This is Google's cache of https://www.iran-far.com/showthread.php?p=535028. It is a snapshot of the page as it appeared on Aug 21, 2010 14:40:56 GMT. The current page could have changed in the meantime. Learn more

Full version
These search terms are highlighted: ابراهیم محمد These terms only appear in links pointing to this page: اثبات عصمت اهل بیت  
بحث در مورد آیا ائمه شیعه معصومند؟ - از مباحث حلقه معرفت - صفحه 3 - انجمن فرهيختگان ايران
قدیمی 04-12-2010  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 592
امتیاز: 2673
تشكرها: 1,168
2,663 بار در 567 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

دوست ما جناب لاچینی به جای آنکه رخنه ای در استدلال بنده ایجاد کنند به دو رویکرد پرداختند:

یکی اینکه از قرآن نمونه نقض برای استدلال بنده بیاورند.

دوم اینکه صفات الوهیت را به گونه ای توسعه بدهند که صفات بندگان را هم، صفات الوهیت قلمداد کنند!

همانطور که خود دوستمان اشاره کردند، و با مراجعه به بیشتر کتب حدیثی شیعه قابل ملاحظه است، همه آیاتی که آوردند از جهت معنایی قابل تفسیر به گونه ای است که برداشت گناه از آنها نشود.
حال دوست ما آن را تحریف بنامد یا ننامد.

من قصد ندارم وارد جزئیات این بحث شوم، اما سوال این است که اگر می توان با حفظ تمامی قواعد زبان عربی از آیه ای برداشتی کرد، که تضاد ظاهری آن با دیگر آیات قرآن رفع شود، چرا چنین نکنیم؟ و چرا آن را تحریف می نامید؟

آیات بسیاری از قرآن ظاهری متضاد دارند، اما با دقت در می یابیم که تضاد آنها تنها ظاهری است!

در قسمت دوم دوست ما به پاسخ سوالت من پرداختند:
نقل قول:
4. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: ازلی بودن و ابدی بودن تنها در خور الوهیت است؟
سوره حدید آیه 3 : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم‏.
دوست من!

شما نمی توانید سر خود ادعایی بنمایید! ادعای شما باید در قرآن باشد! کجا در آیه مورد ادعا ذکر نشده است که تنها خداوند ازلی است؟

قرآن وعده خلود به همه آدمیان می دهد، آیا این به معنی آن است که آدمیان می توانند خدا شوند؟؟؟

بعد همه مسلمانان معتقدند که روح انسان ازلی و ابدی است! البته مخلوق خداوند است و ازلی و ابدی است! آیا شما این را انکار می کنید؟

مشکل ما با مسیحیان آن است که می گویند حضرت عیسی گفته من قبل از ابراهیم بودم پس حتما عیسی خداست!!! این چگونه استدلال ضعیفی است؟

در پاسخ به سوال دیگر بنده فرمودند:

نقل قول:
. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: خالق بودن تنها در خور الوهیت است؟
واژه آفرینش در زبان پارسی دارای چندین معادل در زبان عربی و قران است که برخی از آنها به شرح زیر است:
الف. واژه "فاطر" كه در قرآن كريم دلالت بر خلاقيت خداوند از عدم و نيستي مي كند ريشه در “ فَطَرَ” دارد . اين ريشه بيشتر به صورت كلماتي همچون “ فاطِر، فَطَرني، فَطَركُم، فَطَرهُنّ ” در قرآن ديده مي شود : بخشی از آیه 1 سوره فاطر : الحمدلله فاطر السموات و الارض : سپاس خدايي را كه پديد آورندۀ آسمان ها و زمين است. الله در این صفت بی نظیر است.
ب. واژه "بدع" كه در قرآن كريم بر خلاقيت خداوند بدون داشتن الگو و نمونه اشاره مي كند ريشه در“بَدَعَ” دارد و بيشتر به صورت كلماتي همچون بديع، بدعا، ابتدعوها ديده مي شود. بخشی از آیه 117 سوره بقره : بديع السموات و الارض : او ابداع کننده و پديد آورنده آسمان ها و زمين است. الله در این صفت نیز بی نظیر است.
ج. واژه "خلق" كه در قرآن كريم اشاره بر خلاقيت خداوند از طريق تركيب چيزهای موجود دارند ريشه در “ خَلَقَ” دارند و بیشتر به صورت كلماتي از قبيل خلق، خلقكم، خلقنا، خلقوا، خلقتهُ و....دیده می شود.. بيش از 250 مرتبه خَلَقَ و مشتقات آن در قرآن تكرار شده است. با بررسی آیاتی که در آن ، این واژه و مشتقات آن به کار رفته است روشن می شود که آفرینش زمین و آسمان و موجودات زنده مختص الله است ولی انسانها را نیز می توان در برخی موارد محدود خالق در نظر گرفت که به واسطه علم و دانش و تجربیات خود ، چیزهای غیر زنده ای را خلق می کنند که به هیچ وجه قابل قیاس با عظمت و شکوه مخلوقات الله نیست. تنها استثنا در قران ، خلق پرنده از گل توسط حضرت عیسی است که آن هم به عنوان معجزه و به اذن الله صورت گرفته است.
دوست من!

