا" (73 مرتبه) نیز مشاهده کرد.

همچنین دقت شود که حدود 80% آن 300 مرتبه ای که الوهیم به god با جی کوچک ترجمه شده، منظور خدایان اقوام و بت ها میباشد که آن هم ( به معنای "خدای راستین" نیست با این حال) به معنای عام "خدا" است.
(مثالی که پیشتر هم زده بودیم: "شیوا خدای هندویان است" . در این جمله خدا را در معنای عامش به کار برده ایم. یعنی منظورمان این نیست که شیوا فرشته یا حاکم هندویان است! و صد البته منظورمان از خدا نیز "خدای راستین" نیست)

هم اکنون از جناب سپهر تقاضا دارم که پاسخ این سوال را بدهند: الوهیم ،به طور قاطع، چند مرتبه به معنای "حاکم" یا "فرشته" بکار گرفته شده است؟ آیا از 10 20 مورد تجاوز خواهد کرد؟ نسبت آن با "الوهیم به معنای خدا" چه مقدار است؟

2. اگر تئوس و الوهیم به معنای خدا نیستند، پس چه واژه های دیگری به معنای خدایند؟:

سند دوم ما در جهت اثبات "معنای بنیادین تئوس/الوهیم=خدا" سوال ساده و کارساز فوق است.

براستی اگر معنای بنیادین تئاس، خدا نیست، پس چه واژه ی یونانی دیگری این معنا را به دوش خود می کشد؟ در عهد جدید هر جایی که از معنای عام "خدا" استفاده شده، بلااستثناء واژه ی تئاس نیز در آنجا به چشم میخورد.
و این قضیه میتواند محکمترین دلیل بر موضع ما باشد.

الوهیم نیز به همین سان: اگر الوهیم به معنای "خدا" نیست، پس چه واژه ی دیگری این معنا را میدهد؟
شاید در پاسخ بتوان واژه ی "ال" אל را پیشنهاد داد (که احتمالا با خود الوهیم هم ریشه است). حال با کتب اول پادشاهان، دوم پادشاهان، روت، عزرا یا عاموس چه خواهید کرد که از واژه ی "ال" استفاده نکرده اند؟
نقل قول:
و ما عرض می کنیم در مورد واژه الوهیم و تئوس گفته شما صحیح است، اما در مورد واژه یهوه در کتاب مقدس و واژه الله در قرآن، در هیچ فرازی این واژه ها به هیچ معنی دیگری غیر از ذات اقدس الوهیت به کار نرفته است!
گفته ی ما نه تنها در مورد واژه ی الوهیم و تئاس، لکن در باب اکثر و چه بسا تمامی واژه های عام همچون "خدا" در فارسی، پادشاه، فرشته، پدر، مادر و هر واژه ی دیگری در این ژانر صحیح است.
دلیل اینکه این قضیه ی برای "یهوه" صادق نیست این است که یهوه یک اسم خاص است. (بارها این را گوشزد کردیم!) در باب الله نیز چنانچه گفته شد، حکمی نداریم چرا که مطالعه ای بر ادبیات عربی پیشا و پسا اسلامی نداشته ایم. اگر سخن شما براستی درست باشد و الله تنها در خطاب به یک خدا آمده باشد، احتمالا بخاطر "ال" میباشد که به "اله" افزوده شد و "اله" عام را، مختص به یک وجود ساخته است.


~ مثالِ واژه ی فارسی "خدا" ~


خواننده ممکن است از خود بپرسد که چگونه میتوان گفت گه تئاس به معنای خدا است (یا معنای بنیادینش "خدا" است) اما در برخی از سیاق ها به معنای غیر-خدا (همچون فرشته، حاکم یا ... ) نیز بکار برده شود؟!
پاسخ این سوال در در متون فوق داده ایم، با این وجود برای هضم آسان تر این قضیه مثالی نیز از زبان مادری و فرهنگمان زدیم.

میدانیم که در فرهنگ کنونی ما، خدا به معنای "ذات اقدس الهی" میباشد. یک فارسی زبان هیچگاه نخواهد گفت که "محمد ابن عبدالله خدا است" یا اینکه "شهردار تهران خدا است!"
با این حال با اندکی دقت، به این حقیقت پی خواهیم برد که واژی خدا در برخی از مواقع همانند "دهخدا" "خدای موزیک" "ناو-خدا" در معانی غیر از «ذات اقدس الهی» استفاده شده است.

به این ترتیب، یک فارسی زبان، بدون هیچ سند تاریخی و استدلال و غیره، توان درک این موضوع را دارد که "یک کلمه با یک معنای بنیادین، میتواند به معناهای دیگر نیز استفاده شود و هیچ خدشه ای نیز بر معنای بنیادینش وارد نگردد."

جناب سپهر در پاسخ به ما از گاتاها، اثری با قدمت چند هزار ساله (قدیمیترین اثر ایرانی که اندک شباهتی با فارسی مدرن دارد و برای فهمیدنش نیاز به یک ترجمه است!) استفاده کرده اند.
درصورتی که قصد ما از مثال مد نظر، استفاده از معنای خدا در فرهنگ کنونیمان، در جهت درک آسان تر اصل مباحثه می بود؛ قصدی که هیچ پیوندی با گاتاها و متون مذهبی چند هزار ساله ی زردشتی ندارد.


ادامه در پست بعدی...
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )


ویرایش توسط پیرهاید : 10-23-2009 در ساعت 02:34 PM دلیل: تقاضای کاربر جهت مرتفع ساختن ساختار واژگان
فیلیپ آنلاین نیست.  
6 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-22-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

ادامه ی پست 4:

«پیدایش 6: 1-3 و پسران خدا»


دوستمان، سپهر عزیز، در بخش سوم از پستشان به بررسی موضوعی، بس بی ربط به مباحثه، پرداخته اند. با این حال برای نشان درمانگی اسلام گرایان در زدن وصله ی ناجور قرآن بر کتاب مقدس و فرط بیمایگی استدلالات ایشان پاسخی خلاصه وار به این بخش خواهیم داد.
ایشان فراز پیدایش 6: 3 را به قرار زیر تفسیر کرده اند:
نقل قول:
در این آیات جالب، بنی الوهیم بر روی زمین می آیند، خداوند(یهوه) آنان را "روح من" می خواند و می گوید که آنان نیز بشرند!...

مقایسه کنید، با داستان تولد عیسی مسیح در قرآن، تشابهات با تولد ایشان، به حدی فراوان است که هر جوینده حقی را انگشت به دهان می کند!

روح خداوند به صورت بشری بر مریم ظاهر می شود و می گوید از سوی پروردگار آمده است تا او را بارور کند، مریم تاکید می کند که تا کنون هیچ بشری او را لمس نکرده است و به هر طریق، مریم بارور می گردد و عیسی را به دنیا می آورد، عیسی بلافاصله پس از تولد، از این موضوع سخن می گوید که او بنده خداست و جبار نیست!(آیات 16-34 سوره مریم)
فراز پیدایش 6: 1-4 به قرار زیر است: و واقع شد كه چون آدميان شروع كردند به زياد شدن بر روي زمين و دختران براي ايشان متولد گرديدند، 2 پسران خدا دختران آدميان را ديدند كه نيكومنظرند، و از هر كدام كه خواستند، زنان براي خويشتن ميگرفتند. 3 و خداوند گفت: «روح من در انسان دائماً داوري نخواهد كرد، زيرا كه او نيز بشر است. ليكن ايام وي صد و بيست سال خواهد بود.» 4 و در آن ايام مردان تنومند در زمين بودند. و بعد از هنگامي كه پسران خدا به دختران آدميان در آمدند و آنها براي ايشان اولاد زاييدند، ايشان جباراني بودند كه در زمان سَلَفْ، مردان نامور شدند. (پیدایش 6: 1-4)
بار دیگر بر تفسیر (یا واژه ی درخورتر: تحریف) جناب سپهر تاکید میکنیم:"بنی الوهیم بر روی زمین می آیند، خداوند(یهوه) آنان را "روح من" می خواند و می گوید که آنان نیز بشرند!"
سوال1: کجای آیات گفته شده که پسران خدا (بنی الوهیم!) "به زمین آمدند"؟
سوال2: کجای آیات گفته شده که پسران خدا، روح خدایند؟

سوالات فوق، پاسخی جز "هیچ کجا" ندارند!

همچنین تصور ایشان از آیه ی «روح من در انسان دائماً داوري نخواهد كرد، زيرا كه او نيز بشر(جسمانی בשר) است. ليكن ايام وي صد و بيست سال خواهد بود.» این است که روح خدا ، جسمانی خوانده شده. در صورتی که از سیاق آیه مشخص است که این "انسان" است که جسمانی دانسته شده و صد و بیست سال به وی داده شده است:
«روح من در انسان دائماً داوري نخواهد كرد، زيرا كه او (=انسان) نيز بشر(جسمانی בשר) است. ليكن ايام وي صد و بيست سال خواهد بود.»
تفاسیر اولیه ی یهودی و مسیحی نیز "جسمانی/بشر بودن" و "دادن مهلت 120 ساله" را مربوط به انسان ها دانسته است و نه روح خدا:

تارگوم یوناتان:
آیا من (=یهوه)، ایشان (=انسان ها) را از روح القدس خود سهیم نساخته بودم (یا روح اقدس خود را بر آنها قرار نداده بودم) تا اعمال نیکو به انجام رسانند؟ و حال، اعمال آنها (=انسانها) شر اند. و اکنون برایشان (=انسان ها و نه روح القدس!!) فرصتی صد و بیست ساله خواهم داد تا آنها توبه کرده و هلاک نگردند. (تارگوم یوناتان، پیدایش 6)
تارگوم انکلوس:و خداوند گفت، این نسل شرور (و نه روح القدس!!) تا ابد مقابل من (=خداوند. در متن عهد عتیق=> روح القدس) نخواند ایستاد، چرا که آنان (=نسل شرور بشر) جسمانی بوده و اعمال شر به انجام میرسند. من به آنها (=نسل شرور بشر) مدتی صد و بیست ساله خواهم تا توبه نمایند. (تارگوم انکلوس، پیدایش 6)
جروم قدیس آیه ی مد نظر را اینچنین نقل میکند: روح من (=یهوه) در انسان ها (=>جمع) نخواهد ماند، چرا که آنها (=> جمع = انسانها) جسمانی اند.
( To Pammachius Against John of Jerusalem , intro.)

در الاهیات یهودی، جسم بودن روح و چه بسا تایین زمان (مرگ/توبه) برای آن (!!) از محالات است. "روح خدا" یا "روح القدس" در خداشناسی یهودی مظهر حظور و قدرت و حتی خود خدا میباشد (نه همچو تفکرات نفسانی-جسمانی قرآن از روح خدا که انسان "خوش اندام" شده و مریم قرآنی به اصطلاح "باکره" را باردار میکند)
نویسنده ی کتاب سموئیل، مشکلی در استفاده از عبارت "روح خداوند از شاؤل دور شد(اول سموئیل 16: 14)" به سان عبارت "خداوند از شاؤل دور شده (اول سموئیل 18: 12)" نمی بیند. در اشعیا 30: 1 و 40: 13 نیز "روح خداوند" به سان "خداوند یهوه" استفاده شده است.
مزمورنگار مزمور 139: 7 نیز حظور "یهوه" را همانا یکسان با حظور "روح یهوه" دانسته است. این قضیه ی در نزد جوسفوس نیز صادق است (برای نمونه ر.ک. به ANT. VIII. 102, 106, 114)

نقل قول:
دوست ما در بد مخمصه ای گیر خواهد کرد! یا باید تفسیر معمول را بگوید که اینها فرشتگان هستند و فرندان خدای اسرائیل نیستند، که خوب یعنی ترجمه شاه جیمز دارای تحریف است و نباید آنان را فرزندان خدای اسرائیل می خواند یا باید بپذیرد که فرزندان دیگری برای خدای اسرائیل، علاوه بر عیسی وجود داشته است
در مخمصه گیر کرده ایم؟!

ترجمه ی کینگ جیمز فراز مد نظر را درست ترجمه کرده است. آری، فرشتگان نیز "پسر خدا" هستند. (ولی در نگر ما این فراز اصلا اشاره ای به فرشتگان ندارد) به همین ترتیب بنی اسرائیل (تثنیه ۱۴ : ۱-۲)، پادشاهان مسح شده همچون سلیمان (اولتواریخ ۲۲ : ۷-۱۰) و ایمانداران (رومیان ۸ : ۱۴-۱۷) نیز پسران خدا خوانده شده اند.
مسیح نیز بالطبع پسر خدا میباشد، با این حال چنانچه پروفسور جمیز دان میگوید، پسر خدا بودن مسیح در معنایی بس والاتر است. مسیح پسر بودن ذاتی (فیلیپیان 2: 6 ؛ یوحنا 1:1) یگانه مولود بینظیر (unique) (یوحنا ۳ : ۱۶-۱۸) پدر میباشد.

«نتیجه گیری»

در این پست مشاهده نمودیم که:
  • عیسی مسیح در عهد جدید و مسیحیت اولیه یهوه خداوند دانسته شده است. به دلایل زیر:
    • بدلیل اینکه عیسی در مسیحیت پیشا پولسی، دوران پولس و رسالات غیر-پولسی و پشیتا، مستقیما یهوه خوانده شده است.
    • بدلیل اینکه صفات و اعمال منحصر به یهوه، به او نسبت داده شده اند.
    • بدلیل اینکه کلمه ی خدا (که در مسیحیت عیسی باشد) جایگزین واژه ی یهوه در ترجمه ی تارگوم بوده است (توسل به استدلال جناب سپهر)
  • دیدیم که الوهیم و تئاس میتوانند در سیاق های متفاوت معانی متفاوتی داشته باشند. با این حال:
    • معنی بنیادین آنها، "خدا" در معنای عام، است. دو دلیل برای اثبات این موضوع مطرح گشتند.
  • همچنین دیدیم که نه تنها پیدایش 6: 1-3 فرازی نامرتبط به جستار بحث بوده، بلکه در تفاسیر جناب سپهر تحریف نیز شده است.

در خداوند دائماً شاد باشيد. و باز ميگويم شاد باشيد! (فیلیپیان 4:4)
بدرود.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
8 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-22-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

بدلیل محدودیت کاراتر های هر پست در این فاروم، مجبور شدیم تا بخش آخر پست را در پستی جداگانه بفرستیم.
جای ذکر نیز دارد که در خلاصه بندی پاسخمان بسیار تلاش نموده ایم و بسیاری از مطالبمان را حذف کردیم.

امید است تا بخاطر حجیم شدن بیش از اندازه ی پاسخ، پوزشمان را بپذیرید.
با سپاس.
بدرود.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
4 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-28-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 650
امتیاز: 2832
تشكرها: 1,254
2,822 بار در 623 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض تئوس و هو-تئوس، الوهیم و ها-الوهیم!، اله و ال-اله(الله)

به نام یگانه خالق کل هستی،

به نظر می رسد، بحث کمی به درازا کشیده است و در حال خروج از شاکله خود است.
بحث در این تاپیک با هدف نشان دادن تحریف و ترجمه های سلیقه ای از کتاب مقدس آغاز شد و ما با قبول کردن متن عبری عهد قدیم و متن یونانی عهد جدید به بحث برخواستیم.

