This is Google's cache of http://www.iran-far.com/showthread.php?p=506082. It is a snapshot of the page as it appeared on Aug 10, 2010 12:16:32 GMT. The current page could have changed in the meantime. Learn more

Text-only version
These search terms are highlighted: بحث در مورد آیا ائمه شیعه معصومند  
بحث در مورد آیا ائمه شیعه معصومند؟ - از مباحث حلقه معرفت - صفحه 2 - انجمن فرهيختگان ايران

بازگشت   انجمن فرهيختگان ايران > انجمن اديان > اسلام > فرق و مذاهب اسلامی > شیعه‌شناسی

 
 
ابزارهای موضوع
قدیمی 03-22-2010  
سپهر
کارشناس انجمن ادیان

 
سپهر آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 512
امتیاز: 2427
تشكرها: 1,069
2,417 بار در 500 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام و درود بر دوستان و جناب لاچینی،

همچنین عرض تبریک نوروزی،

1- بنده ادعایی کردم و بر سر آن هستم:

مخاطب در انتهای آیه با ابتدای آن متفاوت است و تغییر کرده است!

چرا که ضمیر در ابتدا و انتهای آیه فرق می کند، آیا شما این موضوع را رد می کنید؟

بنده احادیث دال بر این موضوع که آیه شان نزول متفاوتی دارد و احادیث دال بر اینکه این آیه در شان آل ابا است را قرینه ای برای این موضوع آوردم نه دلیلی برای آن. لذا اصل دلیل قرآنی است و نه روایی.

دوست من اگر می پذیرید که مخاطب در انتهای آیه با مخاطب در ابتدای آن تغییر کرده است، پس باید از قرینه هایی از خود قرآن دریابیم که منظور از اهل البیت کیست.

و تنها پاسخ اهل بیت خضرت ابراهیم هستند.

که از قضا بنا بر استدلالی که کردم اهل تنها یکی از بیوت ذکر شده در آیه است! یعنی خانه فاطمه و پدرش و همسرش و فرزندانش!

البته توجه دارید که، بنده در این میان عصمت همه انبیاء از صلب ابراهیم را نیز ثابت کرده ام.

دوست ما در میان بحث، مدعیاتی کرد که ابدا جایگاهی در استدلال قرآنی بنده نداشت! مثلا:

پذیرفتنی نیست که آیات قران به صورت شانسی و الله بختکی در کنار هم چیده شده باشند.
یا
اگر بر فرض محال و با استناد به هفت میلیون حدیث نسبت داده شده به پیامبر...
یا
هر گروهی ، پیامبری را که الله برای پیام رسانی برگزیده اند با الله عوضی گرفته اند.
یا
معصوم ( نیست در جهان به جز الله )


چنانکه قابل درک است، پایه هیچ یک از ادعاها و مفروضات فوق در استدلال ما نیست! ضمنا بر چه مبنایی پاکی از گناه را تنها یک صفت حضرت پروردگار می دانید؟

به دوستمان توصیه می کنم به استدلال محکم قرآنی ما بیشتر توجه کنند و راه تبعیت از ظن و گمان را پیش نگیرند! چرا که اساسا این توصیه قرآن است:
نقل قول:
و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمانِ [خود] را پيروى نمى‏كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‏] حقيقت هيچ سودى نمى‏رساند. (53:28)
دوست ما از دید خودشان فرض محالی کردند و قبول کردند که منظور از پاک شدگان اهل بیت حضرت ابراهیم و در زمان نزول آیات، اهل بیت پیامبر اسلام است، سپس چند ایراد کردند:

نقل قول:
الف. منظور از اهل البیت چیست ؟ پاسخ : مشخصا خانواده پیامبر مطرح است و امامان اول و دوم و سوم چون خانواده جداگانه ای داشتند یعنی جدا از پیامبر زندگی می کردند و حضرت علی متکفل آنها بود جزو آل یعنی خاندان پیامبر هستند نه خانواده پیامبر. شیعیان به هنگام صلوات فرستادن می گویند : اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم که منظورشان از آل محمد ، امامان معصوم است و اگر قرار بود که منظور از اهل البیت نیز امامان معصوم باشد در اینصورت می گفتند : اللهم صل علی محمد و اهل البیت محمد و عجل فرجهم.
خیر، همانطور که عرض کردم منظور از اهل البیت، اهل بیت حضرت ابراهیم است!
امام اول که خود مستقیما اهل بیت حضرت ابراهیم است و همچنین داماد پیامبر اسلام است، امام دوم و سوم هم مثل حضرت یعقوب که نوه حضرت ابراهیم بود و در آیه مذکور اهل بیت ابراهیم دانسته شده بودند، به طریق مشابه اهل بیت حضرت محمد هستند، معنی اهل بیت لزوما زندگی در یکجا برای تمام عمر نیست! بلکه نسبت خانوادگی است! آل و اهل نیز از یک ریشه هستند!

نکته بعدی:
نقل قول:
ب. چر الله رحیم و رحمان پارتی بازی می فرمایند و تنها می خواهند خانواده پیامبر را پاک کنند و پلیدی را از آنها دور کنند ، مگر ما را خلق نفرموده اند؟ مگر به ما کرامت عطا نفرموده اند؟ پاسخ : الله می خواهند که همه پاک شوند و از پلیدیها دور بمانند و فرقی میان بندگان خود نمی گذارند. این انسانها هستند که گروه گروه شده اند و هر گروهی ، پیامبری را که الله برای پیام رسانی برگزیده اند با الله عوضی گرفته اند.
دوست من، این سوال، سوال خوبی است، اما به بحث ما ربطی ندارد! خداوند اراده فرموده است که برخی را برخی دیگر برتری دهد!
نقل قول:
وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى‏ بَعْضٍ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً (17:55)
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجات‏(2:253)
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏(4:34)
وَ لَقَدْ آتَيْنا بَني‏ إِسْرائيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمينَ (45:16)
انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضيلاً (17:21)
و جان کلام در این آیه آمده است:

نقل قول:
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (32)
آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟ ما [وسايل‏] معاشِ آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرده‏ايم، و برخى از آنان را از [نظر] درجات، بالاتر از بعضى [ديگر] قرار داده‏ايم تا بعضى از آنها بعضى [ديگر] را در خدمت گيرند، و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏اندوزند بهتر است. (43:32)
لذا اساسا اینکه خدا چرا به بعضی رحمت افزونی کرده است به ما بندگان ربطی ندارد!!! خدابنی اسرائیل را بر همه عالمیان برتری داد! چرا چنین کرد؟؟ با نهایت احترام ما مسئول تقسیم رحمت پروردگار نیستیم!

نقل قول:
ج. آیا اگر کسی پاک شود و از پلیدی به دور باشد معصوم ( نیست در جهان به جز الله ) است؟ پاسخ : با توجه به تعریفی که از معصوم از طرف مدعیان معصومیت ارائه شده است ، خیر.
بنده از معصوم همان تعریفی را ارائه کردم و می کنم که در این آیه ذکر شده است، یعنی اراده خداوند بر زدودن پلیدی ها و ناپاکیها از آنان و پاک کردن آنان به شیوه ویژه و خاصی. نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر!