شما بسیار گفتید اما به سوال از قرآن پاسخی ندادید! اینکه شما حضرت عیسی را یک استثنا بیان کردید، نظر شماست و راهی در قرآن ندارد!

قرآن یکی از صفات خداوند را "احسن الخالقین" می داند! اگر هیچ خالقی جر خدا وجود نداشته باشد، خدا چگونه بهترین آنهاست؟؟؟

شما باید آیه ای ارائه کنید که در آن گفته شده باشد تنها کسی که امکان خلق دارد خداست! و به خوبی می دانید که چنین آیه ای وجود ندارد!

در پاسخ به سوال دیگر بنده فرمودند:
نقل قول:
. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: بخشش گناهان، تنها کار خداوند است؟ در خیلی جاها و از جمله : سوره محمد آیه 19 : فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُم‏ : بنا بر اين بدان كه جز خدا معبودى نيست و براى گناه خود و مردان و زنان با ايمان آمرزش طلب كن كه خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مى‏داند.
در این آیه ، الله از حضرت پیامبر می خواهند که برای گناه خود و دیگر مومنان از الله آمرزش طلب کنند.
دوست من! بنده سوال می کنم، کجا در قرآن گفته شده است که بخشش گناهان تنها به خداوند اختصاص دارد و شما آیه ای می آورید که در آن گفته است که خدا به پیامبر گفته استغفار کن؟؟؟
قاعدتا عیسی نمی تواند خطای خود را ببخشد، اما چه دلیلی دارد که خداوند به او این اجازه را نداده باشد که با اذن الهی گناه دیگران را ببخشد چنانکه در آیه زیر در مورد ایشان گفته است:
نقل قول:
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (21:28)
آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مى‏داند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند. (28)
در پاسخ به سوال دیگر بنده پاسخ عجیبی دادند:

نقل قول:
. فرموده اید که کجا در قرآن و . . . آمده است که: و عصمت تنها شان خداوند است؟؟؟ لازمه عصمت با توجه به تعریف ارائه شده ، دارا بودن صفاتی از قبیل سمیع ، بصیر ، علیم ، حکیم ، خبیر و غیره است که این صفات مختص الله است و الا واژه عصمت در قران نیامده است.
دوست من!

واقعا از شنیدن این پاسخ متحیر شدم! ایا هر کس سمیع باشد خداست؟ آیا هرکس بصیر باشد خداست؟ آیا هر کس علیم باشد خداست؟ کجا و در کدام آیه گفته شده است که این صفات مختص خداوند است؟؟؟

گویا ما اصلا خداوند و صفت مختص به او را نشناخته ایم!!!

با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر هم اکنون آنلاین است.  
2 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 04-12-2010  
عضو

 

تاریخ عضویت: Apr 2010
رشته: ریاضی فیزیک
نوشته ها: 178
امتیاز: 521
تشكرها: 443
511 بار در 165 پست تشكر شده
سلمان is on a distinguished roadسلمان is on a distinguished roadسلمان is on a distinguished roadسلمان is on a distinguished roadسلمان is on a distinguished roadسلمان is on a distinguished road
پیش فرض

سلام

1- اين بحث در حال حاضر درون ديني (دين اسلام) است لذا کاربران غيرملتزم به اسلام توجه داشته باشند که در صورت سوال با استفاده از "عقل" به آنها پاسخ مکفي ارائه خواهد گرديد.

2- قبل از ورود به بحث آيه تطهير و مباحث پيرامون آن دوستان (مسلمان) اگر لطف کنند و بفرمايند که آيا به خواندن نماز اعتقادي دارند يا نه بسيار ممنون مي شوم و با توضيحي کوتاه بفرمايند که از کجا ياد گرفته اند که نماز را چگونه بخوانند؟

3- مدعاي جناب لاچيني اينست که ضمير "کم" به دليل وجود اشخاص مذکر است. لطفاً بر اساس قرآن بفرمائيد اين افراد چه کساني هستند؟

موفق باشيد
__________________
بيائيد آنچه را بعنوان حقيقت مي يابيم، بپذيريم.
سلمان آنلاین نیست.  
2 كاربر از سلمان به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 04-13-2010  
عضو پویا

 

تاریخ عضویت: Dec 2009
رشته: مهندسی عمران
نوشته ها: 782
امتیاز: 4256
تشكرها: 7,834
4,130 بار در 945 پست تشكر شده
hamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the roughhamidal is a jewel in the rough
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر نمایش پست ها
با سلام