اما دوستمان گویا با پریدن از این ستون به ستون دیگر در جستجوی یافتن فرجی برای فرار از حقیقت است!

ابتدا در این همانی الوهیم و تئوس مناقشه کرد، که ما با جایگزین کردن متن یونانی عهد عتیق همان استدلال را مجددا اقامه کردیم. اینبار ایشان با اقامه متن سریانی کتاب مقدس، قصد دارد نشان دهد که عیسی در عهد جدید یهوه خوانده شده است!

البته بنده پاسخ درخور برای این موضوع خواهم داد ولی می خواهم روشن باشد که همه اینها خروج از مبنای اولیه بحث است و فرار مذبوحانه از قبول وجود تحریف در ترجمه های کتاب مقدس است!

بنده تا همین جا هم گمان می کنم، خواننده حقیقت جو، حقایق بسیاری را کشف کرده است. و دریافته است که تحریف کلام از سوی بسیاری از دوستان مسیحی و یهودی ما نه لزوما در اصل متن بلکه عمدتا در ترجمه های کتاب مقدس اتفاق افتاده است!

و این موضوع غولی است که با خروج از بطری، دودمان کلیساهای دروغ پرداز را به باد خواهد داد.

متاسفانه تحریفهای موجود در ترجمه کتاب مقدس، یکی دو مورد نیست! سر به هزاران مورد می زند، و دوستان ما جز پیچاندن موضوع(معنای ریشه ای تحریف پیچاندن است) کاری نمی کنند:

نقل قول:
و از ميان آنان گروهى هستند كه زبان خود را به [خواندن‏] كتاب مى‏ پيچانند، تا آن [بربافته‏] را از [مطالب‏] كتاب [آسمانى‏] پنداريد، با اينكه آن از كتاب [آسمانى‏] نيست و مى‏گويند: «آن از جانب خداست»، در صورتى كه از جانب خدا نيست و بر خدا دروغ مى‏بندند، با اينكه خودشان [هم‏] مى‏دانند. (قرآن 3:78)
اما خوشبختانه عصر انفورماتیک و ارتباطات چنین اجازه ای به آنان نمی دهد! چون اکنون هر دانش آموزی می تواند به جستجو در متن عبری و یونانی و سریانی کتاب مقدس بپردازد و خدعه و نیرنگهای مترجمین کتاب مقدس را بازشناسد!
به خصوص با نویسه گردانی که حقیر برای کتاب مقدس نموده ام، متن عبری و سریانی کتاب مقدس را می توانید بدون هیچ مشکلی با خط فارسی ملاحظه کنید تا حتی بدون تسلط به حروف الفبای عبری و سریانی، به متون اصیل کتاب مقدس، دسترسی داشته باشید.

از این پست به بعد، که پست پنجم ما است، از آنجا که کم و بیش مواضع بنده و جناب فیلیپ روشن شده است و حول موضوع بحث، چندان حرف جدیدی نداریم، بنده از خوانندگان عزیز دعوت می کنم، تا اگر مطلبی یا سوالی، حول موضوع بحث دارند، عنوان کنند تا اگر زوایایی از دید بنده و جناب فیلیپ، تاریک باقیمانده در حد دانش محدود نگارندگان، روشن گردد.

البته مسلما، طرفین بحث در پاسخ یا عدم پاسخ به بحث اشخاص ثالث مخیر هستند.
در این پست، بنده ضمن سرفصلهای زیر به بحث خواهم پرداخت:
  1. بررسی مجدد سیاق یوحنا 1:1
    • مقدمه
    • معنای بنیادین تئوس
    • تئوس در ترجمه شاه جیمز
    • سیاق یوحنا 1
    • دلیل 1: آفریننده بودن یهوه
    • دلیل 2: هرکس یهوه باشد، ایلیا و یحیی راه را برایش باز می کنند!
    • دلیل 3: ازلی و پیش موجود بودن کلمه
    • دیگر فرزندان خدا و دیگر مسیح ها در کتاب مقدس
    • دلیل 4: عیسی فرزند یگانه خداست!
    • تئوس و هو-تئوس، الوهیم و ها-الوهیم!، اله و ال-اله(الله)
    • دیگر ترجمه ها از یوحنا 1:1
  2. پس کدام کلمه در کتاب مقدس به معنی خداست؟؟؟
  3. یهوه خوانده شدن عیسی مسیح در کتب غیر انجیلی عهد جدید سریانی
  4. تفاوت مسیحیت اصیل(پیروان پطرس) و فرقه نصاری(پیروان پولس)

1. بررسی مجدد سیاق یوحنا 1:1

مقدمه:
از بررسی های فوق دریافتیم که کلمه تئوس در آیه یوحنا 1:1
نقل قول:
اصل متن یونانی: εν αρχη ην ο λογος και λογος ην προς τον θεον και θεος ην ο λογος
ترجمه فارسی قدیم: در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود
که برای روشن کردن، هویت کلمه، به کار رفته است، معانی مختلفی دارد و نامی عام است که بر اساس نظر مترجمین کتاب مقدس، دارای معانی زیر، یا برای اشاره به اشخاص زیر به کار رفته است:

نقل قول:
خدا، کلمه یهوه، قضات، حاکمان، خدایان، فرشتگان، روح، انبیاء، موسی، هماورد یعقوب و عیسی
لذا کماکان مدعی هستیم که تا همینجا استدلال ما مبنی بر تحریف در ترجمه های کتاب مقدس، کامل است، زیرا مترجمین کتاب مقدس بدون توجه به معانی مختلف این واژه و به دلیل علاقه به زیاده روی و غلو در دینشان، ترجیح داده اند، از میان این همه واژه، تنها عیسی را خدا بنامند، در حالیکه می توانستند، قضات، حاکمان، فرشتگان، ارواح، انبیاء و موسی را نیز در میان تثلیث خود جای دهند و همه را یکباره و در کنار هم، یک! حساب کنند و بپرستند!!!
و باز هم با کمک سفسته هایی که بلدند، توحیدشان، خدشه دار نگردد!

معنای بنیادین تئوس
دوست ما در پاسخ به بحث ما، دو رویکرد پیش گرفتند، یکی اینکه ادعا کردند معنای بنیادین تئوس خداست! و لابد به قراینی در یافته اند که در این آیه، معنای بنیادین تئوس مد نظر است.

حال آنکه بنده بر اساس فرهنگ 10 هزار صفحه ای Theological Dictionary of the New Testament ، که مرجعی است برای تحقیقات دانشمندان عهد جدید، نشان دادم که معنای بنیادین تئوس چنین است:
نقل قول:
The Content of the Greek Concept of God. The gods are a given factor. Though eternal, they have come into being. They have not created the world but are its form of meaning. They are thus identified with human order, e.g., in the state. Their eternity includes eternal youth. They enjoy superior power and felicity, but lack moral seriousness. They are infinite beings, but of the same kind as ourselves. Unlike impersonal fate, which even they cannot alter, they represent meaningful plan and purpose. They have human form (their majesty being that of the highest living creature), and their emotions and customs are human.
لذا به خوبی ادعای ما که عرض کردیم تئوس و همچنین الوهیم به موجودات روحانی و فراانسانی اطلاق می شده است، روشن می گردد. موجوداتی که برخی امور عالم به آنها سپرده شده بوده است و برترین آنها و خالق همه بقیه نیز ذات اقدس یهوه، خداوند واحد یکتا است.

تئوس در ترجمه شاه جیمز
ما نشان دادیم که در همین ترجمه شاه جیمز(که مورد تایید من نیست) از 2500 باری که کلمه تئوس آمده است حدود 300 بار به اشخاص دیگری غیر از خدای اسرائیل اشاره کرده است.
البته ایشان در جای دیگری گفتند که منظورشان از معنای بنیادین تئوس که خدا می دانند، خدای اسرائیل، نیست!
اگر منظور ایشان این است که عیسی خداست، ولی خدای اسرائیل نیست! و ایشان تنها خدای اسرائیل را می پرستند، که ما مناقشه ای نداریم!
مسئله ما که لفظ نیست! مسئله پرستش هر چیزی غیر از خدای اسرائیل است!

لذا منظور ما از خدا، نه خدایان دروغین است، نه قضات و فرشتگان و نه ارواح است! وقتی می گوییم عیسی خدا نیست، منظورمان اینست که عیسی، خدای اسرائیل و لایق پرستش نیست! چون همانطور که خود عیسی گفته است، تنها خدای اسرائیل(یهوه) لایق پرستش است!

سیاق یوحنا 1
اما دوستمان چون دریافت، از خود متن یوحنا 1:1 نمی توان دلیلی کافی، برای الوهیت عیسی مسیح ارائه کرد، به سیاق روی آورد و ادعا کرد که ایشان از سیاق فصل اول یوحنا، دریافته است که عیسی مسیح، خدا است!
این در حالیست که واژه هایی چون یهوه در کتاب مقدس و الله در قرآن، هیچ احتیاجی به سیاق برای درک معنای خود ندارند! بلکه خود به تنهایی و مستقل از سیاق، در اشاره به خدای اسرائیل و اسحاق و ابراهیم به کار رفته اند.

البته ما نشان دادیم که ایشان از سیاق، هم نمی تواند ادعای الوهیت عیسی(ع) نماید! چرا که راهی ندارد، جز اینکه به قیاس طوطی کچل روی آورد!

اما ایشان باز، پافشاری کرد، لذا من این بحث را بیشتر می گشایم:

دلیل 1: آفریننده بودن یهوه
این عین استدلال ایشان در این مورد است:

نقل قول:
1. کسی آفریننده است، «اگر و فقط اگر» یهوه باشد. (اشعیا 44: 24 ؛ نحمیا 9: 6)
2. عیسی آفریننده است. (یوحنا 1: 3 ؛ کولسیان 1: 16 ؛ عبرانیان 1: 2 ؛ قرنتیان 8: 6)
3. عیسی یهوه است ( 1 و 2)
برای من واقعا عجیب است که دوستمان چگونه استدلالات به این ضعف ارائه می کند!!!

کجای اشعیا 44:24 و نحمیا 9:6 ، کلمه "اگر و فقط اگر" آمده است؟ شما که نمی توانید آیات کتاب مقدس را از خود بسازید!!!! این آیات از این قرار است:

نقل قول:
اشعا 44:24
خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین میگوید: من یهوه هستم وهمهچیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن کردم و با من که بود

نحمیا 9:6
توبه تنهایی یهوه هستی. تو فلک و فلک الافلاک وتمامی جنود آنها را و زمین را و هرچه بر آن است و دریاها را و هرچه در آنها است، ساختهای و توهمه اینها را حیات میبخشی و جنود آسمان تورا سجده میکنند
کجای این آیات گفته شده است هر کس آسمان و زمین را خلق کند یهوه است؟؟؟ یا آنکه کسی آفریننده است، «اگر و فقط اگر» یهوه باشد؟؟ در این آیات تنها گفته شده است که یهوه به تنهایی آسمان و زمین را خلق کرد. و ما هم آن را قبول داریم!

پس فرض اول شما، کاملا اشتباه است.
اما فرض دوم هم اشتباه است! من به نامه های پولس اهمیتی نمی دهم ، گرچه برای آنها هم همین جوابها قابل ارائه است، اما در مورد یوحنا 1:3 آیه مورد نظر شما این است:

نقل قول:
همهچیز به واسطه او(کلمه) آفریده شد و به غیر از او(کلمه) چیزی از موجودات وجود نیافت
اولا اینجا و در آیات قبلی اثری از آثار عیسی نیست! بلکه صحبت از کلمه است! ثانیا گفته شده است همه چیز به واسطه کلمه خلق شد؟

سوال این است که همه چیز را چه کسی به واسطه کلمه خلق کرد؟ و پاسخ روشن آن این است: خداوند(یهوه)
شما از آیه فوق نتیجه گرفته اید که: عیسی آفریننده است! در حالیکه این آیه هیچ اشاره به عیسی ندارد و اشاره می کند که کلمه، واسطه خلقت است!

لذا فرض دوم شما هم از آیه استنتاج نمی شود! شما مناقشه کردید که در آیه اول گفته شده است که یهوه به تنهایی آسمانها و زمین را آفرید. و به وجود عیسی یا کلمه در آن اشاره نشده است. پس حتما عیسی همان یهوه است!

و باز بنده پاسخ دادم که چون یهوه خالق عیسی و خالق کلمه است، انتساب تمام افعال کلمه به خود یهوه هیچ منعی ندارد! یعنی یهوه خالق ما و تمام افعال ما و خالق کلمه و تمام افعال کلمه نیز هست و می تواند همه آنها را به خود نسبت دهد.
اولا یکی از هزاران دلیلی که برای جدا بودن کلام از یهوه و در نتیجه مخلوق بودن کلمه و مامور بودن کلمه برای هدایت بندگان، این آیات است:
نقل قول:
اشعیا 55:8
ترجمه فارسی قدیم
زیرا خداوند میگوید که افکار من افکار شما نیست و طریق های شما طریق های من نی.
9 زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است همچنان طریق های من از طریق های شما و افکارمن از افکار شما بلندتر میباشد.
10 و چنانکه باران و برف از آسمان میبارد و به آنجابرنمی گردد بلکه زمین را سیراب کرده، آن را بارور و برومند میسازد و برزگر را تخم و خورنده را نان میبخشد،
11 همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بیثمر نخواهدبرگشت بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهد گردید.
12 زیرا که شما با شادمانی بیرون خواهید رفت و با سلامتی هدایت خواهید شد.
اما، شما در پاسخ بنده، با تعجب فرمودید:

نقل قول:
وه که چه منطقی ارجمند یارم!
یعنی چونکه یهوه کلمه را آفریده (نکته: آفریده شدن کلمه فرض بی اساس جناب سپهر است) پس میتوان افعال کلمه (همچون آفریدن) را به یهوه نسبت داد؟!
میدانیم که یهوه، بشر را هم آفریده. حال اگر به شما باشد، حتما افعال دروغ گفتن و زنا و شرارت بشر را هم به یهوه نسبت خواهید داد!
من واقعا از ضعف الهیات شما متحیرم! مسلما همین طور است! یهوه وقتی خالق ماست و به ما اجازه نیکی و بدی، داده است، خالق نیکی و بدی ما نیز هست!

من پاسخی که ایوب نبی به همسرش داد، به شما می دهم:

نقل قول:
ایوب 2:10
او(ایوب) وی را گفت: «مثل یکی از زنان ابله سخن میگویی! آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟»
شما گویی نه تنها با کتاب مقدس خود، بلکه با الاهیات خود نیز بیگانه اید!
در کتاب اشعیا همچنین آمده است:

نقل قول:
اشعیا 45:6
تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست. من یهوه هستم و دیگری نی.
پدیدآورنده نور و آفریننده ظلمت. صانع سلامتی و آفریننده بدی. من یهوه صانع همه این چیزها هستم.
متاسفانه شما گویا کاملا با ادبیات کتاب مقدس بیگانه اید! چنانچه در همین آیات می بینید، یهوه خود را خالق همه چیز از جمله بدی دانسته ات. یهوه بدی را نمی پسندد. ولی وقتی به بندگانش اذن می دهد که شرارت کنند، خالق آن نیز هست! لابد اگر به این استدلالات مشابه قیاس طوطی کچل شما باشد از آیه فوق استنتاج می کنید هیچ کس جز یهوه در دنیا وجود ندارد!!! دوست من آیات را باید درست خواند! معنی آیه فوق آنست که هیچ کس در سطح یهوه در دنیا وجود ندارد!