نقل قول:
د. آیا صرفا خواست و اراده الله باعث خواهد شد که همه هدایت شوند؟ پاسخ : البته که الله می خواهند همه انسانها هدایت شوند ولی به انسانها نیز در این دنیا آزادی عطا فرموده اند و شیطان نیز می خواهد که همه گمراه شوند
عرض می شود، معصوم بودن، به معنی عدم اختیار نیست! معصومین اختیار دارند و می توانند گناه کنند ولی خدا اراده کرده است که پلیدی از آنها در این دنیا دور باشد، این دو با یکدیگر تضادی ندارد، ضمن اینکه در این دایره همانطور که عرض شد، کسانی هستند که از اولویت بالایی برخوردارند، مثل پیامبر گرامی اسلام و کسانی هستند که اولویت پایینتری دارند مثل مثلا جعفر کذاب!

منظور ما این نیست که هرکس در دایره اهل البیت قرار گرفت، از یک درجه برخوردار است، بلکه تنها ائمه 12 گانه هستند که بالاترین مقام را پس از پیامبر در این زمینه برخوردارند.

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
4 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-26-2010  
لاچینی
عضو جدید

 
لاچینی آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
1. سوره بقره آیه 285 : آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصير : پيامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ايمان دارد و مؤمنان [نيز]، همگى به خدا و فرشتگان و كتاب‏ها و پيامبران او ايمان دارند [و گويند:] ميان هيچ يك از پيامبران او فرق ننهيم، و گويند: شنيديم و اطاعت كرديم. بار الها! آمرزش تو را خواهانيم و باز گشت به سوى توست.
مطابق مفاد این آیه مومنان کسانی هستند که به الله ، فرشتگان ، کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان دارند و میان پیامبران فرقی نمی گذارند و می توان نتیجه گرفت که اگر کسی فرقی میان پیامبران بگذارد ولو آنکه حائز چهار صفت اول گفته شده باشد پس مومن نیست. حال اگر ما بخواهیم در نماز این اصل را مراعات کنیم یا باید به بندگی و رسالت همه پیامبرانی که حداقل در قران آمده اند شهادت دهیم و یا باید اصلا در این خصوص شهادت ندهیم. تازه اگر مورد اول را رعایت کنیم در نماز ی که باید تنها ذکر الله باشد ذکر پیامبران را نیز گفته ایم که این با فرموده الله " وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا" مغایر است و ضمنا عقل سلیم هم حکم می کند که پیامبر در نماز نمی توانسته به رسالت خود شهادت دهد و بگوید: من شهادت می دهم که من بنده و رسول الله هستم. و تازه اگر این جمله را هم گفته باشند ما موظفیم که همانند پیامبر نماز بخوانیم و در این صورت حتما نمی توانیم عین این جمله را بگوییم. نماز جماعتی را متصور شوید که پیامبر می گویند من رسول الله هستم و مومنین نمازگزار می گویند محمد رسول الله است. یعنی در نماز دو عبارت نسبتا متفاوت ذکر می شود.
گفته می شود که پیامبر سیدالمرسلین است و نسبت به بقیه پیامبران برتری دارد و بنابر این ما تنها به رسالت او شهادت می دهیم. آیا این گفته مورد تایید قران است و اصلا آیا چنین عبارتی در قران وجود دارد؟
البته درست است که الله میان پیامبران در خصوص درجات آنها فرق قائل شده اند ولی به ما فرموده اند که میان آنها فرقی نگذاریم.
شما آیه ای را بیاورید که الله فرموده باشند که حضرت محمد را بر دیگر پیامبران برتری داده اند. و تازه اگر فرموده هم باشند به ما فرموده اند که میان پیامبران فرقی نگذاریم.
سوره منافقین آیه اول : إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُون‏ : چون منافقان نزد تو آيند گويند: شهادت مى‏دهيم كه تو واقعا رسول خدايى. و خدا مى‏داند كه تو واقعا رسول اويى، و خدا شهادت مى‏دهد كه منافقان قطعا دروغگويند.
در این آیه الله می فرمایند که منافقین شهادت می دهند که تو رسول الله هستی و سپس نمی فرمایند که الله شهادت می دهند که تو رسول او هستی بلکه می فرمایند که الله می دانند که تو رسول او هستی.‏
ولی در آیه 18 سوره آل عمران ، الله می فرمایند : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ : خدا به يكتايى خود گواهى دهد كه جز ذات اقدس او كه نگهبان عدل و درستى است خدايى نيست، و فرشتگان و دانشمندان نيز به يكتايى او گواهى دهند نيست خدايى جز او كه (بر همه چيز) توانا و داناست‏.
آیا از این دو آیه نمی توان نتیجه گرفت که ما تنها باید به وحدانیت الله شهادت دهیم؟


لاچینی آنلاین نیست.  
3 كاربر از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-26-2010  
لاچینی
عضو جدید