جناب حمیدال در یک گمانه زنی معنی اهل البیت را

دانستند، همانطور که اشاره کردم در ابتدای این آیه از "بیوت" زنان پیامبر سخن گفته شده است، لذا وقتی از "اهل البیت" سخن می گوید و قبول کنیم که مخاطب ابتدا و انتهای آیه یکی است که البته بنده در همین هم مناقشه دارم، منظور از "اهل البیت" تنها یکی از بیوتی است که در ابتدای آیه از آن سخن رفت!
سلام سپهر عزيز
همونطور كه فرموديد، اين سخن من فقط يك گمانه زنيست. با اينحال اين شبهه همچنان وجود دارد كه آيا همه زنان پيامبر در يك خانه با بخشهاي مختلف( هر يك در بخشي) زندگي نميكرده اند؟! در اين صورت با توجه به اينكه عبارت اهل البيت، به صاحب خانه يعني پيامبر نسبت داده ميشود، بيت بايد مفرد باشد، و باز هم به همان دليل، طبيعيست كه « كم» به جاي «كن» به كار رود!
دليل اصلي اين گمان، اين است كه اگر منظور قرآن، زنان پيامبر نيست، چرا از ابتدا، زنان پيامبر خطاب قرار ميگيرند؟! و حتي پس از تمام شدن آيه و در آيه بعدي يعني آيه 34 باز هم خطاب قرآن به زنان پيامبر ادامه دارد؟!

«و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت[آميز] در خانه‏هاى شما(بيوتكن) خوانده مى‏شود ياد كنيد در حقيقت‏خدا همواره دقيق و آگاه است»( سوره 33 آيه 34)
من شيعه هستم ولي حقيقت اينست كه اگر اين موضوع، انقدر مهم بود خدا به اين شكل مبهم در قسمتي از يك آيه به آن اشاره نميكرد!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر نمایش پست ها
بنده اساسا در صدد اثبات عصمت به معنی بری بودن از هر گونه خطا و اشتباه نیستم. بلکه منظور من از عصمت همانی است که در آیه ذکر شده، یعنی اراده خداوندی در پاک کردن ایشان و زدودن هر گونه پلیدی از این خاندان به صورت ویژه!
به صورت ویژه نسبت به همه مومنان و انسانهای دیگر!
نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر!
اگر خطاب اين قسمت خاص از آيه، دقيقا همان باشد كه منظور نظر شماست، باز هم اين يك موضوع ويژه نيست. خداوند با نمودن راه دين به انسانها ميخواهد همه را پاك گرداند.
فعل به كار رفته( يطهركم) هم مضارع است، يعني ميخواهد پاك گرداند!
اصلا راه دين را براي همين در مقابل بندگانش قرار ميدهد و خطاب به شيطان ميفرمايد:
« اين راهيست( دين) كه به سوي من منتهي ميشود، در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطي نيست، مگر كساني از گمراهان كه از تو پيروي كنند.»( سوره 15 آيات 41 و 42)

در آياتي خطاب به همه مومنان همين را ميفرمايد، كه من ميخواهم شما را پاك گردانم.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون به [عزم‏] نماز برخيزيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [هر دو پا] مسح كنيد و اگر جُنُب‏ايد خود را پاك كنيد [غسل نماييد] و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد، يا با زنان نزديكى كرده‏ايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم كنيد، و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد. خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد، ليكن مى‏خواهد شما را پاك (يطهركم) ، و نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد كه سپاس [او] بداريد.
( سوره مائده آيه 6)

اتفاقا جماعت خاصي هستند كه خداوند آنان را پاك نميگرداند! چرا؟! چون خودشان نميخواهند:


هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چيزى بر نمى‏آيد. اينانند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك گرداند. در دنيا براى آنان رسوايى، و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.( سوره مائده آيه 44)


پس خداوند به خاطر رحمت بالايش ميخواهد همه را از آلودگيها پاك گرداند، غير از يك عده اي كه خودشان نميخواهند و لجاجت ميورزند. نه اينكه يك عده خاص را به صورت ذاتي و مطلق پاك گرداند!