این موضوع البته به همین روشنی در قرآن نیز آمده است:
نقل قول:
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ(قرآن 37:96)
با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمى‏ سازيد آفريده است.
لذا روشن شد که استدلال دوستمان در این زمینه نیز کاملا ضعیف و پوشالی بود.

دلیل 2: هرکس یهوه باشد، ایلیا و یحیی راه را برایش باز می کنند!

قیاس طوطی گون دوم دوستمان از این قرار است:

نقل قول:
1. «اگر فقط» یهوه باشی ، «آنگاه» ایلیا و نبی موعود راه را برایت باز خواهد کرد. (ملاکی 3: 1 ؛ ملاکی 4: 5 ؛ اشعیا 40: 3)
2. عیسی خود را آنی میدانست که ایلیا و نبی موعود راه را برایش باز خواهد کرد. (لوقا 7: 27 ؛ یوحنا 1: 6-7، 23 ؛ مرقس 1: 2-4، 7-8 ؛ لوقا 1: 17 ؛ متی 17: 10-13)
3. عیسی خود را یهوه میدانست ( 1 و 2)
اولا عیسی مسیح هیچگاه خود را نبی موعود ندانسته است! نبی موعود در کتاب مقدس، تنها و تنها به خاتم النبیین، محمد بن عبدالله اطلاق شده است و هیچ کس دیگری در هیچ ایه ای از عهد عتیق و اناجیل نبی موعود دانسته نشده است.

آیاتی که شما اشاره کردید از این قرار است:

نقل قول:
ملاکی 3:1
اینک من رسول خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت و خداوندی که شما طالب او میباشید، ناگهان به هیکل خود خواهد آمد، یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور میباشید. هان او میآید! قول یهوه صبایوت این است

ملاکی 4:5
اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد

اشعیا 40:3
صدای ندا کنندهای در بیابان، راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحراراست نمایید
شما گویا گمان کرده اید، مخاطبان شما از یک مراجعه ساده به کتاب مقدس هم ناتوانند؟ در کدام این آیات استنباط شما در مورد «اگر فقط» یهوه باشی ، «آنگاه» ایلیا و نبی موعود راه را برایت باز خواهد کرد، قابل استخراج است؟؟؟ بنده عرض می کنم! دقیقا هیچ کدام!!!

حال واقعا بفرمایید قیاس طوطی کچل از این بابت از دید شما درست است یا خیر؟

1.همه کچل اند، اگر و فقط اگر از شیشه روغن ریخته باشند!
2.این درویش، کچل است!
3. پس لاجرم این درویش از شیشه روغن ریخته است!!!!

دوست گرامی، شما این "اگر و فقط اگر" ها را از کجا آوریدید؟؟؟ جز اینست که با پیچاندن زبان به آیات مقدس کتاب مقدس، آنها را ساختید؟؟؟

دلیل 3: ازلی و پیش موجود بودن کلمه:
ایشان استدلال کرده اند که:

نقل قول:
یوحنا با استفاده از فعل استمراری "بود" در جمله «در ابتدا کلمه بود» نشان میدهد که کلمه پیش از "ابتدا" (= ازلیت) نیز بوده. پس یوحنا، کلمه را ازلی میداند.
جناب سپهر بدون هیچ فرنودی عرض نمودند که ازلیت نشان الوهیت نیست. با این حال ازلیت، صفت منحصر به خدا در کتاب مقدس (اشعیا 44: 24) و فلسفه (برهان کازمالاجیکال) میباشد.پس کلمه خداست.
....
"ابتدا" در یوحنا 1:1 به معنای ابتدای عالم مادی نیست، بلکه ابتدای "همه چیز آفریده شده" (یوحنا 1: 3) میباشد که این "همه چیز" آسمان ها و فرشتگان مدنظر از کتاب ایوب را نیز شامل میشوند.
چنانچه میخوانیم: "زیرا همهچیز بهواسطۀ او(عیسی) آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها؛ همۀ موجودات بهواسطۀ او و برای او آفریده شدند. (کولسیان 1: 16)"
گذشته از اینکه، چند بار عرض کردم، نامه های پولس برای من ملاک نیست، دوست ما به سادگی، کلمه "ابتدا" را تحریف می کنند و آن را به معنی "ازل" می گیرند! که هیچ دلیلی برای آن نیست! سپس مدعی می شوند همه چیز شامل فرشتگان(فرزندان خدا) هم می شوند! دلیلی که ما دقیقا عکس آن را از کتاب ایوب آوردیم، یعنی در داستان آفرینش به روایت ایوب در حین خلق آسمان و زمین، فرزندان خدا(الوهیم) حاضرند و خدا را تمجید می کنند و هیچ اشاره ای به خلق آنها در هیچ کجا نشده است:

نقل قول:
ایوب 38:1
ترجمه فارسی قدیم
و خداوند(یهوه) ایوب را از میان گردبادخطاب کرده، گفت: 2 «کیست که مشورت را از سخنان بیعلم تاریک میسازد؟ 3 الان کمر خود را مثل مرد ببند، زیرا که از توسوال مینمایم پس مرا اعلام نما. 4 وقتی که زمین را بنیاد نهادم کجا بودی؟ بیان کن اگر فهم داری. 5 کیست که آن را پیمایش نمود؟ اگر میدانی! وکیست که ریسمانکار را بر آن کشید؟ 6 پایه هایش بر چه چیز گذاشته شد؟ و کیست که سنگ زاویهاش را نهاد، 7 هنگامی که ستارگان صبح باهم ترنم نمودند، و جمیع پسران خدا(الوهیم) آوازشادمانی دادند؟ 8 و کیست که دریا را به درهامسدود ساخت، وقتی که به در جست و از رحم بیرون آمد؟ 9 وقتی که ابرها را لباس آن گردانیدم و تاریکی غلیظ را قنداقه آن ساختم. 10
چنانکه مشاهده می شود در این ویرایش از داستان پیدایش، بنی الوهیم در حین خلق آسمانها و زمین حضور دارند و خدا را تمجید می کنند و چنین نیست که فقط یهوه در ابتدا وجود داشته باشد بلکه بنی الوهیم و فرشتگان و کلمه هم در ابتدای خلق آسمانها و زمین وجود داشته اند.

دیگر فرزندان خدا و دیگر مسیح ها در کتاب مقدس

همانطور که می دانید و اشاره شد، فرزندان خدا (بنی الوهیم) و مسیح های زیادی در کتاب مقدس وجود دارد. اما مترجمین کتاب مقدس معمولا در ترجمه آنها را تحریف کرده اند، برخی را فرشته ترجمه کرده اند برخی را روح، برخی را مسح شده ترجمه کرده اند وبرخی را برگزیده! و همه تلاش برای آن بوده است که روشن نشود، که غیر از عیسی مسیح، مسیح های دیگری هم در کتاب مقدس وجود دارد و غیر از عیسی که بنی الوهیم خوانده شده است، بنی الوهیم دیگری هم در کتاب مقدس وجود دارد.

خوانندگان عزیز، دوستان ارجمند واژه مسیح(عبری: משיח، سریانی: ܡܫܝܚ و یونانی χριστος ) در آیات متعدد زیر در عهد عتیق به کار رفته است:
نقل قول:
Leviticus 4:3; Leviticus 4:5; Leviticus 4:16; Leviticus 6:22; I Samuel 2:10; I Samuel 2:35; I Samuel 12:3; I Samuel 12:5; I Samuel 16:6; I Samuel 24:6; I Samuel 24:10; I Samuel 26:9; I Samuel 26:11; I Samuel 26:16; I Samuel 26:23; II Samuel 1:14; II Samuel 1:16; II Samuel 1:21; II Samuel 19:21; II Samuel 22:51; II Samuel 23:1; I Chronicles 16:22; II Chronicles 6:42; Psalms 2:2; Psalms 18:50; Psalms 20:6; Psalms 28:8; Psalms 84:9; Psalms 89:38; Psalms 89:51; Psalms 105:15; Psalms 132:10; Psalms 132:17; Isaiah 45:1; Lamentations 4:20; Daniel 9:25; Daniel 9:26; Habakkuk 3:13;
یک آیه نمونه:
اشعیا 45:1
ترجمه عصر جدید
خداوند کوروش را برای پادشاهی برگزیده(مسیح) است.
خداوند او را گماشته است تا ملّتها را به زیر سلطهٔ خود درآورد،
و تا پادشاهان را از تختهایشان به زیر آورد.
خداوند دروازههای شهرها را به روی او خواهد گشود.
خداوند به کوروش میگوید:

ترجمه فارسی قدیم:
خداوند به مسیح خویش یعنی به کورش که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازهها دیگر بسته نشود چنین میگوید.
در ترجمه عصر جدید کتاب مقدس، در هیچ یک از آیات فوق، این واژه به عنوان "مسیح" ترجمه نشده است! در ترجمه های دیگر هم وضع کم و بیش به همین منوال است! اما به محض ورود به عهد جدید، بلا استثناء در تمامی موقعیتهای این واژه مسیح ترجمه می شود!!! چرا؟؟؟
دوست مسیحی تثلیثی ما، که مدعی عدم تحریف در ترجمه هاست پاسخ دهد!!!
جز آنست که می خواهند چنین وانمود کنند که هیچ مسیحی غیر از عیسی نیست؟ جز آنست که می خواهند وانمود کنند که هیچ بنی الوهیمی غیر از عیسی نیست؟!!!

بله کوروش، مسیح است، همانطور که داوود و سلیمان مسیح بودند و عیسی نیز مسیح بود!
بله داوود و سلیمان و موسی و ارواح و انبیاء و قضات، همگی تئوس و الوهیم و بنی الوهیم بودند و عیسی مسیح نیز، الوهیم و بنی الوهیم بود! اما همه اینها به معنی خدا بودن اینها و عیسی نبوده و نیست!

دلیل 4: عیسی فرزند یگانه خداست!
دوست ما بر اساس فرازهای چندی در انجیل یوحنا که عیسی مسیح، را فرزند یگانه، خدا خوانده است، ادعا کردند که عیسی مسیح تنها فرزند خداوند است. و فرزندان دیگر خدا(الوهیم) که در کتاب مقدس از آنها یاد شده است، در واقع اصلا فرزندان خدا نیستند، بلکه فرشتگان و یا افراد نیک هستند و به صورت اصطلاحی به آنها فرزندان خدا اطلاق شده است!!!
این همان چیزی است که بنده به آن پیچاندن کلام و گرداندن کلمه از جای خود می گویم!

حال به توضیح می پردازم.
واژه ای که در یوحنا 1:14 به یگانه ترجمه شده است، در متن یونانی واژه "μονογενους" و در متن سریانی واژه "ܝܚܝ܀"(یحید) است. معنای دقیق این واژه در واقع "یکتا" نیست، بلکه "خاص" است، یعنی مفهوم آیه یوحنا این است که عیسی، فرزند خاص و ویژه الوهیم بوده است که او را به سوی مردم فرستاده است، نه تنها فرزند خود الوهیم!
مثال بارز این ادعا 3 بار استفاده از همین واژه در فصل 22 کتاب پیدایش است. در آنجا هم این واژه به "یگانه" ترجمه شده است و اسحاق، فرزند ابراهیم، یگانه فرزند ابراهیم خطاب شده است. این در حالیست که ما بر اساس بقیه فصلهای کتاب مقدس می دانیم که اسماعیل، فرزند دیگر ابراهیم است و 14 سال از برادرش اسحاق بزرگتر است، و بدون شک در زمانی که اسحاق برای ذبح آماده می شد، اسماعیل وجود داشته است و اسحاق تنها فرزند ابراهیم نیست! اما از آن رو اسحاق را فرزند یگانه ابراهیم می خواند زیرا یا ابراهیم علاقه ویژه ای به او داشته یا اینکه از زن اول او، سارا است. ولی مسلما، تنها فرزند ابراهیم نیست!
این واژه در فرازهای زیر به کار رفته است:
نقل قول:
پیدایش 22:12
ترجمه فارسی قدیم
گفت: «دست خود را برپسر دراز مکن، و بدو هیچ مکن، زیرا که الان دانستم که تو از خدا میترسی، چونکه پسر یگانه(در عبری יחיד ، یحید) خود را از من دریغ نداشتی

عبرانیان 11:17
به ایمان ابراهیم چون امتحان شد، اسحاق را گذرانید و آنکه وعدهها را پذیرفته بود، پسر یگانه(یحید در سریانی و μονογενη در یونانی) خود را قربانی میکرد
لذا چنانچه مشاهده می شود این ادعای ایشان هم مبنی بر یکتا فرزند الوهیم بودن حضرت عیسی، نیز صحیح نبوده و نیست! بلکه عیسی فرزند ویژه و خاص حضرت الوهیم بوده و ما در آن مناقشه ای نداشته و نداریم!!! اما نه تنها فرزند!

تئوس و هو-تئوس، الوهیم و ها-الوهیم!، اله و ال-اله(الله)
دوست ما به یک تفاوت اساسی دو واژه تئوس که در یوحنا 1:1 و دیگر فرازهای کتاب مقدس آمده است، توجه نمی کند! البته ایشان با آنکه مدعی است اطلاعی از زبان عربی ندارد، فرق اله و ال-اله یعنی الله را می شناسد و درک می کند که "ال" در عربی برای معرفه کردن یک اسم به کار می رود! اما تفاوت مشابه در یونانی را متاسفانه به هیچ روی قصد ندارد که درک کند!!!