 
لاچینی آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
دیدگاه یکی از مراجع تقلید شیعه در خصوص آیه تطهیر به شرح زیر است :
این آیات نیز راجع به زوجات رسول خداص نازل شده و یک سیاق است و مخاطبین آیات ایشانند. جمله إِنِ اتَّقَيْتُن‏ دلالت دارد که بواسطة تقوی امتیاز شما از دیگران حاصل می‌شود نه بواسطة زوجیت رسول خدا (ص) ، تفوق شما بر زنان دیگر بواسطة تقوی است نه بواسطة نسبت!
بدان که مخاطب در این آیات جمع مؤنث است مگر در جمله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً که مذکر آمده برای تغلیب، یعنی؛ خدای تعالی برای اینکه رسول خدا (ص) را نیز مخاطب قرار دهد و او را نیز مکلف گرداند بدفع رجس، لذا او را غلبه داده و به او و زنانش خطاب جمع مذکر نموده است، چنانکه اگر کسی بر مجلسی که یک مرد و چند زن در آن باشد بخواهد سلام کند طبق عرف عرب ؛ سلام عليکم می‌گوید، و مؤید مطلب آیة فوق در آیة 73 سورة هود نیز آمده است که خدا خطاب به ساره عیال ابراهیم فرموده: قالُوا أَ تَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيد، که در این آیه خطاب جمع مذکر آمده برای وجود و سرپرستی ابراهیم بر ساره و برای وجود ابراهیم در آن خطاب، خطاب در این آیات نیز بملاحظة وجود رسول خدا (ص) در میان زوجاتش جمع مذکر آمده است.
میان اهل سنت و تشیع اختلافی حاصل شده که آیة 33 راجع به کیست؟ آیا مخاطب در این آیه رسول خدا (ص) با زوجاتش می‌باشد و یا رسول خدا (ص) با دختر و داماد و فرزندان دامادش یعنی؛ علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام می‌باشد؟ بنظر ما این اختلاف از تعصبات محض ایجاد شده و باید گفت: این آیه راجع به تمام زوجات و کسانی است که خانوادة رسول خدا (ص) را تشکیل می‌دادند و پاکی ایشان مطلوب بوده و آبروی رسول خدا (ص) می‌باشد، چه داماد و فرزندانش باشد و چه زنانش که اصل خطاب به ایشانست زیرا آلودگی هر یک از ایشان برای رسول خدا (ص) و نسبت به او زیبنده نیست و پاکیزگی هر یک از ایشان برای نسبت به رسول خدا (ص) مطلوب و مرغوب است، اضافه بر تکلیفی که هر یک برای خود دارند.
بعضی از دانشمندان گفته‌اند: این آیه دلالت بر عصمت اهل بیت رسول دارد، ولی باید گفت: ابدا دلالت ندارد زیرا ارادة حق‌تعالی که می‌فرماید: يُريدُ اللَّه‏ ، یا ارادة تکوینی است و یا ارادة تشریعی، چون قرآن کتاب قانون و تشریعی است باید ارادة مذکور تشریعی باشد و نمی‌توانیم ارادة تکوینی بدانیم مگر آنکه قرینه‌ای باشد، ارادة در این آیه که خدا فرموده يُريدُ اللَّه‏.... تا جملة وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً ، مانند اراده‌ای است که در آیة 6 سورة مائده می‌باشد، پس از جملة فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ تا آخر فرموده:
يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ
که مخاطب تمام اهل ایمان است، و از تمام اهل ایمان ارادة طهارت نموده و ارادة طهارت در این آیه قانونی و تشریعی است یعنی؛ خدا از تمام مؤمنین خواسته که پاک و پاکیزه باشند و باختیار خودشان و بدست خودشان خود را پاکیزه و پاک کنند نه بارادة تکوینی. بهر حال اگر مقصود از اراده در آیه‌ای که مربوط به اهل بیت رسول است تکوینی بود، باید در آیه، از امور تکوینی ذکری بمیان می‌آمد چنانکه در آیاتی که کلمة اراده آمده و مقصود از آن ارادة تکوینی است، در آن آیات از امور تکوینی سخن بمیان آمده است، در حالی که در این آیات امور تکلیفی و تشریعی بیان گردیده مانند آنکه می‌فرماید: وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاة و یا وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ في‏ بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَة ، و البته این تکالیف بر سایر اهل ایمان نیز واجب است چنانکه در آیه وضو و آیات مانند آن خدا از تمام اهل ایمان طهارت و ادای تکالیف را خواسته است و خود امامیه در زیارتی که برای حضرت حسین ساخته‌اند می‌گویند: «أشهد أنك قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة». و بعلاوه از جمله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْس‏ : تا رجس را از شما ببرد» استفاده می‌شود که در اهل بیت رجسی بوده که خدا می‌خواهد آن را ببرد و معصوم نبودند!
دلیل دیگر آن که ارادة تکوینی موجب جبر است همان طوری که خدا اراده کرده درخت انجیر انجیر دهد و درخت انار انار دهد و این اراده تخلف ندارد یعنی « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». پس فرق بین ارادة تکوینی و تشریعی این است که در ارادة تکوینی مراد حق واقع می‌شود و تخلف ندارد و بارادة بندگان موقوف نیست، ولی ارادة تشریعی و قانونی حق موکول شده به اختیار بندگان، و ممکن است مراد حق‌تعالی از اراده تخلف کند یعنی خدا از تمام مردم ارادة ایمان کرده ولی باختیار خود مردم: و مردم ارادة حق را انجام ندادند و ایمان نیاورده‌اند، همچنین طهارت، خدا از همة مردم طهارت خواسته ولی بسیاری از افراد این خواست خدا را اطاعت نکردند!
حال می‌گوئیم خدا از تمام مردم پاکی را خواسته ولی در این آیة سورة احزاب بخصوصه از اهل بیت رسول پاکی و پاکیزگی را خواسته است، باعتبار اینکه اهل بیت رسول بستگی به رسول دارند و آبروی ایشان آبروی رسول خدا (ص) است، و خدا توقعی که از ایشان دارد و تکلیفی که از ایشان می‌خواهد مؤکدتر و ذکر آن لازم‌تر بوده و لذا در این آیه تذکر داده، اما ارادة حق تکوینی نیست که ایشان بخواست خدا مجبور باشند، یعنی طهارت ایشان ذاتی و تکوینی و بارادة حق باشد نه بارادة خودشان، اگر چنین باشد که طهارت ذاتی و بجبر إلهی باشد، برای ایشان فضیلتی نیست، هر شجر و حجری از خطاء معصوم است و گناه نمی‌کند، بلکه طهارت خانوادة رسول که خدا از ایشان خواسته قانونی و شرعی و بتحصیل خود ایشان است، این تکلیفی است برای ایشان بخصوص، همانطور که داماد و فرزندان رسول باید باختیار خودشان پاک و پاکیزه باشند، زنان او نیز مکلفند وباید خود را پاک وپاکیزه کنند، چه از آلودگی‌های ظاهری و چه باطنی، و نمی‌توان گفت: مثلا أم سلمه و یا حفصه مکلف به طهارت نیستند. پس خدا قانونا و تشریعا از هر زنی از زنان رسول و از سایر بستگان و اولادشان طهارت خواسته با تأکید تَطْهيرا که مصدر مؤکد است برای وَ يُطَهِّرَكُم‏.
پس نزاعی که بین نویسندگان ایجاد شده که مقصود از کلمه أَهْلَ الْبَيْت‏ کیست؟ یکی گفته فلان است، دیگری گفته بهمان است، این نزاع‌ها از تعصبات بوجود آمده، و باید گفت: تمام خانواده و کسان رسول خدا (ص) مکلفند به تحصیل طهارت، هر کس خود را پاک و پاکیزه کرده مقام بیشتری آن هم نزد خدا دارد، و هر کس خود را آلوده نموده مقام پائین‌تری دارد و نباید این آیات إلهی را بهانه‌ای برای نزاع قرار داد، و روایاتی هم که وارد شده هر کدام موافق با قرآن باشد باید پذیرفت.
باضافه برای اینکه دانسته شود أئمة اهل بیت(ع) نیز از گناه مصون نمی‌باشند پاره‌ای از کلمات ایشان را می‌آوریم: حضرت علی بن الحسین(ع) در دعای 32 صحیفة سجادیه فرموده: «کثر علي ما أبوء به من معصيتك»، یعنی؛ بسیار است معصیت تو بر من که اقرار می‌کنم، و فرموده: «اللهم إنك أمرتني فترکت و نهيتني فرکبت» یعنی؛ خدایا تو مرا امر نمودی پس سر باز زدم و نهی نمودی، پس بجا آوردم، و فرموده: «کبائر ذنوب اجترحتها» یعنی؛ گناهان عظیمی که مرتکب شدم، و در دعای رمضان از خدا خواسته که: «تطهرنا به من الذنوب».
و صدها کلمات دیگر حضرت امیر و سایر ائمه(ع) در دعاها و نهج البلاغه و جاهای دیگر که هر کس بخواهد باید خود مراجعه کند و ببیند و بداند.
بهر حال ائمه (ع) چنین اظهار کرده‌اند تا مردم در حق آنان غلو ننمایند، و هیچ پیغمبر و امامی ادعای عصمت نکرده و دلیلی بر آن در کتاب خدا و سنت رسول نیست.