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سپهر نمایش پست ها
به دوستمان توصیه می کنم بر تفاوت واژه "مخلِص" و "مخلَص" توجه کنند! "مخلِص" یعنی کسی که خودش خود را خالص کرده است و "مخلَص" یعنی کسی که دیگری او را خالص کرده است و در قرآن برای انبیاء اساسا از واژه مفعولی "مخلَص" استفاده شده است!
اتفاقا، واژه «مخلَص»( خالص گشته) هم بر خلاف برخي تفسيرها به طور ويژه، براي پيامبران به كار نرفته!
«فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ، إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
پس ببين فرجام هشدار داده شدگان چه بود به استثناي بندگان خالص گشته خدا»( سوره صافات آيات 73 و 74)

يا در آيه ديگر ميفرمايد:
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ، وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ، إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
در واقع شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد و جز آنچه مى‏كرديد جزا نمى‏يابيد مگر بندگان خالص گشته خدا( آيات 38، 39 و 40 سوره صافات)

جالب است كه در عين اينكه اين عبارت را براي همه بندگان پاكدل به كار ميبرد، حضر موسي را هم به عنوان يك پيامبر ، با همين صفت وصف مينمايد:
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا
و در اين كتاب از موسى ياد كن زيرا كه او خالص گشته و فرستاده‏اى پيامبر بود ( سوره مريم، آيه 52)

اساسا عبارت «مخلِص» ( به شكل اسم فاعل) هم در قرآن همواره با عبارت له( براي خدا) يا له دين( براي دين خدا) همراه است.
پس خدا با دين خودش ميخواهد همه را خالص گرداند نه عده خاصي!
__________________
آزاد مردان زندانی! درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد. ميرحسين موسوي
شهریاری که نداند مردمانش شب را چگونه به صبح میرسانند،گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است.کوروش کبیر

hamidal آنلاین نیست.  
2 كاربر از hamidal به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 04-13-2010  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 592
امتیاز: 2673
تشكرها: 1,168
2,663 بار در 567 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام بر جناب حمیدال،

همانطور که خودتان فرمودید، آنچه شما گفتید یک گمانه زنی بود، اما بنده بر اساس آیات قرآن و بدون اتکاء به شان نزول و احادیث وارده در این زمینه استدلال کردم و عرض کردم برای فهمیدن اینکه "اهل البیت" چه کسانی هستند به خود قرآن مراجعه می کنیم و نیازی به گمانه زنی نیست!

واقعیت آن است که ما گمان می کنیم روش حفظ کتاب آن است که خدا وردی می خواند و هر کس دست به سوی تغییر کتاب دراز کند دستش خشک می شود!

اما لزوما چنین نیست! و خداوند ابا کرده است که امور را مگر از راههای آن انجام دهد!

اینکه به قول شما آیه به این مهمی چرا چنین در لفافه و درون بخشی که ظاهرا به آن نامربوط است،آمده است، گمان حقیر آن است که این روش، تلاشی است تا کتاب از تحریف مصون بماند!

اکثرا هم گفته اند که این آیه بعدا نازل شده است، اما رسول الله فرمودند که آن را در این موضع قرار دهند.

دلیل دیگری که به ذهن بنده می رسد آن است که روش قرآن آن است که داستان خاصی نقل می شود و بعد یکباره یک قانون مندی و حکم کلی بیان می شود.

در واقع همین آیه و هم آیه در شان "اهل البیت" ابراهیم، به گمان حقیر یک قانونمندی کلی است، که خداوند اراده فرموده است که رحمت و برکتش بر خاندان حجتش بر روی زمین نازل شود و آنها به صورت ویژه ای از پلیدی دور باشند و پاکیزه گردند. این موضوع در مورد اول در داستان حضرت ابراهیم و در مورد دوم در قضیه زنان پیامبر یاد آوری شده است.

مثالها در این زمینه فراوان است مثل "بقیه الله خیر لکم" در داستان شعیب(11:86)

لذا از اینکه در وسط داستان شعیب یکباره گفته شده است: "باقيمانده خدا براى شما بهتر است،" نباید تصور کرد این موضوع تنها در اینجا کاربرد دارد، بلکه یک قانونمندی کلی در این مواضع به فراخور آن موضوع خاص بیان شده است.

در ضمن به تفاوت واژه "بیوت" و "البیت" توجه کنید و توجه داشته باشید که زنان پیامبر هر یک خانه خاصی داشتند و تنها خانه ای که به مسجد النبی راه داشت خانه فاطمه علیها سلام بود. تفاوتهای بسیار زیادی در این خانه خاص نهفته است!

در مورد بعدی شما فرمودید:
نقل قول:
اگر خطاب اين قسمت خاص از آيه، دقيقا همان باشد كه منظور نظر شماست، باز هم اين يك موضوع ويژه نيست.
بنده از ابتدا بر اراده ویژه خداوند تاکید کردم و همچنان می کنم. در آیه ای که شما آوردید "یطهرکم" برای همه مومنین آمده است و بنده هم توضیح دادم که این درست است و هر کس به واقع مومن باشد این موضوع درباره او محقق می شود اما در مورد "اهل البیت" این واژه "یطهرکم تطهیرا" است، و معنای آن اراده خداوند مبنی به پاکیزه کردن به صورت ویژه ایست.