در یوحنا 1:1 دو بار واژه تئوس به کار رفته است. بار اول به صورت معرفه یعنی هو-تئوس(τον θεον) و بار دوم به صورت عام (θεος) اما دوستمان تفاوتی بین آنها قائل نیست و هر دو را به یک معنا می داند!!!
تفاوت مشابهی هم در عبری بین ها- الوهیم و الوهیم وجود دارد. جهت اطلاع دوستان لفظهای "ها" در عبری و "هو" در یونانی و "ال" در عربی همگی برای معرفه کردن یک نام به کار می روند، لذا ها-الوهیم با الوهیم و هو-تئوس با تئوس و ال-اله(الله) با اله فرق دارند!!!
و همه ظرافت اسلام، مگر چیزی غیر از تفاوت قائل شدن بین اله و الله است؟ در شعار کانونی آن: لا اله الا الله

دیگر ترجمه ها از یوحنا 1:1
اما جهت اطلاع دوستان مسلمان، عرض می کنم که همه این بحثها در میان خود دوستان مسیحی نیز مطرح است، یعنی بسیاری از برادران و خواهران موحد مسیحی ما به این ترجمه های دروغین کتاب مقدس بسنده نکرده اند و ترجمه های دیگری از آیه یوحنا 1:1 کرده اند که البته مسلما به مذاق دوست ما خوش نمی آید. برخی از آنها از این قرار است:

نقل قول:
1808: ((و کلمه خدایی بود.)) ترجمة اصلاح شدة عهد جدید ، بر اساس ترجمة جدید اسقف اعظم نیوکام ، با متن اصلاح شده.
1864: ((و خدایی بود کلمه.)) ترجمة موکد دو زبانه ، قرائت مابین سطرها از پنجامین ویلسون.
1928: ((و کلمه وجودی الهی بود.)) کتاب مقدس سانته نِر ، انجیل یوحنا ، از موریس گوگل.
1935: ((و کلمه الهی بود.)) کتاب مقدس – ترجمة آمریکایی ، از ج . م . پ . اسمیت و اِ . ج . گودسپید.
1946: ((و از نوعی الهی بود کلمه.)) عهد جدید ، از لودویگ تیمِه.
1950: ((و کلمه خدایی بود.)) ترجمة دنیای جدید از نوشته های مقدس یونانی مسیحی.
1958: ((و کلمه خدایی بود.)) عهد جدید ، از جیمز ل. تومانِک.
1975: ((و خدایی (یا از نوعی الهی) بود کلمه.)) انجیل یوحنا از زیگفرید شولتس.
1978: ((و از نوع خداگونه بود لوگوس.)) انجیل یوحنا از یوهانِس شنایدِر.
چنانچه ملاحظه می شود همه این ترجمه ها کلمه تئوس دوم را به صورت نکره ترجمه کرده اند، که نظر بنده هم کم و بیش، همین است.
مشخص است که نه تنها عیسی مسیح، بلکه همه انبیای الهی، خدایی بوده اند! اما خدا نبوده اند!
برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقاله یوحنا 1:1 در ویکی انگلیسی مراجعه کنید(البته ترجمه هایی که بنده به آن اشاره کردم از آنچه در ویکی آمده است افزون است):

http://en.wikipedia.org/wiki/John_1:1

2. پس کدام کلمه در کتاب مقدس به معنی خداست؟؟؟

دوست ما سوالی را مطرح کرد و از آنجا که پاسخ آن را نمی دانست، به نتیجه مورد نظر خود رسید:
نقل قول:
اگر تئوس و الوهیم به معنای خدا نیستند، پس چه واژه های دیگری به معنای خدایند؟:
سند دوم ما در جهت اثبات "معنای بنیادین تئوس/الوهیم=خدا" سوال ساده و کارساز فوق است.
اینکه دوست ما پاسخ این سوال را نداند، دلیل بر استنتاج متناقض ایشان با روح کتاب مقدس، که همانا توحید است، نمی شود!
همانطور که بنده پیشتر گفتم تئوس، ترجمه یونانی همزمان چهار واژه عبری است:

ال، اله، الوه و الوهیم(جمع الوه)

یعنی همه چهار واژه فوق که در عبری وجود دارند و معانی متفاوتی دارند، در یونانی به یک واژه تقلیل پیدا کرده اند و مسلما معانی زیادی از این میان حذف شده اند!
تقریبا بلا استثنا، دانشمندان کتاب مقدس الوهیم را جمه الوه دانسته اند، همانطور که احتمالا بدانید در عبری ادات جمع "یم" است و با اضافه شدن به پایان کلمات آنها را به معنی جمع می کند. یعنی واژه "الوه" با "یم" به "الوهیم" تبدیل می شود. البته در دوران بعد که مصوت ها جایگزین شد واژه الوهیم" به صورت بدون واو یعنی "الُهیم" نگاشته شد.

دانشمندان کتاب مقدس، برای الوهیم همانطور که اشاره شد، معانی متعددی ذکر کرده اند،
اما هیچ یک از دانشمندان کتاب مقدس در مورد واژه "اله" هیچ معنی دیگری جز واژه عام خدا که هم به خدایان دروغین و هم به خدای واقعی اطلاق می گردد، ندانسته اند.

در واقع پاسخ ما به سوالی که دوستمان باید 2000 سال پیش می پرسید، آنست که واژه "اله" همان واژه ایست که به دنبال آن می گردید! که تنها معنی و معنی بنیادین آن خدا به صورت عام است و هیچ معنی دیگری هم ندارد!

اما ایشان لابد باز بلافاصله در دیکشنری استرانگ مراجعه می کند و خواهد گفت که این واژه به تعداد انگشتان دست در کتاب مقدس به کار رفته است و کارایی ندارد!

اما پاسخ ما اینست که اتفاقا آن 1000 موردی که دوستمان واژه یهوه الوهیم را به کار رفته در کتاب مقدس دانست، و بنده تاکید اندر تاکید کردم که این واژه غیر از آن 30، 40 مورد در هیچ کجای کتاب مقدس عینا به کار نرفته است همین است!

یعنی در تمام مواردی که ایشان یاد کردند، هیچ موردی نیست که واژه الوهیم به صورت کامل آمده باشد، و به هیچ وجه نمی توان مگر با ضرب و زور، آن را به الوهیم چسباند.

به عنوان نمونه به آیه زیر که دوستمان در لیست خود آورده اند توجه کنید:

نقل قول:
خروج 15:26
ویامر امشموع تشمع لقول یهوه الهیک ...
و گفت: «هرآینه اگر قول یهوه، خدای خود را بشنوی ...
چنانچه در این آیه و تمام آیات دیگری که دوستمان ارائه کرد، غیر از آنچه بنده آوردم می بینید، در هیچ یک واژه الوهیم، کامل نیست! ولی دیکشنری استرانگ آن را الوهیم دانسته است.

اولا در عبری مثل عربی "ک"، ضمیر چسبان دوم شخص مفرد است.
این موضوع را از نظر دستور زبان چنین توجیه می کنند که وقتی ضمیر به کلمه ای که جمع است اضافه می شود، ابتدا کلمه به حالت اول آن بر می گردد، سپس "ی" به آن افزوده می شود. که نتیجه در این حالت چنین است:

الهیم+ک --> الوه + ی+ ک --> الوهیک --> الُهیک

چنانکه مشاهده می گردد در این حالت یک واو در اینجا(الوهیک) اضافه می آید که هیچ قاعده ای برای حذف آن وجود ندارد، چون در رسم الخط موجود همین کتاب مقدس "الوه" به همین صورت آمده است و نمی توان آن را حذف کرد! اما به همان دلایلی که برای دوستان تثلیثی ما ممکن است، این واو را احتمالا حذف می کنند و این واژه را با یک روش مخالف قاعده به "الُهیک" تبدیل می کنند و نتیجه می گیرند، اصل این واژه الوهیم بوده است!!!

در حالیکه اینهمه دور سر گرداندن اصلا نیازی نبود! در حالیکه می توان این واژه را از اله منشعب کرد. در این حالت برای بسیاری از کلمات عبری مثل ادونی و بسیاری دیگر یک "ی" به آخر کلمه افزوده می شود و بعد ضمیر! به همین سادگی!

اله + ک --> اله+ ی+ ک --> الهیک

لذا چنانچه مشاهد شد می توان بدون دست آویزی به انواع و اقسام استثنا ها تمام واژه های "یهوه الهیک"، "یهوه الهینو"، یهوه الهیو" و غیره که دوستمان به آنها اشاره کرد که در هیچکدام واژه الهیم عینا به کار نرفته است، را به "اله" تنها واژه ای که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن بدون استثنا همه جا به معنی عام خدا، اعم از خدایان دروغین و خدای واقعی به کار رفته است به کار برد!

البته در ترجمه یونانی واژه "اله" هم بدون توجه و عمق کافی، به همان تئوسی ترجمه شده است که الوهیم هم به آن ترجمه شده است! و اولین خواستگاه تحریف در ترجمه های عهد جدید همین بوده است! گرچه در متن یونانی سبعینه و متن یونانی عهد جدید دقت بسیار خوبی در تفاوتهای تئوس و هو-تئوس شده است.

لذا از دید بنده واژه ای که در کتاب مقدس به مفهوم عام خدا است و برای هم خدای واقعی و هم خدایان دروغین به کار رفته است "اله" و نه الوهیم است!

3. یهوه خوانده شدن عیسی مسیح در کتب غیر انجیلی عهد جدید سریانی

دوست ما در راستای اینکه احتمالا امیدوارند در پرش از این ستون به ستون دیگری فرجی بیابند، بحث مفصلی از وجود یهوه در عهد جدید سریانی نمودند.
اولا کلا بحث ما در این تاپیک در مورد عهد جدید یونانی است و بنده تا آنجا که می دانم، جناب فیلیپ از معتقدین به تقدم یونانی، عهد جدید است! اینکه ایشان یکباره و جهت جستن فرجی به توصیه بنده، به عهد جدید سریانی روی آورده اند، البته از دید بنده بسیار مبارک است! چرا که بنده نیز اناجیل سریانی را در مجموع اصیل تر از اناجیل یونانی می دانم. اما چه کنیم که عموم کارشناسان کتاب مقدس، چنین نظری ندارند و عهد جدید یونانی را اصل می دانند.
به هر روی در این بحث، بنای ما استناد به عهد جدید یونانی بود و در هیچ فرازی از عهد جدید یونانی، اصلا واژه یهوه به کار نرفته است که حالا بخواهد به عیسی مسیح اطلاق شده باشد. و اگر ایشان مثل من، فکر می کند که متن عهد جدید سریانی درست تر است، با حذف بیش از 200 مورد نام خاص "یهوه" در عهد جدید یونانی و تمام ترجمه های عهد جدید پس از آن (غیر از معدودی در صد سال اخیر) چه می کنند؟؟؟
پس بار دیگر همان مدعای ما که وجود تحریف در ترجمه های کتاب مقدس است ثابت می گردد! دقت کنید همانطور که جناب فیلیپ به درستی گفتند، نام یهوه یک نام خاص است و به هیچ روی در ترجمه نباید عوض شده و یا حتی جانشین شود و اگر جانشین شود باید به گونه ای جایگزین شود که با هیچ واژه دیگری مشابه نباشد!!! چنانکه می بینیم در ترجمه ها این واژه با واژه کوریوس جانشین می گردد و یهوه تفاوت خود را حتی با ارباب و دامادها در عهد جدید از دست می دهد!!!

اما گذشته از این بحث، اگر بخواهیم به عهد جدید سریانی هم استناد کنیم، پاسخ بنده، باز روشن است.

در هیچ فرازی از اناجیل سریانی نیز واژه یهوه(در سریانی، مریا) برای مولایمان عیسی مسیح به کار نرفته است! آنچه که موجود است در نامه ها و رسائل افزون بر اناجیل و عمدتا در رسالات پولس بدعتگر، چنین واژه ای به کار رفته است! و تازه آن هم در نسخ قدیمی اناجیل سریانی، یعنی Old Syriac موجود نیست! که همین نشان دهند ضعف در نسخ متاخر تر، چون نسخه پشیتا، است. ضمن اینکه بسیاری از نامه ها در نسخ قدیمی پشیتا نیز موجود نیست!

جالب است که دوستمان از بنده درخواست می کند لینک کتابی که نسخ مختلف سریانی را مقایسه کرده است، دو باره بگذارم تا ایشان بتواند در آن به تحقیق بپردازد! چنین به نظر می رسد که دوست ما، دین خود را پیش از تحقیق کافی انتخاب کرده است!!!
اما به هر روی کتابی، که نسخ مختلف سریانی اناجیل را با یکدیگر مقایسه کرده است در این آدرس قابل دست یابی است( و بنده فقط به این دلیل که کتاب اعمال در آن نبود در فرصتی که سیستم به من داد، آن را حذف کردم):

http://books.google.com/books?id=fYw...age&q=&f=false

ادامه در پست بعدی!!
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
6 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 09-28-2009  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 650
امتیاز: 2832
تشكرها: 1,254
2,822 بار در 623 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض تفاوت مسیحیت اصیل(پیروان پطرس) و فرقه نصاری(پیروان پولس)

4. تفاوت مسیحیت اصیل(پیروان پطرس) و فرقه نصاری(پیروان پولس)


این نکته هم چندان به بحث اصلی مرتبط نیست، اما تنها اشاره می کنم که هدف من از فرازی از کتاب اعمال که آوردم اشاره به تفاوتهای مسیحیت اولیه و فرقه نصاری بود.
ایرانیان و بیشتر مسلمانان، گمان می کنند نصاری با مسیحیت یکی است! حال آنکه در دانش کتاب مقدس، نصاری و مسیحیت دو واژه نزدیک به هم، اما دارای اختلاف فراوان است.
حواریون و شاگردان واقعی عیسی مسیح که حضور او را درک کرده اند پایه گذار مسیحیت بودند.
در کتاب اعمال چنین آمده است:

نقل قول:
اعمال 11:26
ترجمه فارسی قدیم
و ایشان سالی تمام درکلیسا جمع میشدند و خلقی بسیار را تعلیم میدادند و شاگردان نخست در انطاکیه به مسیحی مسمی شدند.
در راس شاگردان البته شمعون پطرس، نائب بر حق عیسی مسیح بود! همو که از سوی عیسی مسیح، صخره خطاب شد و او کلیسای خود را بر این صخره بنا کرد و از او خواست که پیروانش را تعلیم دهد:

نقل قول:
متی 16:18
ترجمه فارسی قدیم
و من نیز تو را میگویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت

یوحنا 21:17
17 مرتبه سوم بدو گفت: «ای شمعون، پسر یونا، مرا دوست میداری؟» پطرس محزون گشت، زیرا مرتبه سوم بدو گفت «مرا دوست میداری؟» پس به اوگفت: «خداوندا(سرورم)، تو بر همهچیز واقف هستی. تو می دانی که تو را دوست میدارم.» عیسی بدو گفت: «گوسفندان مرا خوراک ده.
بی اغراق یکی از محزون ترین فرازهای اناجیل همین فراز است!
به هر روی، شمعون در راس حواریونی که عیسی مسیح را دیده اند بود. اما پولس یهودی که دست در خون پیروان عیسی دارد، به ناگاه هاله نوری می بیند و منقلب شده و کاسه داغ تر از آش می شود!