ویرایش توسط لاچینی : 03-26-2010 در ساعت 06:26 PM دلیل: اصلاح فونتهای عربی
لاچینی آنلاین نیست.  
3 كاربر از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-26-2010  
سپهر
کارشناس انجمن ادیان

 
سپهر آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 512
امتیاز: 2427
تشكرها: 1,069
2,417 بار در 500 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام بر دوستان و جناب لاچینی،

دوست ما ادعاهایی کردند که اکثر آنها اشتباه و مبتنی بر ظاهر بینی قرآن است، اما چون به بحث ما مرتبط نبود بنده وارد آن نمی شوم. اما در نهایت فرمودند:

نقل قول:
نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست ها
البته درست است که الله میان پیامبران در خصوص درجات آنها فرق قائل شده اند ولی به ما فرموده اند که میان آنها فرقی نگذاریم.
شما آیه ای را بیاورید که الله فرموده باشند که حضرت محمد را بر دیگر پیامبران برتری داده اند. و تازه اگر فرموده هم باشند به ما فرموده اند که میان پیامبران فرقی نگذاریم.
لذا اصل مورد ادعای ما که خداوند در بین بندگانش رحمت خود را به شیوه خودش تقسیم می کند و ما حق دخالت در آن را نداریم را تایید می کنند. اینکه ما میان رسولان الهی فرقی نمی گذاریم، از جهت اصل پیامی است که از جانب حضرت الله به سوی خلق آورده اند و بنده پیشتر و همه جا، عرض کرده ام که به تورات و انجیل و زبور موجود ایمان دارم و بشارت به پیامبر اسلام و ائمه معصومین در همین کتب الهی آمده است.

لذا این ادعای دوست ما که فرمودند:
نقل قول:
چر الله رحیم و رحمان پارتی بازی می فرمایند و تنها می خواهند خانواده پیامبر را پاک کنند و پلیدی را از آنها دور کنند ، مگر ما را خلق نفرموده اند؟ مگر به ما کرامت عطا نفرموده اند؟ پاسخ : الله می خواهند که همه پاک شوند و از پلیدیها دور بمانند و فرقی میان بندگان خود نمی گذارند.
اشتباه است و خداوند بین بندگان خود فرق می گذارد و برخی را بر برخی دیگر برتری داده است و مسئول تقسیم رحمت پروردگار ما نیستیم!!! که بخواهیم مدعی او باشیم، البته مسلما هر کاری حضرت پروردگار انجام می دهد، حتما حکمتی دارد، اما نادانی ما در مورد آن، دلیل کافی برای اعتراض نیست!

دوست ما در فراز دیگری که باز به بحث ما مرتبط نبود فرمودند:

نقل قول:
آیا از این دو آیه نمی توان نتیجه گرفت که ما تنها باید به وحدانیت الله شهادت دهیم؟

من البته از استدلالات ناقص دوستمان متحیرم!
آیا منظور دوست ما این است که ما حق نداریم به هیچ چیز دیگری جز وحدانیت الله شهادت دهیم؟؟؟!!! یعنی ما نباید و حق نداریم به رسالت نبی خاتم، رحمه للعالمین، محمد بن عبدالله شهادت دهیم؟؟؟ آیا به معارف الهی که خداوند به ما داده است نباید شهادت دهیم؟؟؟

نقل قول:
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (2:140)
و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد؟ و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست.
آیا خداوند از ما عهد نگرفته است که معارف او را نه تنها کتمان نکنیم بلکه آموزش دهیم:
نقل قول:
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ (3:187)
و [ياد كن‏] هنگامى را كه خداوند از كسانى كه به آنان كتاب داده شده، پيمان گرفت كه حتماً بايد آن را [به وضوح‏] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد. پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند. (187)
آیا اگر معارف الهی را کتمان کنیم موجبات لعنت حضرت پروردگار را پیش نمی آوریم:
نقل قول:
إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ (2:159)
كسانى كه نشانه‏هاى روشن، و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم، بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم، نهفته مى‏دارند، آنان را خدا لعنت مى‏كند، و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند.
آیا کتمان رسالت رسول گرامی اسلام، که خود یکی از نشانه های روشن خداوند است، صحیح است؟

آیا اشکال اهل کتاب این نبود که رسالت محمد بن عبدالله را کتمان می کردند؟

نقل قول:
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (2:146)
كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى‏] داده‏ايم، همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند، او [محمد] را مى‏شناسند و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى‏دارند، و خودشان [هم‏] مى‏دانند.
من واقعا از مدعیات دوستمان متحیرم و به بحث ما هم ابدا مربوط نبود اما صلاح ندیدم که بی پاسخ بماند!
و دلیل اصلی این گونه اندیشه ها را دوری از دامان معلمین واقعی قرآن می دانم و کم توجهی به صاحبان علم کتاب، همانگونه خود قرآن فرمود که:
نقل قول:
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (21:7)
اگر نمى‏دانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد.

و

وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب‏(13:43)
و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «تو فرستاده نيستى.» بگو: «كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.» (43)
با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
6 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-26-2010  
سپهر
کارشناس انجمن ادیان

 
سپهر آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 512
امتیاز: 2427
تشكرها: 1,069
2,417 بار در 500 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

در پست دوم خود جناب لاچینی مطلبی نقل از به قول خودشان، یکی از مراجع تقلید شیعه، آوردند، فارغ از اینکه این مرجع تقلید شیعه،(که صلاح دیدند نام او را ذکر نکنند) چرا "امامیه" را شخص ثالث می داند و آنها را متهم به بدعت و ساختن زیارت نامه می کند و فارغ از اینکه دوست ما اساسا تا کنون هیچ پاسخی به استدلالات ما نداده اند، به این بحث می پردازم:

جان کلام این استدلال آن است که اراده ذکر شده در این آیه تشریعی است و نه تکوینی.

البته اصطلاحات تشریعی و تکوینی هیچ جایگاه قرآنی ندارند و بنده قصد ورود به بحثهای فلسفی ندارم!

اما آن قسمت بحث که به قسمت پایانی آیه 6 سوره مائده استناد کردند پاسخ می دهم.

در این آیه چنین آمده است:

نقل قول:
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلىَ الصَّلَوةِ فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلىَ الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلىَ الْكَعْبَينْ‏ِ وَ إِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَ إِن كُنتُم مَّرْضىَ أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تجَِدُواْ مَاءً فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَ لَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(6)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون به [عزم‏] نماز برخيزيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [هر دو پا] مسح كنيد و اگر جُنُب‏ايد خود را پاك كنيد [غسل نماييد] و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد، يا با زنان نزديكى كرده‏ايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم كنيد، و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد. خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد، ليكن مى‏خواهد شما را پاك، و نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد كه سپاس [او] بداريد. (6)
مدعی چنین استدلال کرد که در آیه فوق اراده الهی تشریعی است لذا در آیه 33 سوره احزاب نیز تشریعی است.

چنانکه عرض کردم چیزی به نام اراده تشریعی یا تکوینی در قرآن نداریم، و مدعی باید ثابت کند که از کجای آیه و به چه نحو مدعی اراده تشریعی یا تکوینی بودن در هر آیه می شود، صرف وجود یا عدم وجود امری تکوینی در پیش و پس یک آیه، چیزی جز ظن و گمان نیست و دلیل کافی برای یک ادعا نیست!

اما بنده فکر می کنم که اراده الهی در آیه 33 سوره احزاب هم عین اراده آیه 6 سوره مائده است و هر دو تکوینی است. منتهی هر یک تنها در مخاطبان آن تاثیر دارد.

یعنی اگر کسی به واقع مومن باشد، حتما اراده الهی برای تطهیر وی محقق می گردد و این هیچ شکی ندارد، چرا که نص قرآن است و به همین نحو، هر کس در میان اهل البیت باشد، اراده الهی در مورد دور کردن پلیدی ها از وی و تطهیر ویژه وی(یطهرکم تطهیرا) محقق می گردد، و این هم هیچ شکی ندارد.