در واقع با کنار هم گذاشتن آیه دیگری که شما آوردید می توان اینگونه برداشت کرد که برخی را خداوند اصلا نخواسته که پاک کند، برخی را خواسته که پاک کند و "اهل البیت" را به صورت ویژه خواسته است.

در مورد واژه "مخلِص" من مدعی نشدم که تنها انبیا "مخلِص" هستند!

عرض من این بود که نمی توان مدعی شد که نبوت یا پیامبری اکتسابی است، بلکه اراده خداوند در آن به شدت نقش دارد، البته بنده تلاش این مخلوقات حضرت پرودگار چه قبل از این دنیا چه در این دنیا برای رسیدن به این جایگاه و مقام را رد نمی کنم، اما نهایتا این ارده خداوندی است که این جایگاه را به آنها می دهد.

اما شما فرمودید:
نقل قول:
پس خدا با دين خودش ميخواهد همه را خالص گرداند نه عده خاصي!
با این جمله شما مخالفم و همانطور که خود شما از جای دیگر آوردید برخیها را خداوند اصلا اراده نکرده است که پاک کند!

با نهایت احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر هم اکنون آنلاین است.  
2 كاربر از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده اند:
قدیمی 04-14-2010  
عضو جدید

 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
1. با توجه به گسترده شدن موضوعات مورد بحث ، بهتر است یک به یک به این موضوعات پرداخته شود تا هم پرسشی بی پاسخ نمانده و هم نتیجه گیری شود. پیشنهاد می شود که نخست واژه های بیت و اهل بیت بررسی شود.
2. معادل واژه عربی "بیت" در زبان پارسی همانا واژه "خانه" است و واژه های بیت و خانه در زبانهای عربی و پارسی بر بناء و ساختمانی دلالت می کند که مالک آن حداقل برای گوینده مشخص و معلوم است. مجسم کنید که در خانه تنها هستید و با یکی از دوستانتان از طریق تلفن همراه صحبت می کنید و در خلال صحبت ، دوستتان می پرسند که الان کجا هستید و شما پاسخ می دهید که در خانه هستم. مطمئنا منظور شما از خانه ، ساختمانی است که مالک آن شما و یا پدرتان و یا شخص دیگری است و باز مطمئنا منظور شما این نیست که من در میان خانواده ام اعم از پدر و مادر و زن و فرزندان و غیره هستم. یعنی واژه های بیت و خانه بر وجودی بی جان دلالت می کند. هنگامی که الله خطاب به زنان حضرت پیامبر می فرمایند که در خانه های خود بمانید منظور این است که در ساختمانهایی که مالک آنها حضرت پیامبر است و ایشان به هر کدام از شما ، ساختمانی را اختصاص داده اند بمانید.
معادل همایی " اهل بیت" که از دو واژه "اهل" به معنای " ساکنان" و "بیت" به معنی "خانه" تشکیل شده است در زبان پارسی همانا "خانواده" است. واژه "خانواده" بر عکس واژه "خانه" بر وجودی جاندار دلالت می کند که معمولا یک نفر در خانواده سمت ارشدیت دارد که متکفل نگهداری و تامین مالی دیگر اعضای خانواده است که در این صورت این شخص به عنوان متولی خانواده در نظر گرفته می شود و عنوان خانواده نیز نام این شخص است مثلا خانواده آقای امیری. خانواده دارای اقسامی چند است از جمله "خانواده هسته ای" که تنها از زن و شوهر و یا فرزندان تشکیل می شود یا خانواده هایی مشابه خانواده حضرت پیامبر که از زنان و فرزندان آن جناب که در چندین ساختمان مختلف زندگی می کردند تشکیل می شود ولی همه زنان و فرزندان آن جناب جزو خانواده آن جناب محسوب می شوند و نمی توانیم بگوییم که حضرت پیامبر دارای چندین خانواده بودند چرا که آن جناب دارای چندین زن بودند. پس منظور از همایی "اهل البیت" در آیه خانواده حضرت پیامبر است چرا که واژه "بیت" دارای الف و لام است و مشخص می شود که منظور خانواده مشخصی است و با توجه به آیات پیرامونی مشخص می شود که منظور خانواده حضرت پیامبر یعنی خود آن حضرت و زنان و فرزندان آن حضرت است و البته حضرات حسن و حسین از نسل پیامبر هستند ولی جزو خانواده آن حضرت نیستند بلکه ایشان جزو خانواده حضرت علی هستند.