نویسنده کتاب اعمال رسولان که شاگرد پولس است، چنین می گوید:

نقل قول:
اعمال 21:17
ترجمه فارسی قدیم
و چون وارد اورشلیم گشتیم، برادران ما رابه خشنودی پذیرفتند. 18 و در روز دیگر، پولس ما را برداشته، نزد یعقوب(برادر حضرت عیسی و از خواریون) رفت و همه کشیشان حاضر شدند. 19 پس ایشان را سلام کرده، آنچه خدا بوسیله خدمت او در میان امتها به عمل آورده بود، مفصلا گفت. 20 ایشان چون این راشنیدند، خدا را تمجید نموده، به وی گفتند: «ای برادر، آگاه هستی که چند هزارها از یهودیان ایمان آوردهاند و جمیع در شریعت غیورند: 21 ودرباره تو شنیدهاند که همه یهودیان را که در میان امتها میباشند، تعلیم میدهی که از موسی انحراف نمایند و میگویی نباید اولاد خود رامختون ساخت و به سنن رفتار نمود.
چنانکه ملاحظه می کنید، حواریون در مورد اسقاط همه شریعت از دین به پولس اعتراض می کنند و هم به همین دلیل است که پولس بازداشت می شود نه به دلیل مسیحی بودن:

نقل قول:
اعمال 21:28
ترجمه فارسی قدیم
فریاد برآوردند که «ای مردان اسرائیلی، امداد کنید! این است آن کس که برخلاف امت و شریعت و این مکان در هر جاهمه را تعلیم میدهد
و در اسنای محاکمه هم او از سوی دادخواهان مفسد و پایه گذار بدعت نصاری خوانده می شود:
نقل قول:
اعمال 24:5
ترجمه فارسی قدیم
زیرا که این شخص(پولس) را مفسد و فتنه انگیز یافتهایم در میان همه یهودیان ساکن ربع مسکون و ازپیشوایان بدعت نصاری
در هیچ کجای دادخواست اولیه و پاسخ پولس به آن، صحبت از مسیحی بودن پولس و ایمان او به عیسی مسیح نشده است! تنها صحبت از آن است که او بدعت گذار است و احکام شریعت را به جا نمی آورد و او هم این موضوع را رد نمی کند:

نقل قول:
لیکن این را نزد تو اقرار میکنم که به طریقتی که بدعت میگویند، خدای پدران را عبادت میکنم و به آنچه در تورات و انبیا مکتوب است معتقدم،
البته او در جای دیگر روشن کرده است که شریعت را بی اهمیت می داند:

نقل قول:
رساله به کولسیان 2:21
چونکه بامسیح از اصول دنیوی مردید، چگونه است که مثل زندگان در دنیا بر شما فرایض نهاده میشود؟ 21 که لمس مکن و مچش بلکه دست مگذار! 22 (که همه اینها محض استعمال فاسد میشود)برحسب تقالید و تعالیم مردم، 23 که چنین چیزهاهرچند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد، ولی فایدهای برای رفع تن پروری ندارد.
و در جای دیگر گفته است که شریعت یهود افسانه و خرافه است و همه چیز را برای پاکان، پاک می داند:

نقل قول:
رساله به تیطس 1:12
یکی از ایشان که نبی خاص ایشان است، گفته است که «اهل کریت همیشه دروغگو و وحوش شریر وشکم پرست بیکاره میباشند.» 13 این شهادت راست است؛ از این جهت ایشان را به سختی توبیخ فرما تا در ایمان، صحیح باشند، 14 و گوش نگیرند به افسانه های یهود و احکام مردمانی که از راستی انحراف میجویند. 15 هرچیز برای پاکان پاک است، لیکن آلودگان و بیایمانان را هیچچیزپاک نیست، بلکه فهم و ضمیر ایشان نیز ملوث است؛
البته فراموش نکنید که عیسی مسیح خود چنین گفته بود:
متی 5:17
نقل قول:
«گمان مبرید که آمدهام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامدهام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم. 18 زیرا هر آینه به شما میگویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطهای ازتورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. 19 پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود.
اما او که مشروعیت خود را روزی از حواریون گرفته، در سالهای بعد تر که به اورشلیم می آید و قدرت بیشتری کسب کرده است، علنا با مسیحیان واقعی، یعنی حواریون عیسی مسیح در می افتد و غیر مستقیم آنان را لعنت می کند. جان کلام در نامه او به غلاطیان روشن می گردد:

نقل قول:
غلاطیان 1:6
ترجمه عصر جدید
من از اين تعجّب می كنم كه شما به اين زودی از آن كسی كه شما را به فيض مسيح دعوت كرده است روی گردان شده ايد و اكنون از انجيل ديگری پيروی می كنيد! 7 (در صورتی كه انجيل ديگری وجود ندارد!)، امّا عدّه ای هستند كه می خواهند شما را مضطرب سازند و انجيل مسيح را تحريف نمايند. 8 حتّی اگر ما يا فرشته ای از آسمان انجيلی غير از آنچه ما اعلام كرديم بياورد بر او لعنت باد! 9 چنانكه قبلاً گفته بودم باز هم تكرار می كنم: «هر كسی كه انجيلی غير از آنچه پذيرفتيد بياورد بر او لعنت باد.» 10
او حتی به طور ضمنی می گوید که چه کسانی ارکان کلیسا هستند و تعالیم و انجیلی متفاوت با آنچه که او دارد، دارند و لعنت خود را به چه کسی فرستاده است:
نقل قول:
غلاطیان 2:6
ترجمه عصر جدید
و آنانی كه ظاهراً افراد برجستهای بودند، چیزی به پیام ما اضافه نكردند. (اسم و عنوان آنها برای من اهمیّتی ندارد. خدا تحت تأثیر مقام كسی قرار نمیگیرد
....
وقتی یعقوب و پطرس و یوحنا كه به ارکان كلیسا معروفند آن فیضی را كه خدا به من عطا فرموده بود تشخیص دادند، آنها دست من و برنابا را به علامت موافقت فشردند و قبول كردند كه ما در میان غیر یهودیان كار كنیم و آنان در میان یهودیان. 10
....
سپس دیگر نمی تواند اختلاف دیدگاه بنیادی خود با پطرس را پنهان کند:

نقل قول:
غلاطیان 2:11
ترجمه عصر جدید
امّا وقتی پطرس به انطاكیه آمد، روبهرو با او مخالفت كردم، زیرا کاملاً مقصّر بود.. 12 از آن رو كه پیش از رسیدن عدّهای از طرف یعقوب او با غیر یهودیان غذا میخورد، امّا با رسیدن آنها خود را كنار كشید و دیگر نمیخواست با غیر یهودیان غذا بخورد، مبادا اهل ختنه را برنجاند. 13 سایر مسیحیان یهودی نژاد از ریاكاری او تقلید كردند، به طوری که حتّی برنابا نیز تحت تأثیر دورویی آنها قرار گرفت
سپس داستانی از دو رویی وجود مبارک پطرس نقل می کند و حتی اقرار می کند در این مورد رفیق و همراه سفر خودش یعنی بارنابا هم، حق را به جانب پطرس می دهد و سپس به آموزش پطرس، جانشین عیسی مسیح می پردازد:

نقل قول:
غلاطیان 2:16
ترجمه عصر جدید
خوب میدانیم كه هیچکس با اجرای مقرّرات شریعت در حضور خدا کاملاً نیک محسوب نمیشود. بلكه فقط بر اثر ایمان به عیسی مسیح نیک محسوب میگردد. ما خود نیز به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا به وسیلهٔ ایمان و نه با اجرای شریعت نیک شمرده شویم. نه فقط ما بلكه هیچ بشری از راه انجام احكام شریعت نمیتواند نیک محسوب شود.
نکته جالب در این است که پولس هیچ پشتوانه ای در اناجیل ندارد و هیچ کس جز خود او از هاله نوری که دیده است، خبر ندارد و از ماموریتی که مدعی دریافت آن از عیسی مسیح شده هیچ کس خبر ندارد. و حتی جناب پطرس ماموریتی را که پولس مدعی آن است، یعنی بشارت به غیر یهودیان(امتها) مربوط به خود می داند:

نقل قول:
اعمال 15:7
ترجمه فارسی قدیم
و چون مباحثه سخت شد، پطرس برخاسته، بدیشان گفت: «ای برادران عزیز، شما آگاهید که از ایام اول، خدا از میان شمااختیار کرد که امتها از زبان من کلام بشارت رابشنوند و ایمان آورند
و همانا پطرس است که در فرازهای مختلف، و گاهی با استدلال، عیسی را بنده خدا می داند:

نقل قول:
اعمال 3:13
ترجمه عصر جدید
خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بندهٔ خود عیسی را به جلال رسانیده است. آری، شما عیسی را به مرگ تسلیم نمودید و در حضور پیلاطس او را رد كردید، در حالیكه پیلاطس تصمیم گرفته بود او را آزاد كند.
در حالیکه پولس عیسی را همان خدای واحد می داند:
نقل قول:
اول قرنطیان 8:6
ترجمه عصر جدید
برای ما فقط یک خدا هست یعنی خدای پدر كه آفرینندهٔ همهچیز است و ما برای او زندگی میکنیم و فقط یک خداوند وجود دارد، یعنی عیسی مسیح كه همهچیز به وسیلهٔ او آفریده شد و ما در او زیست میکنیم.
البته فراموش نکنیم که همه شاگردان و خود عیسی چه هشداری در مورد انبیای کذبه داده اند:

نقل قول:
متی 24:24
زیرا که مسیحیان کاذب و انبیا کذبه ظاهر شده، علامات ومعجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگرممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی
پولس اما با کمال تعجب، هیچ گاه از انبیاء کذبه نامی به میان نمی آورد! اما او تنها نگران رسولان کذبه است که خود را کاسه داغ تر از آنها می داند:
نقل قول:
دوم قرنیان 11:5
زیرا مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم
....
13 زیرا که چنین اشخاص رسولان کذبه و عمله مکار هستند که خویشتن را به رسولان مسیح مشابه میسازند
....
22 آیاعبرانی هستند؟ من نیز هستم! اسرائیلی هستند؟ من نیز هستم! از ذریت ابراهیم هستند؟ من نیزمی باشم! 23 آیا خدام مسیح هستند؟ چون دیوانه حرف میزنم، من بیشتر هستم! در محنتها افزونتر، در تازیانهها زیادتر، در زندانها بیشتر، در مرگها مکرر
پس مسئله سخت شد! چون ما هم با انبیاء کذبه و هم رسولان کذبه مواجهیم!
البته برای آنها که پولس، رسولان کذبه می داند، از خود عیسی مسیح و از اناجیل بینه داریم اما برای پولس چه؟ جز از خود او اما هیچ دلیلی موید او نداریم!

پس از کجا بدانیم که مسیحی که بر پولس ظاهر شده و هاله نوری که او دیده است مسیح واقعی است یا مسیح دروغین و یا پولس، نبی صادق است یا نبی دروغین؟ چرا که به نظر میرسد که گاهی او معجزات درستی هم انجام داده است؟؟!!
در کتاب تثنیه تورات، راه شناسایی این انبیای دروغین که حتی معجزاتی هم دارند، گفته شده است:

نقل قول:
تثنیه 13:1
اگر در میان تو نبیای یا بیننده خواب ازمیان شما برخیزد، و آیت یا معجزهای برای شما ظاهر سازد، 2 و آن آیت یا معجزه واقع شود که از آن تو را خبر داده، گفت خدایان غیر راکه نمی شناسی پیروی نماییم، و آنها را عبادت کنیم، 3 سخنان آن نبی یا بیننده خواب را مشنو، زیرا که یهوه، خدای شما، شما را امتحان میکند، تا بداند که آیا یهوه، خدای خود را به تمامی دل وبه تمامی جان خود محبت مینمایید؟
لذا به دید حقیر، همه چیز روشن است! چرا که مگر غیر از این است که پولس به خدایی غیر از یهوه دعوت کرده است؟ منتهی مسئله ما آدمیان آن است که:

نقل قول:
میکاه 2:11
اگر شخص دروغگو و فریبکاری بیاید و با شما دربارهٔ کیف و لذّت شراب صحبت کند، فوراً او را به عنوان یک نبی قبول میکنید.
لذا وقتی پولس، احکام شریعت را بدون توجه به نظر حواریون بر می دارد و خدایان دیگری جز یهوه را شناسایی می کند، بسیاری او را نبی می دانند!

برای اطلاعات بیشتر به مقالات زیر مراجعه کنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Pauline_Christianity
http://en.wikipedia.org/wiki/Jewish_Christianity
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Incident_at_Antioch

لذا امیدوارم جایگاه پولس در پایه گذاری بدعت نصاری و جایگاه پطرس در پایه گذاری مسیحیت اولیه کاملا مشخص شده باشد و معلوم باشد که مسیحیان اولیه و همانها که پولس آنها را معتبرین می داند، افکار و اندیشه هایی کاملا متفاوت با اندیشه های پولس داشتند! و چنانچه از استدلال دوستمان باید دریافته باشید، پولس هیچ شاهدی جز خودش و یکی از شاگردانش، یعنی نویسنده کتاب اعمال، مبنی بر تایید خود از سوی حواریون اصیل ندارد!!!

به امید آنکه یهوه خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان خود دوست داشته باشیم و تنها و تنها او را بپرستیم و از انبیای دروغین برحذر باشیم!

با احترام فراوان
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
7 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 10-06-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

زيرا من خود، به شما خواهم آموخت كه چه بگوييد، بطوري كه هيچيك از دشمنانتان ، ياراي پاسخگويي و ايستادگي درمقابل شما را نخواهند داشت (انجیل لوقا 21: 15)

درود بر شما؛

متاسفانه، همانطور که در پست سوم پیش بینی شده بود، با گذر زمان شاهد کاهش محتوای استدلالی و درجا زدن عبث جناب سپهر بوده ایم. ایشان در حدود 71 مدعا و گزاره ی مطرح شده در پست پیشین، حدود 43 مرتبه مرتکب مغالطه شده اند که فهرستشان به قرار زیر است:
  • ُ(Straw man fallacy) حمله به مرد پوشالین : 6 مورد
  • (Ad hominem) توسل به شخص: 6 مورد
  • (Ignoratio elenchi) مدعا/گزاره ی بی ربط:16 مورد
  • (false dillema) شق کاذب:1 مورد
  • اتهام مغالطه: 3 مورد
  • (Proof by example) اثبات با مثال:1 مورد
  • (Argument from authority) توسل به مرجع:1 مورد
  • (contextomy) نقل خارج از سیاق:7 مورد
  • (fallacy of relevance) مغالطه ی ربطی: 1 مورد
همچنین ایشان بیش از 4 مرتبه دچار ادعای کاذب و 2 مرتبه تناقض گویی شده اند. حدود 8 مدعای مطرح شده نیز مورد توافق طرفین بوده اند. (اکثر مغالطاتشان را در این صفحه تبیین و تعریف کرده ایم)

همچنین هیچ پاسخی به مهمترین استدلالاتمان منجمله ی:
  • یهوه خوانده شده عیسی در سنن پیشا-پولسی
  • یهوه خوانده شده عیسی در رسالات غیر-پولسی
  • استفاده از کرایتریون تارگوم در جهت اثبات یهوه بودن عیسی.
  • تعدد استفاده های الوهیم و تئاس به معنای "خدا"
  • تعدد استفاده های الوهیم و تئاس به معنای غیر "خدا"
  • سوال: اگر تئوس به معنای خدا نیست پس چه واژه ی دیگری به این معنا است؟
که بیش از 70 درصد پستمان و بنیان موضعمان را تشکیل میداند، داده نشد.

به این ترتیب، با توجه به آمار و دلایل فوق، با کمال جرأت میتوان اقرار داشت که این گفتگو، از نگر استدلالی، در همینجا به انجام رسیده است.