و ادعای ما چیزی جز امتیاز ویژه اهل البیت و اراده الهی در مورد تطهیر ویژه آنها نبوده و نیست، و پیشتر هم عرض کردیم که این امتیاز، دال بر عدم اختیار در آنها نیست و اینجا هم عرض می کنم، اینکه اهل البیت علیهم السلام گناهانی را برای خود شمرده اند، گناهانی در سطح خودشان و در مقابل عظمت حضرت پروردگار است، نه در سطح دیگران، به هر حال هر موجودی اگر مختار باشد، امکان خطا دارد، من نه مدعی عدم اختیار اهل البیت هستم و نه مدعی اینکه آنها امکان خطا ندارند، بلکه مدعی هستم آنها و همه پیامبران الهی به طرز ویژه ای، که فراتر از دیگر مومنان و بسیار فراتر از دیگر انسانهاست، بر اساس اراده الهی، پاک و مطهر شده اند و پلیدیها از آنها دور شده است.

با احترام فراوان
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
6 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-27-2010  
لاچینی
عضو جدید

 
لاچینی آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
1. الله در سوره مومنون می فرمایند : وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ (52) فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (53) : و اين مردم همه داراى يك دين ، امت شمايند امتى واحده و من پروردگار همه شمايم پس از من بينديشيد (52).
آن گاه مردم اين دين واحد را در ميان خود پاره پاره كرده در آن فرقه فرقه شدند و هر گروهى به آنچه خود داشت و پسنديده بود دلخوش گشتند (53). ( ترجمه تفسیر المیزان)
می دانید چرا؟ اگر آیات قران را مطالعه نمایید پی می برید که همه این تفرقها و چند دستگی ها همانا پشت گوش انداختن پیام صریح الله در کتابهای آسمانی است. الله در قران پیامبران را انسانهایی معمولی معرفی می فرمایند ولی پیروان هر دین ، پیامبر خود را به گونه ای دیگر می شناسند. پیروان عیسی می گویند که عیسی پسر الله است و پیروان موسی نیز ضمن برتر شمردن پیامبر خود ، خود را نیز از همه برتر می دانند و خود را قوم برگزیده قلمداد می کنند. پیروان محمد نیز ، پیامبر خود را اشرف الانبیا و سید المرسلین می دانند و حضرت محمد را از همه انبیای الله برتر می شمارند با وجودیکه الله در قران ایشان را بشری مثل ما معرفی فرموده اند.
راستی پیام ادیان چیست ؟ اگر به کتابهای عهد عتیق و جدید و قران مراجعه نمایید پی می برید که پیام هر سه دین نه بزرگداشت انسانها بلکه بزرگ داستن الله است و احکام هر سه انها نیز مشابه است یعنی همان ده فرمان : دزدی نکنید ، زنا نکنید ، به مسکینان کمک کنید و غیره.
پس از پیامبر اسلام نیز به همین دلیل مسلمانها دین خود را تکه تکه کردند. یکی می گوید که الله اذان را به خلیفه دوم آموخت و چند آیه از قران را در تایید نظرات وی نازل فرمودند و خلیفه اول اندکی پس از رحلت دوباره به این دنیا برگشتند تا بنا به دستوری که پیامبر به وی در بهشت برای تعیین جانشین فرمودند عمل کنند. این یکیها هم که رهبران خود را نماینده الله در زمین و یاور الله در خلق و اداره دنیا می دانند.
پس اگر می خواهیم به دستورات الله عمل کنیم باید تنها او را اکبر بدانیم و صفات ویژه الله از جمله معصومیت را به انسانها نسبت ندهیم که این شرک است.
2. چرا هنگامی که تنها نام جلاله الله ذکر می شود برخی متنفر می شوند :
سوره الزمر آیه 45 : وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُون‏ : و هنگامى كه نام مبارك خدا به تنهائى ذكر ميشود قلب‏هاى افرادى كه به آخرت ايمان نمى‏آورند بيمناك و متنفر ميگردد. ولى هنگامى كه نام غير خدا ذكر مى‏شود خوشحال و مسرور ميگردند.
3. فرموده اید که " "اهل البیت" در این آیه به معنای خانواده نیست! به معنی خانواده خاصی است! " . پس می پذیرید که اهل البیت به معنی خانواده خاصی است چرا که واژه بیت ، الف و لام گرفته است و با توجه به آیات پیرامونی مشخص است که منظور خانواده پیامبر است.
4. آیاتی را در خصوص برتری دادن برخی بر برخی دیگر از طرف الله آورده اید که با توجه به موضوع بحث ، قیاسی مع الفارق است:
الله مردان را بر زنان در حیات دنیوی برتری داده است و این به علت تفاوت خصوصیات بیولوژیکی مردان و زنان است. توجه داشته باشید که این برتری عام است و شامل تمام مردان و زنان می شود.
الله بنی اسرائیل را بر جهانیان برتری داده است و این به علت پیامبران بسیاری است که الله برای هدایت آنها فرستاده است نه اینکه ما از قران چنین برداشت بکنیم که خود بنی اسرائیل از همه انسانها برتر هستند که این با آموزه های قرانی تضاد دارد و همصدایی با صهیونیستهاست.
الله برخی پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده اند منتها نام هیچ پیامبری را به عنوان پیامبر برتر معرفی نفرموده اند و از ما خواسته اند که بین پیامبران فرقی نگذاریم. مگر اینکه مثل برخی بر این باور باشیم که حضرت علی بن ابی طالب از همه پیامبران برتر است و ظاهرا این با قران در تضاد نیست چرا که الله از ما خواسته اند که بین پیامبران فرقی نگذاریم و نفرموده اند که بین امامان و پیامبران فرقی نگذاریم. شاید تعجب کنید ولی به سایت " موسسه تحقیقاتی ولیعصر" مراجعه فرمایید و مقاله " آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟ " را مطالعه فرمایید : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6806 و پی ببرید که تعصب کور ، انسانها را چگونه از راه حق منحرف می کند.
5. من کی منکر شهادت به رسالت پیامبر اسلام و دیگر پیامبران شدم. منظورم ذکر آنها در نماز بود که لازم است تنها ، نام الله ذکر شود و خود حضرت پیامبر نیز اینگونه عمل می کردند.
لاچینی آنلاین نیست.  
2 كاربر از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-28-2010  
سپهر
کارشناس انجمن ادیان

 
سپهر آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 512
امتیاز: 2427
تشكرها: 1,069
2,417 بار در 500 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

دوست گرامی جناب لاچینی،

گمان می کنم کمی از رشته اصلی بحث منحرف می شویم!

مشکل من در بحث با دوستان مسیحی آن است که آنها مدعی هستند که :
  • عیسی قبل از ابراهیم بود، پس عیسی خداست!
  • عیسی خلق کرد، پس عیسی خداست!
  • عیسی گناهان را بخشید، پس عیسی خداست!

اما آنها هیچ دلیلی از تورات و انجیل برای تخصیص این صفات "تنها" به خداوند ندارند!
اما مشکل من با شما این است که می فرمایید:
  • محمد و خانواده اش معصوم نبودند، چون فقط خدا معصوم است!
و شما هم هیچ دلیلی قرانی برای این ادعای خود ندارید!
دوست گرامی من!