ویرایش توسط لاچینی : 04-14-2010 در ساعت 10:01 PM دلیل: همسان سازی فونتها و حذف دو مورد حرف معرفه "ال"
لاچینی آنلاین نیست.  
كاربر زير از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
قدیمی 04-14-2010  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 592
امتیاز: 2673
تشكرها: 1,168
2,663 بار در 567 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

سلام

فرمایش شما را تا این جمله قبول دارم:

نقل قول:
هنگامی که الله خطاب به زنان حضرت پیامبر می فرمایند که در خانه های خود بمانید منظور این است که در ساختمانهایی که مالک آنها حضرت پیامبر است و ایشان به هر کدام از شما ، ساختمانی را اختصاص داده اند بمانید.
اما وقتی مدعی می شوید اهل البیت، به معنی خانواده است، تسامحی می کنید که منجر به حذف "الف و لام" عربی در فارسی می شوید، یعنی در واقع شما هیچ فرقی بین "اهل بیت" و "اهل البیت" قائل نیستید و هر دو را خانواده می دانید، حال آنکه اولی اهل خانه به معنی عام است، دومی اهل خانه ایست که در خانه خاصی ساکن است!

همانطور که می دانید "الف و لام" در اسلام نقش کلیدی دارد! تفاوت الله(ال-اله) با اله، الامر با امر، و اینجا اهل البیت با اهل بیت!

با تسامح یک الف و لام، از توحید(الله) تا شرک(اله) می توان تغییر کرد!!!

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر هم اکنون آنلاین است.  
كاربر زير از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
قدیمی 04-14-2010  
عضو جدید

 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سپهر محمدی
1. بر اثر شتابزدگی و عدم دقت ، در دو مورد باید به جای اهل البیت ، اهل بیت نوشته می شد که تصحیح کردم. لطفا پست قبلی را یک بار دیگر مطالعه فرمایید.
2. بخشی از نوشته شما درست است که اهل بیت و اهل البیت باهم فرق دارند ولی پرسش این است که مگر من خلاف این را عرض کردم. از نظر دستوری اهل بیت نکره است یعنی برای گوینده و یا شنونده و یا هر دو مشخص و معین نیست ولی اهل البیت معرفه است یعنی برای گوینده و یا شنونده و یا هر دو مشخص و معین است.
در آیه 12 سوره قصص ، اهل بیت به صورت نکره آمده است : وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُون‏ و در آیه 73 سوره هود و آیه 33 سوره احزاب ، اهل بیت به صورت معرفه آمده است و مطابق دستورزبان عربی واژه بیت ، الف و لام گرفته است.
3. به نظر می رسد که سوء تفاهمی که در این خصوص برای جنابعالی پیش می آید ناشی از ترجمه لفظ به لفظ و یا گرته برداری ( word for word translation ) می باشد. جنابعالی اهل بیت را اهل خانه ترجمه می کنید در صورتی که در زبان پارسی ما نمی توانیم مثلا به جای خانواده آقای امیری بگوییم اهل خانه آقای امیری که در این صورت در انتقال پیام با مشکل مواجه خواهیم شد.
4. و اما فرموده اید که اهل البیت اهل خانه ای ( خانواده ای ) است که در خانه خاصی ساکن است. این سخن در صورتی صحیح است که حضرت پیامبر تنها یک همسر داشتند ولی با توجه به تعدد همسران آن حضرت ، آیا درست است که همسران دیگر حضرت به جز حضرت خدیجه را جزو اهل البیت یعنی خانواده آن حضرت محسوب نکنیم و یا به هنگام سخن گفتن در خصوص آنها ، اهل البیت را به صورت نکره یعنی اهل بیت مطرح کنیم؟ آیا شما پیشنهاد دیگری دارید؟ آیا چون بر اساس دستور زبان عربی نمی توانیم اهل البیت را به صورت نکره یعنی اهل بیت برای دلالت بر دیگر همسران پیامبر به کار بریم در این صورت باید خانه های دیگر همسران پیامبر را شماره گذاری کنیم و بگوییم اهل البیت شماره یک ، دو ، سه و ... . آیا امکان دارد که یک مرد دارای چندین خانواده ( اهل خانه) باشد صرفا به این علت که بیش از یک زن دارد؟ پس سخن شما به این صورت تصحیح می شود که اهل البیت خانواده خاصی است که همانا خانواده حضرت پیامبر است.
لاچینی آنلاین نیست.  
كاربر زير از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
قدیمی 04-16-2010  
عضو جدید

 

تاریخ عضویت: Jan 2010
رشته: زبان و ادبیات خارجه
نوشته ها: 61
امتیاز: 153
تشكرها: 69
143 بار در 49 پست تشكر شده
لاچینی has a little shameless behaviour in the pastلاچینی has a little shameless behaviour in the past
پیش فرض