و اما رئوس مطالب این پست:
  1. موضع ما پیرامون تحریف در ترجمه های کتاب مقدس.
  2. سیاق یوحنا 1:1 و یهوه بودن عیسی:
    • استدلالات کتاب مقدسی-منطقی در جهت اثبات یهوه بودن عیسی (در سیاق یوحنا 1:1 و دگر فرازها)
    • یهوه بودن عیسی در سنن پیشا-پولسی، غیر-پولسی و پولسی
    • یهوه بودن عیسی در عهد جدید سریانی و تارگوم
  3. معنای بنیادین تئاس و الوهیم:
    • تعدد استفاده های این واژه به چم "خدا"
    • اگر این واژه ها به معنای خدا نیستند پس چه واژه ی دیگری به این معناست؟


«ترجمه های کتاب مقدس»

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
استدلال ما مبنی بر تحریف در ترجمه های کتاب مقدس، کامل است

پس بار دیگر همان مدعای ما که وجود تحریف در ترجمه های کتاب مقدس است ثابت می گردد!

ایشان به هر حال چاره ای ندارند، جز اینکه یکی از دو ادعای بنده را ثابت کنند، یا در ترجمه های کتاب مقدس تحریف شده است، یا آنکه خدا (نعوذ بالله) فرزندان دیگری هم علاوه بر عیسی دارد و عیسی تنها فرزند وی نیست!

تحریف کلام از سوی بسیاری از دوستان مسیحی و یهودی ما نه لزوما در اصل متن بلکه عمدتا در ترجمه های کتاب مقدس اتفاق افتاده است!

دوست مسیحی تثلیثی ما، که مدعی عدم تحریف در ترجمه هاست پاسخ دهد!!!
درخواست ما از ایشان این است تا تنها یک اشاره از متون بنده در این گفتگو یا در هرجای دیگری، مطرح کنند که بیانگر عدم تحریف در ترجمه های کتاب مقدس باشد.

خیر! ما بر این باور نیستیم که تمامی ترجمه های کتاب مقدس، معتبر و عاری از هرگونه خطایند. برخی از آنها همچون ترجمه ی کینگ جمیز اشتباهات جزئی و غیر عمدی نسخه ای در بر میگیرند، برخی نیز همچون ترجمه ی لیبرال (بیخدایان و اگناستیک های) جیزس سمینار (Jesus seminar) که به ترجمه ی The Complete Gospels مشهور است یا ترجمه ی شاهدان یهوه با عنوان New World Translation مرتکب اشتباهات یا "تحریفات" جدی و عمدی شده اند. (برای نمونه رجوع کنید به فراز یوحنا 10: 30 و ترجمه ی عبارات "ملکوت خدا" و "پسر انسان" در ترجمه ی The Complete Gospels)

موضع ما در این گفتمان، چنانچه از همان پست نخست مشخص بود، این است که واژه ی تئاس به معنای (بنیادین) خدا است و در فراز هایی همچون یوحنا 1: 1 نیز، به دلایل متعددی که مطرح شدند، به معنای خدای راستین بکار گرفته شده است. بر این اساس ما هیچگاه موضعی بر اساس مصون بودن تمامی ترجمه های کتاب مقدس از خطا نداشته ایم و حمله، پوشالین است!
«یهوه بودن عیسی»
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
اما دوستمان گویا با پریدن از این ستون به ستون دیگر در جستجوی یافتن فرجی برای فرار از حقیقت است!

همه اینها خروج از مبنای اولیه بحث است و فرار مذبوحانه از قبول وجود تحریف در ترجمه های کتاب مقدس است!
اثبات یهوه بودن عیسی، همانا ویران کردن و بن و پایه ی باور و مدعاهای شما است و نه انحراف بحث!

مگر یگانه هدف شما این نیست تا یهوه و تئاس راستین بودن عیسی را سلب و انکار نمایید؟
ما هم اسنادی مطرح میکنیم که مستقیما به یهوه بودن عیسی اشاره داشته و بطالت عوامفریبی شما را بروز میسازند و انحرافی نیز در این بین وجود ندارد.

از جهتی دیگر نیز میتوان اینچنین استدلال کرد و یهوه بودن عیسی را به گفتمانمان مروبط ساخت:
  1. عیسی یهوه است.(بر اساس اسناد مطرح شده)
  2. یهوه همانا تئاس، خدای راستین است.(اتفاق نظر طرفین)
  3. هرکجایی که عیسی تئاس خوانده شده باشد، خدای راستین دانسته شده.(بر اساس 2)
  4. عیسی در فراز یوحنا 1:1 تئاس خوانده شده.
  5. پس منظور از تئاس در فراز یوحنا 1:1 ، همانا خدای راستین است.(بر اساس 3)
و اما اسنادی که در جهت اثبات یهوه بودن عیسی مطرح شدند:

1. سنن پیشا پولسی: سنن پیشا پولسی که سرود فیلیپیان نمونه ای از آنها باشد، به وضوح عیسی را "یهوه"( و همچنین "همسان با خدا" و "همذات با خدا") دانسته اند. شرح گسترده ی این سند را در پست پیشینمان داده بودیم:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
رساله ی فیلیپیان در فراز 2: 6-11 یک سرود ارزشمند آرامی و پیشا پولسی در بر میگیرد که به قرار زیر است:۶او (=عیسی) که همذات با خدا بود،
از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،
۷بلکه خود را خالی کرد
و ذات غلام پذیرفته،
به شباهت آدمیان درآمد.
۸و چون در سیمای بشری یافت شد
خود را خوار ساخت
و تا به مرگ،
حتی مرگ بر صلیب
مطیع گردید.
۹پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد
و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید،
۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود،
در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،
۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ «یهوه» است،
برای جلال خدای پدر.
این سرود یک سرود پیشا-پولسی میباشد، به دلایل زیر:

1. این سرود واژه هایی هَپَکس لگومنا (Hapax legomena) در بر دارد؛ واژه هایی یونانی همچون مورفه (μορφή) هارپاگموس (ἁρπαγμός)، کتکتونیوس (καταχθόνιος) یا ایساس (ἴσος) که جایی در دایره لغات پولس ندارند.
2. نه تنها لغات پولسی لکن آموزه های پولسی نیز در این سرود غایب اند. این سرود خلاصه ای از زندگانی عیسی است ولی هیچ اشاره ای به زنده شدن وی نجات و کفاره از طریق تصلیب، که کانونی ترین و اصلیترین آموزه های پولسی باشند، نمی کند.
3. مهمتر از همه اصل این سرود به زبان آرامی میرسد. چنانچه ارنست لومیر (Ernst Lohmeyer) ثابت نمود، ترجمه ی یونانی این سرود ساختار و واژه های نامعمولی (همچون عبارت εὑρεθείς ὥς) در بر میگیرد. اما با ترجمه ی متن یونانی عجیب این سرود به آرامی، به نثری مسجع و هموار میرسیم.
میدانیم که پولس، رسول امت ها است (رومیان 11: 13) پس سرودن یک شعر توسط او، آنهم به زبان آرامی، بسیار بعید می نماید.
4. سرود فیلیپیان یک سرود معتبر نیز میباشد چرا توسط یکی از ارکان کلیسا و مبشرین کلیسای حواریون، که پولس باشد، نقل شده است.

پس به احتمال قریب به یقین این سرود، شعری پولسی نبوده و بنمایه اش به دوران پیشا پولسی و کلیسای حواریون (کلیسای اورشلیم؟) خواهد رسید.
هیچ پاسخی به این مدرک داده نشد.

2. سنن غیر پولسی:
رسالات غیر پولسی نیز همصدا با دگر کتب عهد جدید، به یهوه بودن عیسی اعتراف نموده اند. چنانچه در پست پیشین نوشته بودیم:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
در رسالات غیر پولسی عهد جدید نیز، بارها به یهوه خوانده شدن عیسی روبرو میشود. برای مثال در رساله ی نخست پطرس میخوانیم:حال که چشیدهاید یهوه (عیسی) مهربان است. (اول پطرس 2: 3)
یا در رساله ی کهن یعقوب:پس ای برادران، تا آمدن یهوه (عیسی) صبر پیشه کنید. بنگرید چگونه دهقان انتظار میکشد تا زمین محصول پرارزش خود را بهبار آورد؛ چگونه صبر میکند تا بارانهای پاییزی وبهاری بر زمین ببارد.(یعقوب 5: 7)

(نکته: خوانندگان دقت کنند که ترجمه ی فارسی کتاب مقدس، هم واژه ی "یهوه" و هم واژه ی "سرور" را به "خداوند" ترجمه کرده است چرا که در متن یونانی کلمه ی کوریاس (κύριος) برای هر دو بکار گرفته شده. اما ما از طریق سیاق، نقل قول از عهد عتیق و مقایسه با متن سریانی، قادر به تفکیک کلمات "یهوه" و "سرور" هستیم و چنین نیز کرده ایم)
هیچ پاسخی به این سند داده نشد.

3. سنن پولسی:
گفتیم که پولس نیز در فرازهایی همچون اول قرنتیان 8: 6 یا رومیان 10: 9-13 عیسی را مستقیما "یهوه" نامیده است.
همچنین در جهت اثبات اعتبار پولس رسول و تعلق وی به کلیسای حواریون اسناد زیر را مطرح نموده و نشان دادیم که هم حواریون پولس را تایید کرده اند و هم پولس حواریون را تایید نموده است:

نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
کلیسای مادر حواریون که کلیسای اورشلیم باشد، پولس را "عزیز خود" (اعمال 15: 25) میداند، آنی که " جان خود را در راه نام خداوندمان عیسی مسیح تسلیم کرده" (اعمال 15: 26) پطرس، یوحنا و یعقوب حواری نیز "شاهد فیض عطا شده به پولس بودند و دست رفاقت به وی دادند" (غلاطیان 2: 9)

از طرف دیگر، پولس تفاوتی بین تعالیم خویشتن و حواریون ندیده (اول قرنتیان 15: 11) و حواریون (پطرس، یوحنا و یعقوب) را "ارکان کلیسا" (غلاطیان 2: 9) و دسته ی مافوق کلیسا (1 قرنتیان 12: 28) میخواند. او با حواریون رفت و آمد داشته (اعمال 9: 28)، به آنها ملحق میشود (اعمال 9: 27) و از آنها تعلیم میگیرد (1 قرنتیان 15: 3). میدانیم که پولس 15 روز را با پطرس و کلیسای اورشلیم به سر برده (غلاطیان 1: 18) و سپس با برنابا، از خادمین برجسته ی کلیسای حواریون (اعمال 11: 22) همسفر و همخدمت میشود (اعمال 13: 2-3) و سپس برای حل اختلافات با مسیحیان یهودگرا باز به کلیسای مادر حواریون (شورای اورشلیم) برگشته و باز با استقبال و تایید حوارین و مشایخ روبرو میشود (اعمال 15) او چنان با پطرس حواری نزدیک بوده که از نصیحت به وی، خوداری نمیکند (غلاطیان 2: 11). رسالت پولس توسط لوقای انجیل نگار (اعمال 9: 3-16)، حنانیا (اعمال 9: 15-17)، نویسنده ی رساله ی دوم پطرس ( 2پطرس 3: 15) و از همه مهمتر توسط خداوند (اعمال 9: 15) تایید شده است.
هیچ پاسخی به این اسناد داده نشد.

با این حال جناب سپهر در عوض از فرازهایی از عهد جدید استفاده کردند تا رسالت پولس را زیر سوال ببرند.
ایشان ادعا کردند که پولس در فراز غلاطیان 1: 6-10 حواریون را لعنت میکند. این در صورتیست که فراز مد نظر، نه از حواریون لکن از معلمین کذابی سخن میگوید که تعالیمی متفاوت از انجیل مسیح و تعالیم پولس و کلیسا داشته اند. این معلمین کذاب توسط حواریون نیز محکوم گشته اند (اعمال 15: 24). دقت شود که پولس، تعالیم خود را در راستای تعالیم حواریون میدیده:به هرحال، خواه من خواه آنان (=رسولان مسیح) ، همین پیام را وعظ میکنیم و همین است پیامی که به آن ایمان آوردید. (اول قرنتیان 15: 11)

پس چون یعقوب و پِطرُس و یوحنا که مشهور به ارکان بودند فیضی را که نصیب من شده بود مشاهده کردند، به من و برنابا دست رفاقت دادند و توافق شد که ما نزد غیریهودیان برویم و آنان نزد یهودیان. (غلاطیان 2: 9)

سپس گفته شد که در محاکمه های پولس سخنی از مسیحی بودن او و ایمانش به عیسی نشده است.
در صوریست که دقیقا بالعکس، اگریپاس در محاکمه ی پولس میگوید:آگْریپاس به پولُس گفت: «به همین زودی میخواهی مرا مسیحی کنی؟» پولُس در پاسخ گفت: «از خدا میخواهم که دیر یا زود، نهتنها شما، بلکه همۀ کسانی که امروز به من گوش فرامیدهند، همانند من گردند، البته نه در زنجیر!» (اعمال 26: 28-29)
حواریون نیز اعلام میدارند:پس ما یکدل چنین مصلحت دیدیم که مردانی برگزینیم و آنها را همراه عزیزان خود، برنابا و پولُس، نزد شما بفرستیم، همراه کسانی که بهخاطر نام خداوند ما عیسی مسیح، جان برکف نهادهاند (اعمال 15: 25-26)
سپس گفته شد که تعلیم پولس، مبنی بر "نجات از طریق ایمان و نه شریعت" در تضاد با تعالیم عیسی و حواریون قرار دارد.
این در صورتیست که کلیسای حواریون، پطرس و یعقوب این تعالیم را بروشنی تایید می کنند:روحالقدس و ما(=کلیسای حواریون) مصلحت چنین دیدیم که باری بر دوش شما(=شریعت و سنن یهود) ننهیم. (اعمال 15: 25)
پطرس نیز با بیانی هرچه شیواتر آموزه ی "نجات از طریق ایمان و نه شریعت" را تایید می کند:پس رسولان و رهبران گرد آمدند تا به این مسئله رسیدگی کنند. پس از مباحثۀ بسیار، سرانجام پِطرُس برخاست و بدیشان گفت: ... پس حال چرا خدا را میآزمایید و یوغی بر گردن شاگردان مینهید که نه ما قادر به حملش بودیم، نه پدران ما؟ زیرا ما ایمان داریم که به فیض خداوندْ عیسی است که نجات یافتهایم، چنانکه ایشان نیز.» (اعمال 15: 6-7 و 11-10)
جناب سپهر اشتباها عرض نمودند: " پولس هیچ پشتوانه ای در اناجیل ندارد و هیچ کس جز خود او از هاله نوری که دیده است"
در صورتی که پولس توسط حواریون و مشایخ کلیسای اورشلیم (اعمال 15: 25 ؛ اعمال 15: 26 ؛ غلاطیان 2: 9) لوقای انجیل نگار (اعمال 9: 3-16)، حنانیا (اعمال 9: 15-17)، نویسنده ی رساله ی دوم پطرس ( 2پطرس 3: 15) و از همه مهمتر توسط خداوند عیسی (اعمال 9: 15) تایید شده است.