کجا در قرآن و انجیل و تورات آمده است که:
  • ازلی بودن و ابدی بودن تنها در خور الوهیت است؟
  • خالق بودن تنها در خور الوهیت است؟
  • بخشش گناهان، تنها کار خداوند است؟
  • و عصمت تنها شان خداوند است؟؟؟
دوست گرامی من،

مستند سخن بگویید!

آیه ای از تورات و انجیل و قرآن اقامه کنید که گفته باشد فقط خداوند از زشتی بری است!

من کجا مدعی شدم که محمد بر همه انبیاء و رسل برتر است؟ اصلا مگر بحث ما در این تاپیک این بود؟! مگر من عصمت را برای تمام انبیاء و رسل از نسل ابراهیم بر مبنای قرآن، اثبات نکردم؟! پس چگونه می توانم بر این اساس مدعی برتری حضرت ختمی مرتبت بر دیگران شوم!

البته بنده شان بسیار بالای حضرت محمد مصطفی را منکر نیستم و حتی برتری ایشان بر تمامی انبیاء و رسل پیش از ایشان را رد نمی کنم، اما در این زمینه بنده ادعایی نکردم و به پیش کشیدن این بحث را هم لازم نمی دانم!

دوست گرامی من،

اینکه برخی از انسانها بر برخی دیگر توسط ذات اقدس الوهیت برتری داده شده اند، معنیش این نیست که برخی از آنها بشر نیستند!!!

بلکه همگی بشر هستند، اما با ظرفیتها و توانهای متفاوت! شمر هم بشر بود، حسین بن علی هم بشر است!

برخی از انسانها از حیوانات گمراه ترند و برخی دیگر چون محمد مصطفی تا "قاب قوسین او ادنی" بالا می روند!

آیا همه اینها معارف قرآنی نیست؟؟؟

آیا من کلمه ای خارج از قرآن سخن گفتم؟؟؟

دوست من شما فرمودید:
نقل قول:
پس از پیامبر اسلام نیز به همین دلیل مسلمانها دین خود را تکه تکه کردند. یکی می گوید که الله اذان را به خلیفه دوم آموخت و چند آیه از قران را در تایید نظرات وی نازل فرمودند و خلیفه اول اندکی پس از رحلت دوباره به این دنیا برگشتند تا بنا به دستوری که پیامبر به وی در بهشت برای تعیین جانشین فرمودند عمل کنند. این یکیها هم که رهبران خود را نماینده الله در زمین و یاور الله در خلق و اداره دنیا می دانند.
دوست من!

کسانی که رهبر انتخابی خود را نماینده الله می دانند همان پیروان خلیفه اول و دوم هستند!!!

وگرنه در شیعه، احدی تا کنون ائمه دوازده گانه را انتخابی ندانسته و نمی داند!!! ائمه از جانب حضرت الوهیت انتخاب شده اند و نص قرآن و تورات در این زمینه گواه است.

اما باز این بحث به این تاپیک قد نمی دهد!!!

دوست من،

شما فرمودید:

نقل قول:
پس اگر می خواهیم به دستورات الله عمل کنیم باید تنها او را اکبر بدانیم و صفات ویژه الله از جمله معصومیت را به انسانها نسبت ندهیم که این شرک است.
دوست من!

واژه اکبر در عربی دو معنی دارد: "بزرگتر" و "بزرگترین"

الله اکبر است، و مسلما بزرگترین است!

اما آیا هیچ بزرگتری از من و شما وجود ندارد؟؟؟؟ آیا این استکبار نیست که خود را برتر از همه غیر الله بدانیم؟؟؟ آیا گناه ابلیس چیزی غیر از این بود؟

دوست من، هشیار باشید که جزء مخاطبین این آیه نباشید:
نقل قول:
و چون بديشان گفته شود: «بياييد تا پيامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد»، سرهاى خود را بر مى‏گردانند، و آنان را مى‏بينى كه تكبّركنان روى برمى‏تابند. (63:5)
دوست من،

بر چه کسی تکبر کنیم؟ به رسول برگزیده خدا و رحمت للعالمین و خاتم النبیین؟

آیا همه اینها نص قرآن نیست؟؟؟

شما فرمودید:
نقل قول:
فرموده اید که " "اهل البیت" در این آیه به معنای خانواده نیست! به معنی خانواده خاصی است! " . پس می پذیرید که اهل البیت به معنی خانواده خاصی است چرا که واژه بیت ، الف و لام گرفته است و با توجه به آیات پیرامونی مشخص است که منظور خانواده پیامبر است.
بله خانواده پیامبر و به خصوص اهل خانه خاصی(البیت) از آن بیوت که در آیه نام برده شده است، یعنی خانه فاطمه!

دوست من، شما در مورد دلایل اینکه خداوند صلاح دیده است که برخی را برخی دیگر برتری دهد، گمانه زنیهایی کردید!

این گمانه زنیها، اساسا چیزی جز گمانه زنی نیست!!! و هیچ ارزش قرآنی ندارد!!!

اولا خداوند همه مردان را بر همه زنان برتری نداده است! بلکه برخی از مردان را بر برخی زنان برتری داده است!

ثانیا همانطور که هر روز می خوانید الحمد لله رب العالمین همانگونه هم در مورد بنی اسرائیل می خوانید، فضلناهم علی العالمین!

دوست گرامی من!

اما خداوند ما را بر اساس فضل طبقه بندی نمی کند! بلکه بر اساس تقوی طبقه بندی می کند!!!

این که خدا به کسی پول بیشتری بدهد، یا علم بیشتری بدهد یا قدرت و مکنت بیشتری بدهد که دلیل نزدیک بودن وی به خدا نیست!!! بلکه مسئولیت او بیشتر می شود و در مقابل فضلی که خداوند به او داده است نیز باید پاسخگو باشد و شکر آن را به جا آورد!

بنده نگفتم که بنی اسرائیل تقوای بیشتری دارند که!!!

دوست من لطفا دقت کنید!

این مفاهیم که عرض می کنم، مطلقا قرآنی است!

اگر خداوند به هر دلیل اراده فرموده که بنی اسرائیل را بر جهانیان فضل دهد، که معنای آن این نیست که آنها از دیدگاه خداوند بر دیگران برتر اند!

بلکه تنها و تنها تقواست که ما را در آستان حضرت احدیت درجه بندی می کند!

دوست من!

شما فرمودید:
نقل قول:
من کی منکر شهادت به رسالت پیامبر اسلام و دیگر پیامبران شدم. منظورم ذکر آنها در نماز بود که لازم است تنها ، نام الله ذکر شود و خود حضرت پیامبر نیز اینگونه عمل می کردند.
دوست من، چه کسی گفته است در نماز فقط و فقط باید نام الله گفته شود؟؟؟
آیا شما سندی قرآنی برای آن دارید؟ آیا اساسا شیوه نماز را از خود آنکسی که به رسالتش شهادت می دهیم، نیاموخته ایم؟ آیا اهل سنت نیز در این زمینه با اهل تشیع هم سخن نیستند؟؟؟
آیا شما حق ندارید در نماز برای خود و خانواده خود دعا کنید؟
آیا شما حق ندارید در نماز نام دوستانتان را ببرید و برای آنها دعا کنید؟

دوست من هشیار باشید، افراط گروهی شما را به تفریط نکشانده باشد!