درود بر جناب سلمان
پرسیده بودید که آیا دوستان ( مسلمان ) به خواندن نماز اعتقادی دارند یا نه. در پاسخ عرض می کنم که اگر دوستان مسلمان باشند حتما به خواندن نماز اعتقاد دارند و اگر اعتقادی نداشته باشند پس مسلمان نیستند منتها احتمال دارد نحوه اعتقاد و نماز خواندن آنها متفاوت باشد.
مثلا من بر این باورم که نماز و روزه و تلاوت قران و سایر عبادات ، مواهبی هستند که از جانب الله به بشر عطا شده اند و با عمل به این عبادات ، بشر می تواند در این دنیا به آرامش روحی و روانی و حتی سلامت جسمی دست یابد و اینکه این عبادات اجر دنیوی دارند نه اجر اخروی. برای کسب اجر اخروی و خشنودی الله لازم است که مسلمین به دیگر احکام و دستورات الله همانند جهاد ، دستگیری از نیازمندان ، عدم ارتکاب محرمات و غیره عمل کنند. اینکه ما تصور کنیم که تنها با عمل به عبادات ، الله از ما خشنود خواهند شد بر اساس قران که کلام الله است درست نیست و اینکه ما تصور کنیم تنها با عمل به احکام و دستورات غیر عبادی ، الله از ما خشنود خواهند شد باز بر اساس قران درست نیست.پس لازم است که ما احکام عبادی و غیر عبادی را توامان عمل کنیم منتها توجه داشته باشیم آن چه دارای اجر و پاداش اخروی است همانا احکام و دستورات غیر عبادی است و گرنه چون ابن ملجم حافظ قران بودند باید به بهشت بروند.
در خصوص نحوه خواندن نماز هم عرض می کنم که الله در آیه 14 سوره طه می فرمایند : إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏ : من خداى يكتايم، معبودى جز من نيست، عبادت من كن و براى ياد كردن من نماز به پا كن‏. از این آیه نتیجه می گیریم که در نماز نباید نام کس دیگری به جز الله ذکر شود حتی نام حضرت پیامبر و به نظر درست نمی آید که حضرت پیامبر در نماز بفرمایند که شهادت می دهم که من ( محمد )بنده و رسول الله هستم. در خصوص ذکرهای نماز نیز می توان به نمازهای دو فرقه عمده اسلام یعنی سنی و شیعه نگاه کرد و مشترکات را حفظ و متفاوتها را حذف کرد ، مثلا : سنیها پس از قرائت سوره فاتحه ، آمین می گویند که در نماز شیعیان نیست و از طریق یهودیان وارد نماز شده است. شیعیان در رکعت دوم قنوت می گیرند که در نماز سنیها نیست. سنیها در رکعتهای اول و دوم پس از سوره فاتحه ، سوره ای و یا بخشی از یک سوره را قرائت می کنند ولی شیعیان تنها قرائت یک سوره کامل را درست می دانند. قرائت قران در نماز از طرف حافظان قران به نماز وارد شده است و به نظر نمی رسد هنگامی که در پیشگاه الله هستیم و با او راز و نیاز می کنیم قرائت آیاتی که در خصوص احکام مثلا جنگ و یا طلاق و عده زنان است درست باشد. بخش دوم تشهد و سلام در نمازهای فریقین متفاوت است.
لاچینی آنلاین نیست.  
كاربر زير از لاچینی به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
قدیمی 04-17-2010  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 592
امتیاز: 2673
تشكرها: 1,168
2,663 بار در 567 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

با سلام

جناب لاچینی،

هنوز با تعریف شما از اهل البیت، مشکل دارم.

شما اهل البیت را با مالک خانه مرتبط می دانید در حالیکه از این واژه چیز خاصی در مورد مالک خانه بر نمی آید!

"بیت" یعنی "خانه" و "البیت" یعنی "یک خانه خاص" و "اهل البیت" یعنی "اهل یک خانه خاص"

لذا ما در این آیه باید بگردیم و اهل این خانه خاص را بیابیم.

همانطور که اشاره کردید در آیه 12 سوره قصص واژه "اهل بیت" آمده است که در آنجا هم منظور اهل بیت موسی حجت زمان خویش است.
که باز تایید کننده نظر بنده است که واژه اهل البیت در قرآن چه به صورت نکره و چه به صورت معرفه تنها و تنها برای خانواده حجت زمان، چه ابراهیم و چه موسی و چه محمد بن عبدالله علیهم السلام به کار رفته است.

چنین چیزی در مورد اهل خانه نوح نیز تقریبا صحت دارد.(که نوح در مورد آنها دعا کرد(و من دخل بیتی مومنا))

ضمنا بنده در اینجا هیچ اصراری ندارم مفاهیم عربی قرآن را به زبان دیگری ترجمه کنم که در این بین به مشکل ترجمه مواجه شوم! بلکه در صددم درک کنم منظور از این کلمات چیست؟!

در ضمن در صورتیکه مراجعه به احادیث کرده باشید دقیقا خانه های زنان پیغمبر مشخص بود و آن به این صورت بود:

خانه فاطمه
خانه عایشه
خانه حفصه
.....