« استدلال هایی در جهت اثبات یهوه بودن عیسی»

1. کسی آفریننده است، «اگر و فقط اگر» یهوه باشد. (اشعیا 44: 22 ؛ نحمیا 9: 6)
2. عیسی آفریننده است. (یوحنا 1: 3 ؛ کولسیان 1: 16 ؛ عبرانیان 1: 2 ؛ قرنتیان 8: 6)
3. عیسی یهوه است ( 1 و 2)



1. «اگر فقط» یهوه باشی ، «آگاه» ایلیا و نبی موعود راه را برایت باز خواهد کرد. (ملاکی 3: 1 ؛ ملاکی 4: 5 ؛ اشعیا 40: 3)
2. عیسی خود را آنی میدانست که ایلیا و نبی موعود راه را برایش باز خواهد کرد. (لوقا 7: 27 ؛ یوحنا 1: 6-7، 23 ؛ مرقس 1: 2-4، 7-8 ؛ لوقا 1: 17 ؛ متی 17: 10-13)
3. عیسی خود را یهوه میدانست ( 1 و 2)

در پاسخ عرض کردند:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
کجای این آیات گفته شده است هر کس آسمان و زمین را خلق کند یهوه است؟؟؟ یا آنکه کسی آفریننده است، «اگر و فقط اگر» یهوه باشد؟؟ در این آیات تنها گفته شده است که یهوه به تنهایی آسمان و زمین را خلق کرد. و ما هم آن را قبول داریم!

شما گویا گمان کرده اید، مخاطبان شما از یک مراجعه ساده به کتاب مقدس هم ناتوانند؟ در کدام این آیات استنباط شما در مورد «اگر فقط» یهوه باشی ، «آنگاه» ایلیا و نبی موعود راه را برایت باز خواهد کرد، قابل استخراج است؟؟؟ بنده عرض می کنم! دقیقا هیچ کدام!!!
قرار هم نبود تا در آیات مد نظر از عبارت «اگر و فقط اگر» استفاده ای شود!!
«اگر و فقط اگر» (if and only if) عنوان نوعی گزاره ی شرطی است که در آن تالی لزوما به مقدم می انجامد.
در زبان ساده در اینگونه گزاره ها، یک خصیه یا یک معلول، منحصر به یک شخص/چیز دانسته شده. یعنی خصیه ی مد نظر به تنهایی در آن شخص دیده میشود.

برای مثال میدانیم که اوباما، به تنهایی رئیس جمهور وقت آمریکا است، یا در زبانی دیگر: "رئیس جمهور بودن وقت آمریکا" خصیه ای منحصر به فرد اوباما میباشد؛ پس در گزاره ای شرطی میتوان گفت:"کسی رئیس جمهور وقت آمریکا هست، اگر و فقط اگر اوباما باشد"
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به این مقاله از دانشنامه ی فلسفه ی استنفورد:
http://plato.stanford.edu/entries/logic-conditionals/
و این مقاله از ویکی پدیا:
http://en.wikipedia.org/wiki/If_and_only_if

به همین سان، در اشعیا 44: 24، خصیه ی "آفریننده بودن" یا "وجود در زمان آفرینش هستی" به تنهایی به یهوه نسبت داده شده:
خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین میگوید: من یهوه هستم وهمهچیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن کردم و با من که بود.

همچنین نحمیا (فراز 9: 6)، نویسنده ی رساله ی عبرانیان (عبرانیان ۲ : ۱۰)، پولس رسول (اول قرنتیان 8: 6 ؛ اعمال 17: 24) و فیلو (On the Creation , I , 6) تمامی آفرینش را منتسب به یهوه دانسته اند، یعنی یهوه را تنها آفریننده دانسته اند. همچنین چنانچه Ralph P. Martin عهدین پژوه نامدار در کتابش با عنوان Where Christology began: مینویسد یهودیان دوران مسیح، بدون هیچ چون و چرایی بر این باور بودند که خدا تنها آفریننده ی هستی میباشد (صفحه ی 129 ، چاپ نخست)
خود جناب سپهر نیز در دیباچه ی پستشان نوشتند: به نام یگانه خالق کل هستی !!

پس در زبان منطق شرطی میتوان گفت:"کسی آفریننده است «اگر و فقط اگر» یهوه (خدای راستین) باشد"
فراز های مد نظر از ملاکی و اشعیا (در مورد باز کردن راه برای یهوه توسط نبی موعود) نیز به قرار فوق میباشند. البته در آنها مستقیما گفته نشده که نبی موعود، راه به به تنهایی برای یهوه باز خواهد کرد، اما از سیاق مشخص است که یهوه برآن است تا به تنهایی بیاید (دقت شود که نام اشخاص بخصوص دیگری که با یهوه خواهند آمد برده نشده). گویا بگوییم "اوباما رئیس جمهور آمریکا است". با اینکه از واژه ی "به تنهایی" استفاده نکرده ایم، اما مشخص است که منظور "اوباما تنها رئیس جمهور آمریکا است" میباشد.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
اولا اینجا و در آیات قبلی اثری از آثار عیسی نیست! بلکه صحبت از کلمه است!
برای بی انصاف ترین مفسران نیز مشخص خواهد بود که منظور از "کلمه" در باب نخست انجیل یوحنا، همانا عیسی است: در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود.و كلمه جسم گرديد و ميان ما ساكن شد، پُر از فيض و راستي؛ و جلال او را ديديم، جلالي شايسته پسر يگانه پدر. و يحيي بر او شهادت داد و ندا كرده، ميگفت: «اين است آنكه درباره او گفتم آنكه بعد از من ميآيد، پيش از من شده است زيرا كه بر من مقدّم بود.» (یوحنا 1:1 و 14-15)
نقل قول:
ثانیا گفته شده است همه چیز به واسطه کلمه خلق شد؟
سوال این است که همه چیز را چه کسی به واسطه کلمه خلق کرد؟ و پاسخ روشن آن این است: خداوند(یهوه)
شما از آیه فوق نتیجه گرفته اید که: عیسی آفریننده است! در حالیکه این آیه هیچ اشاره به عیسی ندارد و اشاره می کند که کلمه، واسطه خلقت است!
نخست آنکه: قضیه ی وساطت کلمه در آفرینش تاثیر و پیوندی به استدلال ما ندارد. دقت شود که گزاره ی نخست استدلال بیان میدارد که در عمل آفرینش، کس و چیزی جز یهوه شراکت(فعالیت) نداشته. گزاره ی دوم بیان میدارد که کلمه در آفرینش شراکت داشته (حال این شراکت میتواند هم به صورت فاعل واسط باشد یا فاعل اصلی) پس کلمه، لزوما میبایست یهوه باشد.

دوم آنکه: تفسیر شما از وساطت "کلمه" در آفرینش با الاهیات مسیحی-یهودی همسو نیست .شما همچون آرینست ها و مورثانشان: به اصطلاح "شاهدین یهوه"، تصور کرده اید که یهوه خدا به صورت "فاعل اصلی" و "منشأ" آفرینش عمل میکند و از "کلمه اش" به عنوان وجودی مجزا و "یک وسیله ی واسط" سود میجوید. درواقع شما فعالیت اصلی آفرینش را به یهوه نسبت داده اید و وساطت را به یک وجود یا یک "وسیله ی واسط" متفاوت دیگری.

این در صورتیست که در الاهیات یهودی-مسیحی (بخصوص الاهیات قرن اول م.) هم فعالیت اصلی در آفرینش (منشأ بودن) و هم وساطت به یک وجود، به یک خدا، و به یک یهوه نسبت داده شده اند.بجا بود خدا که همهچیز برای او و بهواسطهی او وجود دارد، برای اینکه پسران بسیار را بهجلال برساند، قهرمانِ نجات ایشان را از راه تحمل رنج، کامل گرداند. (عبرانیان ۲ : ۱۰)

«چه کسی تا کنون چيزی به خدا بخشيده که بخواهد از او عوض بگيرد؟» زيرا همهچيز از او، و بهواسطهی او، و برای اوست. او را تا ابد جلال باد. آمين. (رومیان ۱۱ : ۳۶)


سوم آنکه: "دیا" (διά) واژه ی یونانی است که در آیه ی یوحنا 1: 3 به "واسطۀ" ترجمه شده است. این واژه لزوما به معنای واسطه گری نیست و میتوان بار معنایی "فعالیت اصلی" را نیز حمل کند:
بدو گفتند: «در بيت لحمِ يهوديّه زيرا كه از (διά) نبي چنين مكتوب است» (متی 2: 5)
امّا بهت و حیرت بر همه مستولی شده بود، و عجایب و آیات بسیار بهدست(διά) رسولان بهظهور میرسید. (اعمال 2: 43)
پس بر اساس سه فرنود فوق، پابرجایی گزاره ی دوم استدلامان نیز تایید گشته و نتیجه ی "عیسی یهوه است" از استدلال مد نظر و سیاق یوحنا 1: 1 لزوما استخراج میگردد.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
حال واقعا بفرمایید قیاس طوطی کچل از این بابت از دید شما درست است یا خیر؟

1.همه کچل اند، اگر و فقط اگر از شیشه روغن ریخته باشند!
2.این درویش، کچل است!
3. پس لاجرم این درویش از شیشه روغن ریخته است!!!!
گویا میبایست بخش حجیمی از این گفتگو را به یاد دادن منطق و طرز استدلال کردن به شمای عزیز صرف نمود!

به هر روی، بله، استدلال فوقتان یک قیاس کامل و خالی از خرده است. (چرا که در چنین گزاره ی "اگر و فقط اگری" مقدم، لزوما تالی را می انجامد. تالی شما "ریختن روغن است" که در گزاره ی دوم صادق دانسته شده. پس مقدمتان که "کچل بودن" باشد نیز میبایست صادق باشد (گزاره ی 3) )

«یهوه بودن عیسی در تارگوم و عهد جدید سریانی»

جناب سپهر گرامی، بسیار علاقه دارند تا همه چیز بر اساس ملاک های ایشان باشد:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
گذشته از اینکه، چند بار عرض کردم، نامه های پولس برای من ملاک نیست
البته بالطبع ایشان هیچگونه ملاکی برای ما محسوب نمیشوند، چرا که یگانه ملاک ما "سند و استدلال" است. با این حال برای روند گفتگو و نشان ضعف استدلالی ایشان، بنده دو سند برای اثبات یهوه بودن عیسی، مبنی ملاک های خود جناب سپهر مطرح نمودم.
این دو ملاک، نخست استدلال ایشان از تارگوم بوده و دوم اعتبار قائل شده برای ترجمه ی سریانی.

در باب تارگوم پیشتر نوشتیم که:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
جناب سپهر نوشته بودند:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر
همانطور که اشاره شد در ترجمه تارگوم(Targum) تورات که متعلق به حدود 5 قرن پیش از میلاد مسیح است، در فراهای متعدد تورات واژه الوهیم به "کلمه یهوه" ترجمه شده است!
ولو دوستمان تارگوم را ترجمه تفسیری بدانند، مهم این است که یهودیان زمان عیسی مسیح همواره در مراسم تورات خوانی یکبار تورات را می خواندند و یکبار تارگوم(همان واژه عربی "ترجم" به عبری) را می خواندند! . لذا اهمیت این ترجمه و مفاهیم آن در میان یهودیان مشخص می گردد. و مشخص می گردد که در ادبیات یهودیان زمان عیسی مسیح، الوهیم نه تنها لزوما خدا نیست، بلکه "کلمه یهوه" قلمداد می شد و به بسیاری از موجودات و انسانها هم عنوان الوهیم داده می شد.
در زبان ساده ایشان اینگونه استدلال کرده اند:
  1. در تارگوم، الوهیم در برخی مواقع به کلمه ی یهوه ترجمه شده.
  2. پس کلمه ی یهوه = الوهیم.

ما هم از همین استدلال ایشان استفاده کرده و میگوییم:
  1. در تارگوم، یهوه نیز در برخی مواقع به کلمه ی یهوه ترجمه شده است. (تارگوم یوناتان پیدایش 19: 24 ؛ تارگوم اورشلیم 22: 14 ؛ تارگوم انکلوس پیدایش 28: 20)
  2. پس "کلمه ی یهوه" = "یهوه".
در نتیجه "تئاس بودن" کلمه ی یهوه در فراز 1: 1 میبایست به معنای راستین خدا باشد.
هیچ پاسخی به این موضوع داده نشد.


سند دوم ما که بر اساس "ملاک های جناب سپهر" بوده، یهوه (ماریا) خوانده شدن عیسی در فرازهای مختلفی از عهد جدید سریانی میباشد. ایشان در جواب سه پاراگراف بس بیمایه، با چنته ای هرچه خالی تر از فرنود، فرستادند:

نقل قول:
دوست ما در راستای اینکه احتمالا امیدوارند در پرش از این ستون به ستون دیگری فرجی بیابند، بحث مفصلی از وجود یهوه در عهد جدید سریانی نمودند.
اولا کلا بحث ما در این تاپیک در مورد عهد جدید یونانی است و بنده تا آنجا که می دانم، جناب فیلیپ از معتقدین به تقدم یونانی، عهد جدید است! اینکه ایشان یکباره و جهت جستن فرجی به توصیه بنده، به عهد جدید سریانی روی آورده اند، البته از دید بنده بسیار مبارک است! چرا که بنده نیز اناجیل سریانی را در مجموع اصیل تر از اناجیل یونانی می دانم. اما چه کنیم که عموم کارشناسان کتاب مقدس، چنین نظری ندارند و عهد جدید یونانی را اصل می دانند.
به هر روی در این بحث، بنای ما استناد به عهد جدید یونانی بود و در هیچ فرازی از عهد جدید یونانی، اصلا واژه یهوه به کار نرفته است که حالا بخواهد به عیسی مسیح اطلاق شده باشد. و اگر ایشان مثل من، فکر می کند که متن عهد جدید سریانی درست تر است، با حذف بیش از 200 مورد نام خاص "یهوه" در عهد جدید یونانی و تمام ترجمه های عهد جدید پس از آن (غیر از معدودی در صد سال اخیر) چه می کنند؟؟؟
پس بار دیگر همان مدعای ما که وجود تحریف در ترجمه های کتاب مقدس است ثابت می گردد! دقت کنید همانطور که جناب فیلیپ به درستی گفتند، نام یهوه یک نام خاص است و به هیچ روی در ترجمه نباید عوض شده و یا حتی جانشین شود و اگر جانشین شود باید به گونه ای جایگزین شود که با هیچ واژه دیگری مشابه نباشد!!! چنانکه می بینیم در ترجمه ها این واژه با واژه کوریوس جانشین می گردد و یهوه تفاوت خود را حتی با ارباب و دامادها در عهد جدید از دست می دهد!!!

اما گذشته از این بحث، اگر بخواهیم به عهد جدید سریانی هم استناد کنیم، پاسخ بنده، باز روشن است.

در هیچ فرازی از اناجیل سریانی نیز واژه یهوه(در سریانی، مریا) برای مولایمان عیسی مسیح به کار نرفته است! آنچه که موجود است در نامه ها و رسائل افزون بر اناجیل و عمدتا در رسالات پولس بدعتگر، چنین واژه ای به کار رفته است! و تازه آن هم در نسخ قدیمی اناجیل سریانی، یعنی Old Syriac موجود نیست! که همین نشان دهند ضعف در نسخ متاخر تر، چون نسخه پشیتا، است. ضمن اینکه بسیاری از نامه ها در نسخ قدیمی پشیتا نیز موجود نیست!