با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
4 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-29-2010  
hamidal
عضو پویا

 
hamidal آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Dec 2009
رشته: مهندسی عمران
نوشته ها: 765
امتیاز: 4180
تشكرها: 7,625
4,054 بار در 921 پست تشكر شده
hamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the rough
پیش فرض

نقل قول:
وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (33:33)
و در خانه هايتان آرام بگيريد و زيورنمايى مكنيد چون زيورنمايى جاهليت، و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد، جز اين نيست كه خدا مى‏خواهد پليدى را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاك كند پاك كردنى، (33)
در اين آيه قرآن به وضوح به زنان پيامبر اشاره ميكند. بعد ضمير جمع مونث را به جمع مذكر تبديل ميكن و كن را تبديل به كم ميكند. اين كُم ميتواند جمعي از مونث و مذكر باشد (چون در زبان عربي، آن زمان، جمعي شامل مذكر و مونث با ضمير جمع مذكر خطاب قرار ميگرفتند.)
يعني مجموعه تمام خانواده ها (از خانواده همسران و فرزندان گرفته تا خانواده فرزندان، از جمله خانواده علي(ع))!
حال فرض كنيم كه منظور، نسل پيامبر از طرف حضرت فاطمه و فقط بعضي از آنها( بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ) باشد و اين بعضي دقيقا امامان باشند. به كار بردن عبارت تطهير، عصمت را ثابت ميكند؟!
يعني تطهير به معني بري بودن اين خانواده و همچنين تمام پيامبران از هر گونه خطا و گناه كوچك و بزرگ است؟! اگر بله چگونه؟!
چرا در حالي كه گفته ميشود پيامبر، مصون از هر گونه خطا و اشتباه است، چندين بار در قرآن اشاره به بخشيدن گناهان گذشته و آينده و هدايت شدن ايشان ميشود؟! به عنوان مثال:

تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند( سوره 48 آيه 2)

و گاهي مورد عتاب قرار ميگيرد؟!

خدايت ببخشايد چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى به آنان اجازه دادى ( سوره 9 آيه 43)

همچنين امام سجاد در نيايش سي و يكم صحيفه سجاديه ميفرمايند:

"ای منتهای هر امید، ای پاداش دهنده ی نکویی نکوکاران، ای خشم تو مایه هراس عابدان و ای بیم و اندوه پرهیزگاران، اینک این بنده توست که دستخوشِ گناه شده و لغزش کاری زمام او را بر گرفته و شیطان بر او چیره شده است. در آنچه فرمانش دادی کوتاهی کرده و از سر غرور به آنچه نهی اش کردی دست آلوده است.
"
البته به اعتقاد من، پيامبران و امامان داراي درجات بالاتري از نظر مقام در نزد خداوند بوده اند، بخاطر درجه بالاتر اخلاص به گواهي اين آيه:
گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو، از ميان آنان را( سوره 15 آيات 39 و 40)

طبعا خداوند فرستادگان خودش را از بين مخلص ترين ها انتخاب ميكند و دليل اينكه اين موضوع در خانواده ابراهيم بيشتر است، درجه بالاي اخلاص است كه ابراهيم به آن دست پيدا ميكند و خداوند نسل ايشان را مورد توجه ويژه قرار ميدهد اما اگر قرار باشد عصمت به معني عدم امكان انجام هر گونه خطا و گناه( حتي كوچك) باشد، ديگر صحبت از موجودي فراتر از انسان است چون انسان در ذات خودش بي عيب و خطا نيست.
__________________
آزاد مردان زندانی! درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد. ميرحسين موسوي
شهریاری که نداند مردمانش شب را چگونه به صبح میرسانند،گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است.کوروش کبیر

hamidal آنلاین نیست.  
3 كاربر از hamidal به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 03-29-2010  
لاچینی
عضو جدید