و مشخص است در این آیه، به یکی از این خانه ها اشاره شده است.

در جای دیگر قران به گناه عایشه و حفصه به روشنی اشاره شده است، چگونه آنها در این دایره بگنجند:
نقل قول:
إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَ جِبرِْيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَئكَةُ بَعْدَ ذَالِكَ ظَهِيرٌ(66:4)
اگر [شما دو زن‏] به درگاه خدا توبه كنيد [بهتر است‏]، واقعاً دلهايتان انحراف پيدا كرده است. و اگر عليه او به يكديگر كمك كنيد، در حقيقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئيل و صالح مؤمنان [نيز ياور اويند] و گذشته از اين، فرشتگان [هم‏] پشتيبان [او] خواهند بود. (4)
تقریبا بلا استثنا مفسرین در اینکه آن دو زن که با هم علیه رسول خدا همپشتی کردند عایشه و حفصه دختران خلیفه اول و دوم بودند همداستانند و صالح مومنین نیز در این آیه علی بن ابیطالب دانسته شده است!

در این آیه صف کشی بی نظیری شده است!

در یک سو، دختر خلیفه اول و دوم و در سوی دیگر خدا و ملائکه و جبریل و امام اول شیعیان یعنی همان هارون اهل البیت!

با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر هم اکنون آنلاین است.  
كاربر زير از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
قدیمی 04-17-2010  
کارشناس انجمن ادیان

 

تاریخ عضویت: Aug 2009
رشته: مهندسی برق
نوشته ها: 592
امتیاز: 2673
تشكرها: 1,168
2,663 بار در 567 پست تشكر شده
سپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura aboutسپهر has a spectacular aura about
پیش فرض

ضمنا در مورد نماز اظهار نظرهایی کردید که جز تیری در تاریکی نیست!

جز پیروی از ظن و گمان نیست!

و به شما هشدار می دهم:

نقل قول:
و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمانِ [خود] را پيروى نمى‏كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‏] حقيقت هيچ سودى نمى‏رساند. (53:28)
و متاسفانه در زمانی هم از گمان پیروی می کنید که هدایت(اهل البیت) به سوی شما آمده است:

نقل قول:
إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى‏ (53:23)
جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‏ايد [و] خدا بر [حقّانيت‏] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان‏] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى‏كنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است. (23)
اما من فقط این قسمت را پاسخ می دهم که فرمودید:

نقل قول:
و اینکه این عبادات اجر دنیوی دارند نه اجر اخروی.
در اجر دنیوی نماز مناقشه ای ندارم اما نماز بدون شک اجر اخروی نیز دارد:

نقل قول:
مدثر
مَا سَلَكَكمُ‏ فىِ سَقَرَ(42)
قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ(43)
«چه چيز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟» (42)
گويند: «از نمازگزاران نبوديم، (43)
دوستان توجه دارند که اجر اعم از پاداش و عقاب است و در این آیه به عقاب در قیامت به خاطر عدم توجه به نماز اشاره شده است.

و در ایه دیگر به پاداش نماز اشاره شده است:

نقل قول:
سوره معارج
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَاتهِمْ يحُافِظُونَ(34)
أُوْلَئكَ فىِ جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ(35)
و كسانى كه بر نمازشان مداومت مى‏ورزند. (34)
آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت‏]، گرامى خواهند بود. (35)
لذا سخنی که دوستمان مدعی شدند که نماز اجر اخروی ندارد، سخنی شاذ و نادر و البته مخالف با قرآن است!!!
با احترام
سپهر محمدی
__________________
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )، ( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
من، سپهر محمدی، شیعه و مسلمانم، خدایِ واحدِ خالقِ هر چیز، را می پرستم. به تورات، انجیل و قرآن موجود ایمان دارم و عیسی مسیح، محمد بن عبدالله، علی بن ابیطالب و 11 فرزندش را مولای خود می دانم، و همچنین در انتظار ظهور مهدی و مسیح، دست در دست یکدیگر، هستم!
( فقط اعضای سایت می توانند لینک را مشاهده کنند. )
سپهر هم اکنون آنلاین است.  
كاربر زير از سپهر به خاطر پست مفيدش تشكر كرده است:
 

ارسال و ثبت لینک این تاپیک در سایت های دیگر ( = افزایش بازدید از تاپیک و جذب کاربر)

برچسب ها
مورد, مباحث, معرفت, معصومند؟, آیا, ائمه, بحث, حلقه, شیعه
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است



اکنون ساعت 07:10 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

-- English-US -- فارسی

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
زبان فارسی توسط MPF، اصلاح و تغییر توسط ™Metalik
مسئوليت مطالب و نظرات كاربران، به عهده خود آنان است و لزوما نظر انجمن نيست.