جالب است که دوستمان از بنده درخواست می کند لینک کتابی که نسخ مختلف سریانی را مقایسه کرده است، دو باره بگذارم تا ایشان بتواند در آن به تحقیق بپردازد! چنین به نظر می رسد که دوست ما، دین خود را پیش از تحقیق کافی انتخاب کرده است!!!
اما به هر روی کتابی، که نسخ مختلف سریانی اناجیل را با یکدیگر مقایسه کرده است در این آدرس قابل دست یابی است( و بنده فقط به این دلیل که کتاب اعمال در آن نبود در فرصتی که سیستم به من داد، آن را حذف کردم):

http://books.google.com/books?id=fYw...age&q=&f=false
آخر تا چه حد حملات شخصی و عوام فریبی؟
بنده عرض نمودم که لینک ریفرنستان را بار دیگر بگذارید، نه بخاطر اینکه تحقیق کنم(!) بلکه تا از صحت یا بطالت مدعایتان باخر شوم (معمولا ریفرنس را برای همین کار میگذارند مهربان یارم!)
بنده از عهد جدید سریانی استفاده نمودم نه برای یافتن فرجی برای فرار از استدلالات بس مستحکم! شما بلکه برای اثبات موضوعی از طریق "ملاک های شخصی" خود شما.

عرض کردند که نبود رسالات در ترجمه ی قدیم سریانی نشان عدم اعتبار آنهاست.
این در صورتیست که ما از طریق تفاسیر و آثار اپریم آشوری، مطلعیم که هم کتاب اعمال رسولان و رسالات عهد جدید در ترجمه ی قدیم پشیتا موجود بوده اند. (رجوع کنید به : Brock, Sebastian P. The Bible in the Syriac Tradition (Gorgias Handbooks). New York: Gorgias, 2006. Print. Page 33 و همچنین ر.ک. به آثاری از اپریم آشوری همچون Three Homilies ) پس اعتراضتان از اساس باطل است.

البته خواننده ی فرزانه میبایست دقت کند که تارگوم و عهد جدید سریانی، تنها دو سند فرعی و ثانویه در جهت اثبات یهوه بودن عیسی بوده اند. به اسناد اصلی ما که از خود عهد جدید یونانی و سنن پیشا پولسی، پولسی و غیر پولسی و استدلالات منطقی-کتاب مقدسی بوده اند هیچ پاسخ درخوری داده نشد.

مبحث تئاس و ادامه متون در پست بعدی =»
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
5 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 10-06-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

«معنای بنیادین تئاس و الوهیم»


دیدیم که واژه ی تئاس (و به همین سان: الوهیم) همچون هر واژه ی دیگری، میتواند معانی مختلفی در سیاق های مختلف داشته باشد. با این حال موضوع مورد مناقشه این است که "معنای بنیادین و اصلی" این واژه چیست.
جناب سپهر مدعی شدند که تئاس در معنای بنیادینش، به معنای "خدا" نیست. ایشان هیچ سندی برای این مدعا مطرح ننمودند.
در طرفی دیگر، ما مدعی شدیم که "خدا" در معنای عامش، معنای بنیادین واژه ی "تئاس" (و الوهیم) را در بر میگیرد و برای این مدعا دو سند ارائه دادیم:

1. تعدد استفاده های تئاس و الوهیم به چم "خدا":
در پست پیشین نوشتیم که:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
الوهیم و تئاس در کتاب مقدس، بیش از 90% به معنای "خدا" استفاده شده اند و نه فرشته یا هر معنای غیر-خدای دیگری.
در عهد جدید واژه ی تئاس حدود 1340 بار بکار گرفته شده و تنها حدود 4 بار به معنای غیر-خدا استفاده شده است (یوحنا 10: 34 ، 35 ؛ اعمال 12: 22 ، 1 قرنتیان 8: 5 ؛ دو مورد آخر اگر به معنای "خدایان کذاب" باشند، تعداد معانی غیر-خدا به دو مرتبه کاهش خواهد یافت. همچنین فراز هایی همچون 2 قرنتیان 4:4 مورد مناقشه اند. رجوع کنید به این مقاله از پروفسور Donald E. Hartley )

در زبانی دیگر، واژه ی تئاس در عهد جدید، حدود 99.70 درصد به معنای عام "خدا" استفاده شده است. براستی تا چه حد میتوان بی انصاف بود تا تنها آن 0.3 درصد استفاده از تئاس را، معنای بنیادینش در عهد جدید بدانیم؟
در این باره هیچ پاسخی داده نشد.

سپس سوالی پرسیدیم:
نقل قول:
هم اکنون از جناب سپهر تقاضا دارم که پاسخ این سوال را بدهند: الوهیم و تئاس ،به طور قاطع، چند مرتبه به معنای "حاکم" یا "فرشته" بکار گرفته شده اند؟ آیا از 10 20 مورد تجاوز خواهند کرد؟ نسبت آن با "الوهیم به معنای خدا" چه مقدار است؟
در این باره نیز هیچ پاسخی دریافت ننمودیم.


2. اگر این واژه ها به معنای خدا نیستند پس چه واژه های دیگری به این معنا اند؟:

در باب تئاس گفتیم:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
سند دوم ما در جهت اثبات "معنای بنیادین تئوس/الوهیم=خدا" سوال ساده و کارساز فوق است.

براستی اگر معنای بنیادین تئاس، خدا نیست، پس چه واژه ی یونانی دیگری این معنا را به دوش خود می کشد؟ در عهد جدید هر جایی که از معنای عام "خدا" استفاده شده، بلااستثناء واژه ی تئاس نیز در آنجا به چشم میخورد.
و این قضیه میتواند محکمترین دلیل بر موضع ما باشد.
در این باره هیچ پاسخی ارائه ندادند.

در باب الوهیم نوشتیم:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط فیلیپ
الوهیم نیز به همین سان: اگر الوهیم به معنای "خدا" نیست، پس چه واژه ی دیگری این معنا را میدهد؟
شاید در پاسخ بتوان واژه ی "ال" אל را پیشنهاد داد (که احتمالا با خود الوهیم هم ریشه است). حال با کتب اول پادشاهان، دوم پادشاهان، روت، عزرا یا عاموس چه خواهید کرد که از واژه ی "ال" استفاده نکرده اند؟
از قضا در این باره پاسخی دریافت کردیم!
ایشان عرض نمودند که واژه ی اله (אלה) مترادف "خدا" در عهد عتیق میباشد.
(البته میبایست متذکر شد که واژه ی اله אלה در اتیمالاجی َش (Etymology) احتمالا حالت آرامی ریشه ی ا-ل-ه بوده و اصلا واژه ای عبری نمیباشد. در هر صورت) این واژه تنها در 10 درصد کتب عهد عتیق استفاده شده است. پس 90 درصد باقی چه؟
ایشان در جواب گفتند که تمامی "الهیک" (אלהיך) ها در واقع همان "اله" با پسوند مالکیت (Possessive suffix) دوم شخص جمع יך میباشند. این در صورتیست که پسوند יך تنها به حالت جمع اسامی میپیوندد. یعنی این پسوند نمیتواند به واژه ی مفرد اله (אלה) بچسبد و میبایست به حالت جمع آن که که אלה (اله) + ים (ایم- پسوند جمع) یا همان אלהים (الهیم) باشد بپیوندد. پس میبینیم که همچنان به واژه ی الهیم (אלהים) رسیدیم! و تمامی "الهیک" ها نیز نمتوانند چیزی جز الهیم + پسوند مالکیت دوم شخص جمع باشند.

البته دقت کنید که حتی اگر تمامی الهیک ها نیز همان اله+پسوند مالکیت باشند، همچنان موضع ما پابرجاست و متناقض بودن "ملاک های" جناب سپهر آشکار میگردد!
ایشان برای نشان اینکه تئاس در یوحنا 1:1 به معنای خدای راستین نمیباشد، استدلال کردند که:
1.(بر اساس باور جناب سپهر: ) الوهیم به معنای خدا نیست.
2. الوهیم در ترجمه ی هفتاد (سپتواجنت/سبعینه) به تئاس ترجمه شده.
3. پس تئاس به معنای خدا نیست.

حال اگر "الهیک" ها نیز همان "اله" باشند و اگر آنها نیز (بر اساس ادعای ایشان، بیش از هزار مرتبه!) به تئاس ترجمه شده باشند پس میتوان استدلال کرد که:
1. (بر اساس باور جناب سپهر: ) اله به معنای خدا است.
2. اله در ترجمه ی هفتاد به تئاس ترجمه شده.
4. پس تئاس به معنای خدا است!

و این میشود تناقض اندر تناقض در "ملاک ها" و استدلال های دندان-شکن سپهر گرامی.
حال راه حل این تناقض دوستمان چیست؟ جز این است که میبایست گزاره ی اول استدلال اول را اصلاح کرده و الوهیم را به معنای عام خدا بدانند؟

ایشان سپس نقل قولی از دیکشنری Theological Dictionary of the New Testament آوردند. جدای اینکه این عملشان مغالطه ی توسل به مرجع (Argument from authority) و نقل خارج از سیاق (contextomy) بوده، با این حال توجهتان به این جدول از همان دیکشنری و همان مدخل جلب میکنم که "خدا" را تنها معنی (اصلی/بنیادین) "تئاس" و مشتقات آن دانسته است. (فرتور به کتاب لینک شده است) (همچنین کل مدخل در سیاق کتاب خوانده شود):



سپس پرسیدند که آیا تفاوتی میان تئاس با حرف تعریف (ها تئاس، تون تئاس τὸν θεόν) و تئاس بدون حرف تعریف، در آیه ی یوحنا 1:1 وجود دارد یا خیر؟
پاسخ: در معنایشان خیر (هر دو به معنای خدایند!)، اما در طرز استفاده یشان آری. دقت شود که عبارت " تئاس اِن θεὸς ἦν" (خدا بود) نهاد آیه (ی "کلمه خدا بود") بوده و عدم وجود حرف تعریف پیش از آن نشان از آن دارد که این نهاد نمیتواند به صورت گزاره ی جمله بکار گرفته شود (یعنی نمیتوانید بگویید: خدا کلمه بود) (چنین ساختار گرامری در اولیوحنا ۴ : ۸ نیز مشهود است. در این فراز میخوانیم: "خدا محبت است" اما از آنجایی که گزاره ی جمله حرف تعریف ندارد، پس نمیتوان گفت: محبت خدا است!)
به این خاطر، تئاس بدون حرف تعریف در این آیه، به همان معنای "خدا"، اما در ژانر متفاوتی بکار گرفته شده. در واقع "تئاس" در اینجا به صورت "کیفی" ، "ذاتی" universal یا second substance استفاده شده است که میشود: "ذات خدا". در زبانی دیگر منظور یوحنا این بوده که "طبیعت" و "ذات" کلمه هرآنچه بوده که خدا بوده (ترجمه ی Complete Gospels). (نه اینکه شخص کلمه و شخص خدا(ی پدر) در یک انطباق دو طرفه قرار داده شوند) (در این باره رجوع کنید به این نوشتار از دوست ارجمندم جناب شاهپور برنابا جوینده، و این مقاله از پروفسور جمیز وایت، متخصص و زبان شناس کتاب مقدس)


«نتیجه گیری»


در این پست با توسل به چندین سند متفاوت نشان دادیم که عیسی، در کتاب مقدس، مسیحیت اولیه ی و از همه مهمتر در سیاق یوحنا 1:1 یهوه خداوند، خدای راستین، دانسته شده است. دلایلمان به قرار زیر بودند:


  1. یهوه خوانده شده عیسی در سنن پیشا-پولسی
  2. یهوه خوانده شده عیسی در سنن پولسی
  3. یهوه خوانده شده عیسی در سنن غیر پولسی
  4. دو استدلال کتاب مقدسی-منطقی در جهت اثبات یهوه بودن عیسی
  5. اثبات یهوه بودن عیسی از طریق تارگوم و عهد جدید سریانی
و بر اساس دو سند زیر نشان دادیم که معنای بنیادین تئوس(و الوهیم) همانا "خدا" است:

  1. تعدد استفاده های تئاس (و الوهیم) به معنای عام خدا.
  2. اگر تئاس و (الوهیم) به معنای خدا نیست پس چه واژه ی دیگری به این معناست؟
همچنین با استقرار چند ردیه ی مستقل بر مدعاهای سپهر گرامی، ضعف موضع ایشان؛ با نشان مغالطات ، ضعف استدلالی ایشان و با نشان خوداریشان به پاسخگویی به بخش حجیمی از استدلالاتمان، ضعف دانش و استناد ایشان را نشان داده و بنگرم بعد استدلالی این گفتگوی پر ثمر و لذت بخش را به انجام رساندیم.



برکت خدا و تئاسمان ، یهوه عیسی با شما باشد!


بدرود.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )


ویرایش توسط پیرهاید : 10-23-2009 در ساعت 02:29 PM دلیل: درخواست فرستنده
فیلیپ آنلاین نیست.  
4 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 10-06-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

پیرامون سوالات خوانندگان، شخص ثالث و زمان اتمام گفتگو:

بر اساس شرایط حاکم بر گفتگویمان، بنده توصیه میکنم که این گفتگو تنها در دو راند دیگر ادامه یابد. یعنی در راند بعدی پست ها و ردیه هایمان را بنویسیم و در راند دوم نتیجه گیریمان را بکنیم.

از شرکت شخص ثالث و پرسیدن سوال توسط خوانندگان نیز استقبال میکنیم، در صورتی که:
1. سوالات پس از اتمام گفتگو مطرح شوند.
2. من و شما (طرفین گفتگو) اجازه ی رد یا پاسخ به جواب های یکدیگر را نداشته باشیم.

آرزوی بهترین ها؛
فیلیپ.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
6 كاربر از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 10-31-2009  
عضو فعال انجمن مسیحیت

 

تاریخ عضویت: Jul 2009
نوشته ها: 209
امتیاز: 629
تشكرها: 195
619 بار در 197 پست تشكر شده
فیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished roadفیلیپ is on a distinguished road
پیش فرض

حدود 25 روز میباشد که پاسخی از جناب سپهر دریافت نکرده ایم.
بر این اساس تصور میشود که ایشان تمایلی به ادامه گفتگو ندارند.

به این ترتیب ما آمادگی خود را برای پاسخگویی به دو یا سه سوال از خوانندگان اعلام میکنیم. همچنین از مدیریت درخواست داریم تا پس از اتمام پرسش و پاسخ، تاپیک را قفل نمایند.

همچنین با اجازه از جناب سپهر و مدیریت تالار، این گفتگو به وبلاگ عیسی تاریخی لینک خواهد شد.

با کمال سپاس و احترام؛
فیلیپ.
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )

فیلیپ آنلاین نیست.  
كاربر زير از فیلیپ به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
 

ارسال و ثبت لینک این تاپیک در سایت های دیگر ( = افزایش بازدید از تاپیک و جذب کاربر)

برچسب ها
یهوه, کتاب مقدس, الوهیم, تحریف, خدا, خداوند
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است



اکنون ساعت 07:34 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

-- English-US -- فارسی

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
زبان فارسی توسط MPF، اصلاح و تغییر توسط ™Metalik
مسئوليت مطالب و نظرات كاربران، به عهده خود آنان است و لزوما نظر انجمن نيست.