 
لاچینی آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
1. فرموده اید که گمان می کنم کمی از رشته اصلی بحث منحرف می شویم! پس رشته اصلی بحث را مشخص کنید. مگر نه اینست که در خصوص معصومیت برخی از انسانها بحث می کنیم و از قدیم گفته اند که حرف ، حرف را می آورد.
2. فرموده اید که اما مشکل من با شما این است که می فرمایید: محمد و خانواده اش معصوم نبودند، چون فقط خدا معصوم است! و شما همهیچ دلیلی قرانی برای این ادعای خود ندارید! با توجه به تعریفی که از معصوم ارائه شد برخی دلایل قرانی به شرح زیر است ، مشروط بر اینکه این آیات را از نظر معنایی تحریف نکنیم :
سوره ضحی آیه 7 : وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى‏ : و گمراهت يافت پس هدایتت كرد.
سوره فتح آیه 2 : لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيما : تا خدا گناه گذشته و آينده تو را بيامرزد و نعمت خود را بر تو تمام و به راه راست هدايتت كند.
سوره توبه آیه 43 : عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبين‏ : خدا تو را ببخشد، چرا قبل از آن كه راستگويان بر تو آشكار شوند و دروغگويان را بشناسى به آنها اجازه دادى‏.
سوره عبس آیات 1 تا 3 : عَبَسَ وَ تَوَلَّى ، أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏ ، وَ ما يُدْريكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى : رو ترش كرد و رخ برتافت، كه آن نابينا نزد وى آمد. و تو چه دانى؟ شايد او پاك شود،‏
سوره حج آیه 52 : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيم‏ : و نه فرستاديم پيش از تو هيچ رسولى و نه پيغمبرى مگر كه چون آرزو نمود انداخت شيطان در آرزويش پس زايل مى‏كند خدا آنچه را مياندازد شيطان سپس محكم ميسازد خدا آيتهاى خود را و خدا داناى درست كردار است‏.
سوره اسراء آیات 74 و 75 : وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَليلاً ، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً : و اگر نبود كه ما تو را استوار كرديم، نزديك بود اندكى به آنان مايل شوى ، در اين صورت ما به تو دو برابر مجازات در زندگى و دو برابر مجازات پس از مرگ مى‏چشانيديم، آن گاه براى خود در برابر ما ياورى نمى‏يافتى. و برخی آیات دیگر.
3. در خصوص حضرت ابراهیم در قران آمده است:
سوره هود آیات 74 تا 76 : فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى‏ يُجادِلُنا في‏ قَوْمِ لُوطٍ ، إِنَّ إِبْراهيمَ لَحَليمٌ أَوَّاهٌ مُنيبٌ ،
يا إِبْراهيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ : و چون ترس و نگرانى (كه از آمدن فرشتگان حاصل شده بود) از ابراهيم بر طرف شد و مژده فرزند براى او آمد (و دانست كه آنها ملائكه عذاب آنهم براى قوم لوط هستند) در مقام پرسش و جدال در باره قوم لوط با فرستادگان ما برآمد . كه ابراهيم، براستى بردبار بود و نرمدل و مطيع‏. (فرشتگان گفتند) اى ابراهيم از اين (جدال و استرحام در باره قوم لوط) اعراض كن و صرف نظر نما زيرا أمر محقّق پروردگار تو بر هلاك آنها صادر شده و لا محاله آنها معذّب بعذابى هستند كه ردّ شدنى نيست و هيچكس قادر بر دفع آن نميباشد.
مشاهده می کنید که حضرت ابراهیم به دلیل آنکه شخصی به اصطلاح امروزی دلرحم بود با فرشتگان به مجادله برمی خیزد تا از عذاب قوم لوط با وجودیکه الله در این خصوص دستور فرموده اند جلوگیری نماید. آیا دلرحمی در خصوص همجنس بازان و راهزنان از شرایط معصومیت است؟
4. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: ازلی بودن و ابدی بودن تنها در خور الوهیت است؟
سوره حدید آیه 3 : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم‏.
5. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: خالق بودن تنها در خور الوهیت است؟
واژه آفرینش در زبان پارسی دارای چندین معادل در زبان عربی و قران است که برخی از آنها به شرح زیر است:
الف. واژه "فاطر" كه در قرآن كريم دلالت بر خلاقيت خداوند از عدم و نيستي مي كند ريشه در “ فَطَرَ” دارد . اين ريشه بيشتر به صورت كلماتي همچون “ فاطِر، فَطَرني، فَطَركُم، فَطَرهُنّ ” در قرآن ديده مي شود : بخشی از آیه 1 سوره فاطر : الحمدلله فاطر السموات و الارض : سپاس خدايي را كه پديد آورندۀ آسمان ها و زمين است. الله در این صفت بی نظیر است.
ب. واژه "بدع" كه در قرآن كريم بر خلاقيت خداوند بدون داشتن الگو و نمونه اشاره مي كند ريشه در“بَدَعَ” دارد و بيشتر به صورت كلماتي همچون بديع، بدعا، ابتدعوها ديده مي شود. بخشی از آیه 117 سوره بقره : بديع السموات و الارض : او ابداع کننده و پديد آورنده آسمان ها و زمين است. الله در این صفت نیز بی نظیر است.
ج. واژه "خلق" كه در قرآن كريم اشاره بر خلاقيت خداوند از طريق تركيب چيزهای موجود دارند ريشه در “ خَلَقَ” دارند و بیشتر به صورت كلماتي از قبيل خلق، خلقكم، خلقنا، خلقوا، خلقتهُ و....دیده می شود.. بيش از 250 مرتبه خَلَقَ و مشتقات آن در قرآن تكرار شده است. با بررسی آیاتی که در آن ، این واژه و مشتقات آن به کار رفته است روشن می شود که آفرینش زمین و آسمان و موجودات زنده مختص الله است ولی انسانها را نیز می توان در برخی موارد محدود خالق در نظر گرفت که به واسطه علم و دانش و تجربیات خود ، چیزهای غیر زنده ای را خلق می کنند که به هیچ وجه قابل قیاس با عظمت و شکوه مخلوقات الله نیست. تنها استثنا در قران ، خلق پرنده از گل توسط حضرت عیسی است که آن هم به عنوان معجزه و به اذن الله صورت گرفته است.
6. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: بخشش گناهان، تنها کار خداوند است؟ در خیلی جاها و از جمله : سوره محمد آیه 19 : فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُم‏ : بنا بر اين بدان كه جز خدا معبودى نيست و براى گناه خود و مردان و زنان با ايمان آمرزش طلب كن كه خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مى‏داند.
در این آیه ، الله از حضرت پیامبر می خواهند که برای گناه خود و دیگر مومنان از الله آمرزش طلب کنند.
7. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: و عصمت تنها شان خداوند است؟؟؟ لازمه عصمت با توجه به تعریف ارائه شده ، دارا بودن صفاتی از قبیل سمیع ، بصیر ، علیم ، حکیم ، خبیر و غیره است که این صفات مختص الله است و الا واژه عصمت در قران نیامده است.
لاچینی آنلاین نیست.  
2 كاربر از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 04-12-2010  
سپهر
کارشناس انجمن ادیان

 
سپهر آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 512
امتیاز: 2427
تشكرها: 1,069
2,417 بار در 500 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام

جناب حمیدال در یک گمانه زنی معنی اهل البیت را

نقل قول:
مجموعه تمام خانواده ها (از خانواده همسران و فرزندان گرفته تا خانواده فرزندان، از جمله خانواده علي(ع))!
دانستند، همانطور که اشاره کردم در ابتدای این آیه از "بیوت" زنان پیامبر سخن گفته شده است، لذا وقتی از "اهل البیت" سخن می گوید و قبول کنیم که مخاطب ابتدا و انتهای آیه یکی است که البته بنده در همین هم مناقشه دارم، منظور از "اهل البیت" تنها یکی از بیوتی است که در ابتدای آیه از آن سخن رفت!

در ادامه ایشان فرمودند:

نقل قول:
حال فرض كنيم كه منظور، نسل پيامبر از طرف حضرت فاطمه و فقط بعضي از آنها( بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ) باشد و اين بعضي دقيقا امامان باشند. به كار بردن عبارت تطهير، عصمت را ثابت ميكند؟!
يعني تطهير به معني بري بودن اين خانواده و همچنين تمام پيامبران از هر گونه خطا و گناه كوچك و بزرگ است؟! اگر بله چگونه؟!
بنده اساسا در صدد اثبات عصمت به معنی بری بودن از هر گونه خطا و اشتباه نیستم. بلکه منظور من از عصمت همانی است که در آیه ذکر شده، یعنی اراده خداوندی در پاک کردن ایشان و زدودن هر گونه پلیدی از این خاندان به صورت ویژه!
به صورت ویژه نسبت به همه مومنان و انسانهای دیگر!
نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر!

حضرت داود و سلیمان چنین می فرمایند:
نقل قول:
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالاَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي فَضَّلَنا عَلى‏ كَثيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ (27:15)
و به راستى به داوود و سليمان دانشى عطا كرديم، و آن دو گفتند: «ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگانِ باايمانش برترى داده است.» (15)
دوست ما فرمودند:

نقل قول:
طبعا خداوند فرستادگان خودش را از بين مخلص ترين ها انتخاب ميكند و دليل اينكه اين موضوع در خانواده ابراهيم بيشتر است، درجه بالاي اخلاص است كه ابراهيم به آن دست پيدا ميكند
ممکن است از این آیات این برداشت شود که مقام پیامبران و ائمه اکتسابی است، لذا لازم آمد که این تذکر را عرض کنم:

مقام پیامبران و ائمه کاملا انتسابی است و رسیدن به درجه ای که برگزیده خداوند شوند هم گرچه خودشان هم تلاش کرده اند، اما همین هم به لطف خداوند به آنها عطا شده است و نه تنها اکتسابی!

به دوستمان توصیه می کنم بر تفاوت واژه "مخلِص" و "مخلَص" توجه کنند! "مخلِص" یعنی کسی که خودش خود را خالص کرده است و "مخلَص" یعنی کسی که دیگری او را خالص کرده است و در قرآن برای انبیاء اساسا از واژه مفعولی "مخلَص" استفاده شده است!

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر آنلاین نیست.  
2 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
 

ارسال و ثبت لینک این تاپیک در سایت های دیگر ( = افزایش بازدید از تاپیک و جذب کاربر)

برچسب ها
مورد, مباحث, معرفت, معصومند؟, آیا, ائمه, بحث, حلقه, شیعه
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است



اکنون ساعت 04:47 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
زبان فارسی توسط Persian Forum، اصلاح و تغییر توسط متالیک
مسئوليت مطالب و نظرات كاربران، به عهده خود آنان است و لزوما نظر انجمن نيست.